تعداد بازديد :  
تاريخ : سه شنبه نوزدهم دی 1391
 




پایگاه اینترنتی دیدبان
(تحلیل مسائل کشور ، استان همدان و تویسرکان)
امام خامنه ای(مدظله): هدف دشمن اینست که مردم احساس کنند راه حل مشکلات ، سازش با غرب است و از درون ، نظام را برای سازش تحت فشار قرار دهند همه باید هوشیار باشند فتنه جدیدی در راه است .

 

«نماد مقاومت اسلامی در برابر زیاده خواهی‌های استکبار جهانی و چهره ای دانشگاهی که بر خلاف غرب زدگان، علم خود را در سطر سطر قرآن و سنت جستجو می کند و کسی که تمام حیثیت خود را برای پایی که جا ماند گذاشت تا ذره ای در برابر زیاده خواهی های بیگانگان عقب نشینی نشود. کیست که فراموش کند هر گاه جلیلی به مذاکره می رفت مطمئن بودیم ذره‌ای از حقوق حقه هسته ای ایران کوتاه نخواهد آمد.»

 



ارسال توسط ناظر تویسرکان
تعداد بازديد :  
تاريخ : پنجشنبه بیست و نهم آبان 1393
مسافر غریب زمین!

چشمانِ انتظار از نیامدنت سفید شد. کمر صبر شکست. تا به کی دنبال رد پایی از امید به آمدنت باشیم؟!

قرنهاست بانشانه هایی از رخ نمودنت ، خود را امیدوار ساخته ایم. اما متی ترانا و نراک ؟(1)

عزیز خدا ! بگذار ما باز دلمان را به نشانه ها خوش کنیم.

می گویند دم آمدنت زمین زندگان را به بلاهایش مبتلا می کند و آسمان با بارانهای پی در پی گوشت بر تن مردگانی که با آرزوی هم رکابی «تو» سر بر خاک نهادند، می رویاند تا به محض آمدنت همراهیت کنند.

می گویند خدا منتظرانت را از غربال ما مردم بر می گزیند ،(2) تا آنهایی که به «تو» معرفت و یقین دارند ، منتظرت باشند.

می گوییم ما کجای این غربالگری هستیم؟! ماکه فههمان از دین اندک است ، اما به دل و به جان دوستت می داریم ، در کجای جاده ی انتظار ایستاده ایم؟!

اصلا ما را به این جاده راهی هست؟!

مسافر محبوب زمینیان ! ادب آداب انتظار را برایمان از خدا بخواه. باشد که ما نیز جرعه ای از چشمه ی پر آب معرفت « تو »بنوشیم.

 



ارسال توسط ناظر تویسرکان
تعداد بازديد :  
تاريخ : دوشنبه دوازدهم آبان 1393

    





اولین باری که سوگواران امام حسین(ع) لباس سیاه بر تن کردند/ وقتی مجلس سوگواری سیدالشهدا در کاخ یزید برگزار شد

به روایت سید بن طاووس در لهوف، اولین عزاداری را پس از واقعه عاشورا عصر همان روز و پس از پایان یافتن نبرد، زنان شهدا و اهل‌بیت بر سر اجساد شهدا برگزار کردند. عزاداری بعدی را فردای عاشورا و پس از به آتش کشاندن خیمه‌ها به دست لشکریان عمر سعد، زنان اهل‌بیت برگزار کردند.

 

عزاداری بعدی پس از ورود کاروان اسرا به کوفه رخ داد. وقتی کاروان اسرا وارد کوفه شد مردم شهر بر اثر دیدن حال و روز اهل‌بیت منقلب شدند و گریان و نالان، نوحه‌ها سر دادند. امام سجاد (ع) که آن حال را دید، فرمود: آیا این شما هستید که نوحه‌سرایی می‌کنید و گریه سر می‌دهید؟ پس چه کسی ما را کشت؟

 

سپس حضرت زینب سخنرانی برای مردم را شروع فرمود و آنها را به سبب پیمان‌شکنی‌شان شماتت و سرزنش کرد. پس از این سخنان غریو شیون از مردم کوفه به هوا خاست. آنگاه فاطمه صغری، دختر امام حسین (ع) خطبه‌ای طولانی در رثای پدرش و شماتت کوفیان ایراد کرد که باز مردم را به ناله واداشت.

 

بعد از آن نوبت به حضرت ام‌کلثوم رسید. وی پس از ایراد سخنانی به خواندن مرثیه پرداخت. شنیدن آن قصیده چنان در مردم اثر کرد که همه را به عزاداری واداشت. سپس امام سجاد (ع) برخاستند و پس از حمد و ثنای الهی خطبه‌ای غرا در نکوهش و تنبه کوفیان ایراد کردند و سخن خود را با خواندن مرثیه‌ای به پایان بردند.

 

مجلس عزای بعدی در مدینه برگزار شد. داستان از این قرار بود که ابن‌زیاد در نامه‌ای به یزید گزارش احوال اهل‌بیت را نگاشت و نامه را برای فرماندار مدینه، عمروبن سعید بن عاص فرستاد تا به یزید برساند. عمرو به محض دریافت خبر شهادت امام حسین (ع) به مسجد رفت، بر منبر خطبه‌ای خواند و خبر را به اطلاع مردم کوفه رساند. در آن هنگام، صدای شیون و زاری از آل بنی‌هاشم به هوا برخاست. آنها مراسم عزا و سوگواری برگزار کردند و زینب دختر عقیل بن ابی طالب هم نوحه‌خوانی می‌کرد.

 

مجلس عزای دیگر، در کاخ یزید برگزار شد. وقتی که چشمان حضرت زینب به سر بریده برادرش حسین (ع) افتاد با ناله‌ای حزین نوحه‌گری را شروع کرد به طوری که به غیر از یزید همه حضار مجلس را به گریه انداخت. در آن هنگام یکی از زنان بنی‌هاشم که در خانه یزید زندگی می‌کرد نیز شروع به گریه و نوحه‌خوانی کرد. یزید هم پس از آن اجازه داد تا اهل‌بیت در مدت اقامتشان در شام سوگواری کنند و آنان نیز چنین کردند.

 

از روایتی که محدث نوری در مستدرک الوسایل نقل می‌کند می‌توان چنین برداشت کرد که گویا در همین مجالس عزا در دمشق است که برای اول بار، سوگواران حسین بن علی (ع) لباس سیاه به تن می‌کنند.

 

مراسم بعدی در کربلا و کنار قبور شهیدان برگزار شد. مشهور است که در بازگشت از شام به عراق، اهل‌بیت از راهنمای قافله خواستند تا آنها را از مسیر کربلا عبور دهد. وقتی به آن سرزمین رسیدند مشاهده کردند که پیش از آنان جابربن عبدالله انصاری نیز همراه عده‌ای از بنی‌هاشم به زیارت مرقد امام حسین (ع) آمده است. با پیوستن کاروان اهل‌بیت به جابر و همراهانش، همه در کربلا جمع شدند و به گریه و سوگواری و سینه‌زنی پرداختند. به صورتی که زنان آن حوالی هم به آنها پیوستند. تا مجلس تا چند روز برقرار بود.

 

عزاداری بعدی در مدینه بر پا شد. وقتی کاروان اهل‌بیت به حوالی مدینه رسید و در آنجا اتراق کرد، امام سجاد (ع) به بشیر بن حذلم که شاعر بود فرمودند تا به مدینه ورود و خبر شهادت امام حسین را به مردم برساند. مردم مدینه پس از شنیدن این خبر شیون‌کنان به محل اتراق کاروان اهل‌بیت به راه افتادند، گرد حضرت سجاد حلقه زدند و گریان و تسلیت‌گویان همراه با ایشان عزاداری کردند. سپس، امام در اجتماع پر شور مردم، سخنرانی غرایی ایراد فرمودند که گریه شدید مردم را در پی داشت. پس از آن، اهل بیت همراه مردم وارد شهر شدند و در آنجا هم مجلس سوگ و عزا بر پا داشتند.

 

از جمله اولین مجالس تعزیت رسمی امام حسین (ع) باید به عزاداری توابین بر مزار امام اشاره کرد. به روایت تاریخ، آنگاه که در آغاز سال 65 هجری، توابین به فرماندهی سلیمان بن صرد خزاعی – که به "امیرالتوابین" ملقب بود – عازم جنگ با سپاه شام بودند، نخست به کربلا آمدند و چندی بر سر قبر امام سوگواری کردند. نکته حائز اهمیت درباره عزاداری توابین، رجزخوانی یکی از ایشان به نام عبدالله بن عوف احمر بر سر مزار شهدا در کربلا بود؛ کاری که بعدها به سنتی دیرپا مبدل شد و در قالب منقبت‌خوانی و حماسه‌خوانی رواج یافت.

 

* برگرفته از کتاب "رسانه شیعه" (جامعه‌شناسی آیین‌های سوگواری و هیأت‌های مذهبی در ایران)، تألیف محسن حسام مظاهری.



ارسال توسط ناظر تویسرکان
 

نگاهی به شماره‌ی آخر مجله‌ی انگلیسی متعلق به داعش
بعد از جزیرة العرب، ایران را فتح خواهیم کرد و بعدش نوبت ایتالیاست!

  تصور کنید ابومحمد العدنانی (سخنگوی رسمی داعش) جلوی یک لپ تاپ اچ پی نشسته است تا مقاله‌اش که قرار است در شماره‌ی بعدی مجله‌ی دابق [مجله‌ی رسمی داعش به زبان انگلیسی] منتشر شود را بنویسد. سمت راست او هم مثلا عمر الشیشانی نشسته و جلویش یک لپ تاپ ماک پرو باز است و دارد جلد شماره‌ی جدید مجله را در نرم‌افزار این‌دیزاین طراحی می‌کند و می‌پرسد طبق فتوای  آبوبکر البغدادی جایز است که از فتوشاپ استفاده کنند یا خیر؟

تصویری که شبیه فیلم ‌است، ولی حالا چندان هم دور از حقیقت نیست، منتها با اسامی دیگری غیر از این افراد: داعش چهارمین مجله‌ی «خلافت» به زبان انگلیسی را هم منتشر کرد تا به تعداد هرچه بیشتری از «جهاد فان» (طرفداران جهاد) در چهارگوشه‌ی دنیا دست پیدا کند.

 

 

به نوشته‌ی روزنامه‌ی السفیر لبنان، روشی که داعش در این زمینه در پیش گرفته تا حد زیادی شبیه نمونه‌ی مجله‌ی الکترونیکی inspire است که در سال 2010 توسط سازمان «القاعده در شبه جزیره‌ی عربستان» منتشر می‌شد و سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا توانست در سال گذشته در آن نفوذ کند. مجله‌ی inspire در زمان انتشارش دارای تصاویر روی جلد جذابی بود و در ده شماره‌ای که منتشر شد سعی داشت راهکارهایی به «جهادیون» دور افتاده [از خود سازمان اصلی] ارائه دهد تا بتوانند خودشان دست به عملیات هجومی بزنند، مثلا: «چطور ماشین با ده گام آتش می‌گیرد؟»

اما مطالب دابق در هر شماره ناظر به مطلبی جداگانه بوده است: در شماره‌ی اول بیشتر ناظر به بحث‌های نظری درباره‌ی تشکیل «دولت» بر مبنای اصول شریعت بود تا دعوت به عملی خاص. و حالا امروز رفته است سراغ ترس انداختن در جان‌ها درباره‌ی انجام عملی تروریستی، ای بسا در رم، چنانکه جلد شماره‌ی چهارم نشان می‌دهد. جلد شماره‌ی چهارم، تهدید مستقیمی‌ است ضد پایتخت کاتولیک‌های جهان، در این طراحی، تصویر پرچم سیاه داعش را می‌بینیم که در واتیکان به اهتزاز در آمده است. تصویری که شاید بیانگر دعوت به راه اندازی جنگی ضد کلیسای کاتولیک باشد، یعنی بخشی از تهدید به لشکرکشی به رم و تخریب همه‌ی صلیب‌های آن [که در آخرین پیام سخنگوی داعش به آن اشاره شده بود].

«هیئت‌ تحریریه‌ی دابق» معتقدند که پس از قرن‌های جنگ مقدس، زمان موعود نزدیک شده است، اما هدف چیست؟ «لشگرکشی به جزیرة العرب و خداوند ما را در این امر موفق خواهد کرد. بعدش نوبت لشگر کشی به سرزمین فارس [ایران] خواهد رسید که خدا ما را در آن هم موفق خواهد کرد. در آخر هم به رم لشگر خواهیم کشید. و خدا ما را در آن هم موفق خواهد کرد.» [ظاهرا اشاره به پیروزی‌های مسلمین در صدر اسلام که ابتدا بر جزیرة العرب مسلط شدند و بعد امپراطوری ایران و سپس امپراطوری روم شرقی را شکست دادند.]

درباره اینکه منشأ اسم «دابق» چیست، دو روایت وجود دارد: اول اینکه دابق اسم روستایی است در نزدیکی حلب در شمال سوریه و نزدیکی ترکیه از طرف «کفار» مورد تهدید قرار داشت و در نهایت در سال 1516 میلادی کار در آنجا با پیروزی در حلب خاتمه یافت. روایت دوم به چند حدیث اشاره می‌کند که در نزدیکی دابق، روزی از روزها «ارتش اسلام» خواهد توانست بر قسطنطنیه (پایتخت امپراتوری صلیبی در شرق، که امروز بدیل شده به استانبول) سیطره یابد.

عنوان شماره‌ی چهارم مجله این است: «حملات صلیبی محکوم به شکست». در این شماره از مسئله‌ی اسیرگیری و کنیزگیری هم دفاع شده و در آن آمده است: «باید همگان توجه داشته باشند که برده گرفتن اسرای کفار و کنیز گرفتن زنان آنان دو بخش قطعی شریعت اسلامی است.» و سپس افزوده است: «وقتی زنان ایزدی را دستگیر کردیم،  پنج تایشان را برای سران سازمان فرستادیم و بقیه را بین رزمندگانی در نبردهای سنجار [در عراق] پیروز شده بودند تقسیم نمودیم.» در مورد مردان اسیر هم مجله مدعی است که آنان را در مقابل سه گزینه مخیر کرده اند: پذیرش اسلام، کشته شدن یا نگه‌داشتنشان و فروختنشان به عنوان «برده».

با تورق مجله مشخص می‌شود که این نشریه بیش از توجه به اعراب، غربی‌ها را مد نظر خود قرار داده است. در صفحات انتهایی مجله نامه‌ای از خبرنگار اسیر استیون سوتلوو خطاب به مادرش منتشر کرده‌اند. هرچند باید مد نظر داشت که سوتلوو پیش از انتشار نامه سر بریده شده بود.

اما این سازمان که ظاهر (جز در همین مجله) برایش اهمیتی ندارد می‌خواهد خودش را اینطور تصویر کند که در استفاده از شبکه‌های اجتماعی (به مثابه ابزاری در خدمت جنگش و نشر سخنان تنفرآمیز) هم بسیار قدر قدرت است. در همین راستا داعش اقدام به پخش کتابچه‌ «راهنما»یی بین پیروانش کرده که در آن قواعد استفاده از شبکه‌های اجتماعی مانند فیسبوک و توئیتر را آموزش داده و در آن خطاب به پیروانش تأکید کرده است که «از انتشار مشخصاتی از خودشان در حساب‌های مورد استفاده‌ی مجازی» خودداری کنند.

این سازمان بر به راه انداختن پروپاگاندا و بزرگنمایی رسانه‌ای در شبکه‌های اجتماعی اصرار دارد تا بتواند دیگران را برای پیوستن به صفوف خود ترغیب کند و این کار از طریق راه‌هایی مانند انتشار تصاویر روش زندگی رزمندگانش و یا تصاویر سرهای بریده شده‌ی دشمنان سازمان انجام می‌دهد.

اما این کارها برای رزمندگانش بی خطر نیست کما اینکه استفاده از حساب‌های شبکه‌های اجتماعی به دستگاه‌های اطلاعاتی غربی معلومات ارزشمندی درباره محل استقرار یاران این سازمان ارائه می‌دهد و هویت این رزمندگان را هم روشن می‌کند و به این ترتیب آنان را تبدیل به هدفی برای هواپیماهای «ائتلاف بین‌المللی» می‌نماید. فلذا در این کتابچه‌ی راهنما خطاب به داعشی‌ها تأکید شده است که از چیزهایی که زمان و مکان ارسال پیام را روشن می‌کند خودداری کنند و به آنها روش‌های یاد داده تا از آن کارهایی در این شبکه‌ها که به درد دستگا‌ه های اطلاعاتی غرب می‌خورد در امان باشند، در عین حال«جهادیون» دیگر را از استفاده از شبکه‌های اجتماعی به نحو مطلق بر حذر داشته است.



ارسال توسط ناظر تویسرکان
تعداد بازديد :  
تاريخ : جمعه نهم آبان 1393
 

روزشمار وقایع کربلا از اول محرم تا روز عاشورا
 

قصر بنی مقاتل... چهارشنبه اول محرم الحرام سال 61 هجری قمری

* گروهی از اهل کوفه در این منزلگاه خیمه زده بودند. حضرت از آنها پرسید: ایه به یاری من می آیید؟ بعضی گفتند: دل ما رضایت به مرگ نمی دهد و بعضی دیگرگفتند: ما زنان و فرزندان زیادی داریم. مال بسیاری از مردم نزد ماست و خبر از سرنوشت این جنگ نداریم، لذا از یاری تو معذوریم.

* حضرت به جوانان امر کرد که آب بردارند و شبانه حرکت کنند. امام(ع)همانگونه که سوار بر مرکب بود، مختصری به خواب رفت. پس از بیداری کلمه ی استرجاع(انا لله و انا الیه راجعون) را تکرار می کرد.« علی اکبر جلو رفت و علت را جویا شد؛ حضرت فرمود: اسب سواری جلو من در خواب ظاهر شد و گفت: این قوم شبانگاه در حرکت است و مرگ به استقبالشان می آید.» علی اکبر گفتپدرم! ایا ما بر حق نیستیم؟» حضرت فرمود:« سوگند به خدا که ما بر حقّیمعلی اکبر گفت:« پس ما را باکی از مرگ نیست.» امام فرمود:« خدا تو را جزای خیر دهد.»

* حسین(ع) در این منزل به عبیدالله جعفی چنین فرمود:

پس اگر ما را یاری نمی کنی خدای را بپرهیز از این که جزو کسانی باشی که با ما می جنگد. سوگند به خدا اگر کسی فریاد ما را بشنود و ما را یاری نکند، خدا او را به رو در آتش می افکند.

نینوا ( و کربلا)... پنج شنبه دوم محرم الحرام سال 61 هجری قمری

 نینوا جایی است که حرّ دستور یافت حضرت را در بیابانی بی آب و علف و بی دژ و قلعه فرود آورد. امام(ع) برای اقامت در محل مناسبتری، به حرکت خود ادامه داد تا به سرزمینی رسید. اسم آنجا را سئوال فرمود؛ تا نام کربلا را در جواب شنید، گریست و فرمود:« پیاده شوید، اینجا محل ریختن خون ما و محل قبور ماست. و همین جا قبور ما زیارت خواهد شد، و جدّم رسول خدا چنین وعده داد.» سپس اصحاب امام(ع) پیاده شدند و بار و اثاثیه را فرود آوردند. سپاه حرّ نیز در ناحیه ی دیگری در مقابل امام اردو زدند.

حضرت(ع) اهل بیت خود را جمع کرده، نظری بر آنها افکند و گریست. سپس فرمود:« خدایا! ما را از حرم جدّمان راندند، و بنی امیه در حقّ ما ستم روا داشتند. خدایا! حق ما را از ستمگران بستان و بر دشمنان پیروز گردان«.

عبیدالله بن زیاد نامه ای بدین مضمون برای حضرت نوشت: خبر ورود تو به کربلا رسید. من از جانب یزید بن معاویه مأمورم سر بر بالین ننهم تا تو را بکشم و یا به حکم من و حکم یزید بن معاویه باز ایی! والسلام. امام(ع) فرمود: این نامه را جوابی نیست! زیرا بر عبیدالله عذاب الهی لازم و ثابت است.

امام حسین(ع) چون نامه ی ابن زیاد را خواند، فرمود:

رستگار نشوند آن گروهی که خشنودی مردم را با غضب پروردگار خریدند.(خشنودی مردم را بر غضب خدا مقدم داشتند)

کربلا....جمعه سوم محرم الحرام سال 61 هجری قمری

عمر بن سعد با لشکری چهار هزار نفره از اهل کوفه وارد کربلا شد. برخی نوشته اند: قبیله ی عمر بن سعد(بنی زهره) نزد او آمده و او را سوگند دادند تا از این کار(داوطلب جنگ با امام حسین(ع) شدن) بر حذر باشد تا باعث دشمنی میان آنها و بنی هاشم نگردد. از طرفی یکی از دو فرزندش به نام حفص او را به مقاتله با امام حسین(ع) تشویق می نمود و دیگری او را بر حذر می داشت. لذا حفص همراه پدر برای جنگ با حسین(ع) به کربلا آمد.

* عمر سعد شخصی را نزد حضرت فرستاد تا از علت آمدنش به این سرزمین جویا شود. حضرت فرمودمردم شهر شما به من نامه نوشته و مرا دعوت کرده اند و اگر از آمدنم ناخوشنودید باز خواهم گشت!» عمر بن سعد تا از پیام امام(ع) مطلع گشت، گفتامیدوارم خدا مرا از جنگ با حسین برهاند

سخن امام حسین(ع) هنگام ورود به کربلا

مردم بندگان دنیا هستند و دین آنها جز سخن بر زبانشان نیست. تا آنگاه که زندگیشان بچرخد، دنبال دین می روند. و هرگاه بنای امتحان و آزمایش پیش اید، دینداران بسیار اندک می شوند.

کربلا....شنبه چهارم محرم الحرام سال 61 هجری قمری

عبیدالله بن زیاد در مسجد کوفه مردم را چنین خطاب کرد:

«ای مردم! خاندان ابوسفیان را آزمودید و آنها را چنان که می خواستید یافتید! و یزید را می شناسید که دارای رفتار و روشی نیکوست که به زیردستان احسان می کند و بخشش های او بجاست! و پدرش نیز چنین بود! اکنون یزید دستور داده تا بین شما پولی تقسیم نمایم و شما را به جنگ با دشمنش حسین بفرستم». سپس دستور داد در تمام شهر ندا کنند و مردم را برای جنگ آماده ی حرکت سازند.

شمر بن ذی الجوشن با چهار هزار جنگجو، یزید بن رکاب با دوهزار جنگجو، حصین بن نمیر با چهار هزار جنگجو، مضایر بن رهینه با سه هزار جنگجو، و نصر بن حرشه با دوهزار جنگجو برای جنگ با حسین(ع) اعلام آمادگی کرده و حرکت به سوی کربلا را آغاز کردند.

امام در پاسخ قیس بن اشعث که سفارش به بیعت با یزید می کرد، فرمود:

«نه به خدا سوگند، دست ذلت در دست آنان نمی گذارم و مانند بردگان از صحنه ی جنگ با آنان فرار نمی کنم.

کربلا....یکشنبه پنجم محرم الحرام سال 61 هجری قمری

نیروهای پراکنده در سطح شهر کوفه کم کم جمع شده و به لشکر عمر بن سعد می پیوندند. نوشته اند: شیث بن ربعی با هزار سوار به سوی کربلا روان شد.

عبیدالله عده ای را مأموریت داد تا در مسیر کربلا بایستند و از حرکت کسانی که به قصد یاری حسین(ع) از کوفه خارج می شوند، جلوگیری کنند.

چون گروهی از مردم می دانستند که جنگ با امام حسین(ع) در حکم جنگ با خدا و پیامبر است، در اثنای راه از لشکر دشمن جدا شده و فرار می کردند. نوشته اند: فرماندهی که از کوفه با هزار جنگجو حرکت کرده بود، چون به کربلا رسید، سیصد یا چهارصد نفر همراه او بودند و بقیه چون اعتقادی به این جنگ نداشتند، اقدام به فرار می کردند.

از سخنان امام حسین(ع) با سپاه دشمن

«هیهات ما تن به ذلت نخواهیم داد. خدا و رسول او و مؤمنان هرگز برای ما ذلت و خواری را نپسندیدند. دامنهای پاکی که ما را پرورده است و سرهای پرشور و مردان غیرتمند هرگز فرومایگان را بر کشته شدن مردانه ترجیح ندهند.

کربلا....دوشنبه ششم محرم الحرام سال 61 هجری قمری

عمر بن سعد نامه ای را از عبیدالله دریافت می دارد که مضمون آن چنین است: من از لشکر سواره و پیاده چیزی را از تو فروگذار نکردم، و توجه داشته باش که مأمورانی سپرده ام تا هر روز وضعیت را به من گزارش کنند.

حبیب بن مظاهر از حضرت اجازه می گیرد تا نزد طایفه ای از بنی سعد که در آن نزدیکی ها زندگی می کردند رفته و آنان را به یاری فرا خواند، حضرت اجازه دادند. حبیب نزد آنها رفت و گفت:« امروز از من فرمان برید و به یاری حسین(ع) بشتابید تا شرف دنیا و آخرت از آن شما باشد». تعداد 90 نفر به پا خاستند و حرکت کردند، اما در میان راه با لشکر عمر بن سعد برخورد کردند و چون تاب مقاومت نداشتند، پراکنده شده و برگشتند. حبیب به نزد حضرت رسید و جریان را تعریف نمود. حسین گفت:« لا حول و لا قوه الا بالله»

نامه امام از کربلا به برادرش محمد بن حنفیه و بنی هاشم

«مثل این که دنیا اصلاً وجود نداشته(اینگونه دنیا بی ارزش و نابود شدنی است) و آخرت همیشگی و دائم بوده و هست.

کربلا....سه شنبه هفتم محرم الحرام سال 61 هجری قمری

تعداد نظامیانی که لباس و سلاح جنگی و حقوق از حکومت غاصب بنی امیه گرفته و به جنگ امام حسین(ع) آمده بودند را، بالغ بر 30 هزار جنگجو نوشته اند.

عمر بن سعد نامه ای بدین مضمون از عبیدالله دریافت کرد که: با سپاهیان خود بین امام حسین(ع) و اصحابش و آب فرات فاصله بینداز، به طوری که حتی قطره ای آب به امام(ع) نرسد، همان گونه که از دادن آب به عثمان بن عفان خودداری شد! عمر بن سعد 500 سوار را در کنار شریعه ی فرات مستقر کرد. یکی از آنها فریاد زد: ای حسین!... به خدا سوگند که قطره ای از این آب را نخواهی آشامید تا از عطش جان دهی!

حضرت فرمود:« خدایا! او را از تشنگی هلاک کن و هرگز او را مشمول رحمتت قرار مده.» حمید بن مسلم می گوید به چشم خود دیدم که نفرین امام(ع) عملی گشت.

 امام حسین(ع) سپاه دشمن را چنین نفرین کرد:

بار خدایا! باران آسمان را از اینان دریغ کن، و بر ایشان تنگی و قحطی( همچون سالهای قحطی یوسف در مصر) پدید آور و آن غلام ثقفی(حجاج بن یوسف) را بر ایشان بگمار تا جام زهر به ایشان بچشاند. زیرا آنها به ما دروغ گفتند و ما را خوار ساختند و خداوند( به توسط آن غلام) انتقام من و اصحاب و اهل بیت و شیعیان مرا از اینان بگیرد.

کربلا....چهارشنبه هشتم محرم الحرام سال 61 هجری قمری

هر لحظه تب عطش در خیمه ها افزون می شد، امام(ع) برادرش عباس را به همراه عده ای شبانه حرکت داد. آنها با یک برنامه ی حساب شده، صفوف دشمن را شکسته و مشکها را پر از آب کردند و به خیمه ها برگشتند.

ملاقات امام(ع) با عمرسعد:

حضرت فرمود:« ای پسر سعد! ایا با من مقاتله می کنی و از خدا هراسی نداری؟» ابن سعد گفت:« اگر از این گروه جدا شوم، خانه ام را خراب و اموالم را از من می گیرند و من بر حال افراد خانواده ام از خشم ابن زیاد بیمناکم.» حضرت فرمود:« تو را چه می شود؟ خدا جان تو را به زودی در بستر بگیرد و تو را در روز قیامت نیامرزد...گمان می کنی که به حکومت ری و گرگان خواهی رسید؟ به خدا سوگند چنین نیست و به آرزویت نخواهی رسید

عبیدالله طی نامه ای عمر بن سعد را تهدید به عزل و برکناری کرده، می گوید:« اگر از فرمان من سر باز زنی، مسئولیت لشکر را به شمر بن ذی الجوشن واگذار خواهم کرد

سخن امام حسین(ع) با یارانش

«ای بزرگ زادگان! صبر پیشه کنید که مرگ جز پلی نیست که شما را از سختی و رنج عبور داده و به بهشت پهناور و نعمتهای همیشگی آن می رساند.

کربلا....پنج شنبه نهم محرم الحرام سال 61 هجری قمری

شمر خود را به خیام امام(ع) رسانده، ضمن صدا کردن حضرت عباس(ع) و دیگر فرزندان ام البنین، می گوید:« برای شما از عبیدالله امان نامه گرفتم.» آنها متفقاً گفتند:« خدا تو را و امان نامه ی تو را لعنت کند، ما امان داشته باشیم ولی پسر دختر پیامبر نداشته باشد؟»

امام حسین(ع) توسط حضرت عباس(ع) از دشمن یک شب را برای نماز، راز و نیاز با خدا و تلاوت قرآن مهلت می گیرد.

حفر خندق در اطراف خیام برای مقابله با شبیخون دشمن و قطع کردن راه ارتباطی دشمن با خیام از سه طرف، - که فقط از یک قسمت ارتباط برقرار باشد- و یاران امام(ع) در آنجا مستقر بودند. این تدبیر امام(ع) برای اصحاب بسیار سودمند بود.

گروهی از لشکر عمر بن سعد به سپاه امام می پیوندند.

سخن امام(ع) خطاب به دشمن:

«وای بر شما! چه زیانی می برید اگر سخن مرا بشنوید؟! من شما را به راه راست می خوانم، اما شما از همه ی فرامین من سر باز می زنید و سخن مرا گوش نمی دهید، چرا که شکمهای شما از مال حرام پر شده و بر دلهای شما مهر شقاوت زده شده است.

کربلا....دهم محرم الحرام سال 61 هجری قمری

امام(ع) با یارانش نماز صبح را به جماعت خواند و سپس با آنها چنین سخن گفت:« ...خدا به شهادت من و شما فرمان داده است. بر شما باد که صبر و شکیبایی را پیشه ی خود سازید.«

حضرت(ع)، «زهیر بن قین» را فرمانده راست سپاه و حبیب بن مظاهر را فرمانده چپ سپاه گمارد و پرچم را به دست برادرش حضرت عباس سپرد. گرچه سپاه دشمن به خیمه ها نزدیک می شد، ولی حضرت تیری نینداخت، چون می فرموددوست ندارم که آغازگر جنگ با این گروه باشمعمر بن سعد تیر را بر کمان نهاده و به سوی یاران امام انداخت و گفت:« گواه باشید که اول کسی بودم که به سوی لشکر حسین تیر انداختم!» سپس سپاهیان عمر بن سعد تیر بر کمان نهاده و از هر طرف یاران حسین(ع) را نشانه رفتند. امام(ع) فرمود:« یاران من! به پا خیزید و به سوی مرگ(شهادت) بشتابید، خدا شما را بیامرزد.» در حمله ی اول بالغ بر چهل تن شهید شدند و سپس یاران باقی مانده هر کدام به نوبت به تنهایی به میدان رزم شتافته و به شهادت می رسیدند و بعد از آنها نوبت به خاندان بنی هاشم رسید و آنها نیز شربت شهادت را نوشیدند.

امام حسین(ع) که یکه و تنها مانده بود، نگاهی به اجساد مطهر شهدا کرده و آنها را صدا می کرد. حضرت(ع) برای وداع آخرین به سوی خیام آمد، آنگاه در حالی که شمشیرش را از غلاف بیرون آورده بود در برابر دشمن قرار گرفت و جنگ نمود. دشمن از هر طرف وی را محاصره نمود. ناگاه تیری سه شعبه به قلب مبارکش اصابت کرد و در حالی که نشان یکصد و چند تیر و نیزه بر پیکرش بود، نقش بر زمین شد و روح مبارکش به ملکوت اعلی پیوست، اما شیون زنان، کودکان و حتی فرشتگان الهی بلند شد



ارسال توسط ناظر تویسرکان
تعداد بازديد :  
تاريخ : جمعه نهم آبان 1393
گفتاری ازمسئول ستادمرکزی هیئت رزمندگان اسلام

توصیه‌های رهبر انقلاب به هیئات مذهبی

هیئت‌های مذهبی دارای چند ویژگی هستند که آنها را از سایر تشکل‌ها و جمع‌ها جدا می‌سازد: اولین ویژگی‌شان این است که توسط مردمی که علاقه‌مند به اسلام و ائمه‌‌ی طاهرین علیهم‌‌السلام هستند اداره می‌‌شوند و بر محور عشق به ائمه‌ی طاهرین علیهم‌‌السلام تشکیل شده‌‌اند. ویژگی دوم این است که هزینه‌­های این هیئت‌­ها توسط خود مردم تأمین می­‌شود و نه دستگاه‌های دولتی و حکومتی. ویژگی سوم هم این است که سه عنصر «مردم»، «روحانیت» و «مداح» در این هیئت‌­ها جمع شده‌‌اند. «مردم» هیئت را تشکیل می­‌دهند و هزینه‌­هایش را تأمین می‌­کنند، «روحانی» به‌عنوان کسی که معرفت و محبت به ائمه علیهم‌‌السلام را گسترش می‌‌دهد، و «مداح» هم به‌‌عنوان هنرمندی که می‌­تواند این محتوا را به دل و جان مردم منتقل کند در هیئت حضور دارد.

هیئت‌های مذهبی در طول تاریخ به‌‌خصوص در طول تاریخ تشیع در ایران، عامل اصلی گسترش فرهنگ اسلامی در بین مردم و نهادینه کردن آن بوده‌‌اند. رهبر معظم انقلاب راجع به این موضوع فرموده‌اند: «ما مسلمان‌ها و به‌خصوص ما شیعیان، امتیازی داریم که دیگر ملیت‌ها و ادیان این امتیاز را به قدر ما ندارند و آن عبارت است از اجتماعات دینی که به شکل روبه‌رو، چهره به چهره، نفس به نفس تشکیل می‌شود که این را در جاهای دیگر دنیا و در ادیان دیگر کمتر می‌شود پیدا کرد. هست؛ نه به این قوّت، نه به این وسعت، نه به این تأثیرگذاری و محتواهای راقی.» (۱۳۸۷/۴/۴)

توصیه‌های رهبر انقلاب به هیئات:
توصیه‌­هایی که رهبری در مورد هیئات مذهبی مطرح می­‌کنند، زیاد و متنوع است اما می‌توان آن‌ها را به‌طور کلی در شش دسته طبقه‌بندی کرد:
درباره‌ی فضای جلسات، حضرت آقا معتقدند که باید تلفیقی از عنصر «منطق» و «عاطفه» باشد: «اولاً اساس حرکت عمومی تشیع علاوه بر منطق قوی بر عواطف بود. از روز اول تا امروز در کنار عقل، عشق حضور جدی داشت؛ برای همین هم حرکت تشیع نابود نشد یعنی از بین نرفت. منطق قوی است. یعنی صرف عواطف نیست، اما منطق تنها هم نیست. عواطف هم با آن درآمیخته است.»
لطفا ادامه مطلب را مطالعه فرمایید


ادامه مطلب...
ارسال توسط ناظر تویسرکان
تعداد بازديد :  
تاريخ : جمعه نهم آبان 1393
هیهات بنگرید سزاوار است از چه كسی پیروی كنید، به كسی كه شراب می نوشد [مراد یزید ملعون است] یا كسی كه صاحب حوض و كوثر است؛ كسی كه در خانه وحی و قرآن است [مراد امام حسین(علیه السلام)است] یا كسی كه در بیتش اسباب لهو و نجاست است [مراد یزید ملعون است]؛ و یا كسی كه در خانه اش نزول آیات [نشانه ها] و [آیه] تطهیر است. ...
SHIA-NEWS.COM شیعه نیوز:

سرویس جهان اسلام «شیعه نیوز» به نقل از حج، حضرت ابوالفضل العباس(علیه السلام) هشتم ذیحجه سال 60 هجری قمری و زمانی كه قافله امام حسین (علیه السلام) قصد ترك مكه و عزیمت به كربلا را داشت، بر بام كعبه خطبه‌ای در ستایش از سیدالشهداء ایراد فرمود.

بسم الله الرّحمن الرّحیم

اَلحَمدُ لِلّهِ الَّذی شَرَّفَ هذا (اشاره به بیت الله‌الحَرام) بِقُدُومِ اَبیهِ، مَن كانَ بِالاَمسِ بیتاً اَصبَح قِبلَةً.

أَیهَا الكَفَرةُ الفَجَرة اَتَصُدُّونَ طَریقَ البَیتِ لِاِمامِ البَرَرَة؟ مَن هُوَ اَحَقُّ بِه مِن سائِرِ البَریه؟ وَ مَن هُوَ اَدنی بِه؟ وَ لَولا حِكمَ اللهِ الجَلیه وَ اَسرارُهُ العِلّیه وَاختِبارُهُ البَریه لِطارِ البَیتِ اِلیه قَبلَ اَن یمشی لَدَیه قَدِ استَلَمَ النّاسُ الحَجَر وَ الحَجَرُ یستَلِمُ یدَیه وَ لَو لَم تَكُن مَشیةُ مَولای مَجبُولَةً مِن مَشیهِ الرَّحمن، لَوَقَعتُ عَلَیكُم كَالسَّقرِ الغَضبانِ عَلی عَصافِیرِ الطَّیران.

اَتُخَوِِّنَ قَوماً یلعَبُ بِالمَوتِ فِی الطُّفُولیة فَكَیفَ كانَ فِی الرُّجُولیهِ؟ وَلَفَدَیتُ بِالحامّاتِ لِسَید البَریاتِ دونَ الحَیوانات.

هَیهات فَانظُرُوا ثُمَّ انظُرُوا مِمَّن شارِبُ الخَمر وَ مِمَّن صاحِبُ الحَوضِ وَ الكَوثَر وَ مِمَّن فی بَیتِهِ الوَحی وَ القُرآن وَ مِمَّن فی بَیتِه اللَّهَواتِ وَالدَّنَساتُ وَ مِمَّن فی بَیتِهِ التَّطهیرُ وَ الآیات.

وَ أَنتُم وَقَعتُم فِی الغَلطَةِ الَّتی قَد وَقَعَت فیهَا القُرَیشُ لِأنَّهُمُ اردُوا قَتلَ رَسولِ الله صلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِه وَ أنتُم تُریدُونَ قَتلَ ابنِ بِنتِ نَبیكُم وَ لا یمكِن لَهُم مادامَ اَمیرُالمُؤمِنینَ (ع) حَیاً وَ كَیفَ یمكِنُ لَكُم قَتلَ اَبی عَبدِاللِه الحُسَین (علیه السلام) مادُمتُ حَیاً سَلیلاً؟

تَعالوا اُخبِرُكُم بِسَبیلِه بادِروُا قَتلی وَاضرِبُوا عُنُقی لِیحصُلَ مُرادُكُم لابَلَغَ الله مِدارَكُم وَ بَدَّدَا عمارَكُم وَ اَولادَكُم وَ لَعَنَ الله عَلَیكُم وَ عَلی اَجدادكُم.

بنام خداوند بخشنده مهربان

سپاس خدای را كه بیت الله را با قدوم پدرش(منظور امام حسین (علیه السلام) است) مشرف كرد؛ كسی كه دیروز بیت بود،[امروز] قبله گردید.

ای ناسپاسان گناهكار آیا راه بیت را بر امام نیكوكاران می بندید؟ چه كسی سزاوارتر به این بیت است از دیگر موجودات؟ و چه كسی نزدیكترین به این خانه است؟ و اگر حكمت های خداوند بلند مرتبه نبود و اسرار بالا و امتحانات موجودات نبود، همانا بیت به سوی ایشان [ امام حسین (علیه السلام)] پرواز می كرد؛ قبل از اینكه مردم حجر را لمس كنند، حجر دستانش [ امام حسین (علیه السلام)] را استلام می كند و اگر خواست مولای من خواست خداوند رحمن نبود هر آینه بر سر شما مانند بازِ شكاری كه بر گنجشكان فرود می آید نازل می شدم.

آیا قومی را كه مرگ را در كودكی به بازی می گرفتند می ترسانید، در حالی كه الان در مردانگی قرار دارند. همه جانم فدای آقا و مولای همه موجودات كه برتر از حیوانات [هستند].

هیهات بنگرید سزاوار است از چه كسی پیروی كنید، به كسی كه شراب می نوشد [مراد یزید ملعون است] یا كسی كه صاحب حوض و كوثر است؛  كسی كه در خانه وحی و قرآن است [مراد امام حسین(علیه السلام)است] یا كسی كه در بیتش اسباب لهو و نجاست است [مراد یزید ملعون است]؛ و یا كسی كه در خانه اش نزول آیات [نشانه ها] و [آیه] تطهیر است.

شما در غلطی واقع شدید كه قریش واقع شدند. چرا كه اراده قتل پیامبر(صلی الله علیه و آله) را كردند و شما اراده قتل پسر دختر پیامبرتان را و [این حیله] برای ایشان تا وقتی امیرالمؤمنین(علیه السلام) زنده بود ممكن نشد. پس چگونه ممكن است كشتن ابا عبدالله الحسین(علیه السلام) تا وقتی كه من زنده ام؟

بیایید تا به راهش [راه كشتن امام حسین(علیه السلام)] آگاهتان كنم؛ پس مبادرت به كشتن من كنید، و گردنم را بزنید تا به مقصودتان برسید. خدا شما را به مقصودتان نرساند و عمرتان و فرزندانتان را كوتاه كند و لعنت خدا بر شما و پدرانتان [كه قصد كشتن پیامبر (ص)را داشتند ] باد.

.................

كتاب مناقب ساده الكرام، تألیف سید عین العارفین هندی، در كتابخانه علامه میر حامد حسین موسوس نیشابوری كشمیری بدست آمده  و در قالب كتابی با عنوان "خطیب كعبه" از سوی علی اصغر یونسیان تألیف شده است .


ارسال توسط ناظر تویسرکان
تعداد بازديد :  
تاريخ : سه شنبه ششم آبان 1393
نگاهی به کتابی حاوی یک سخنرانی تاریخی + فایل صوتی
تحلیل وقایع کربلا برای نوجوانان از زبان شهید بهشتی/ «عاشورا؛ اوج یک قیام»

کسانی که دستی در برگزاری هیئات و مراسمات عزاداری ماه محرم دارند، احتمالا می‌دانند که برپایی چنین مراسماتی برای نوجوانان چقدر سخت‌تر از سامان دادن یک هیئت عمومی است. اینکه سخنران چنین مراسمی بتواند جذاب و نوجوان پسند صحبت کند و از طرفی دیگر محتوایی غنی را در این قالب به نوجوانان ارائه کند، فقط یکی از سختی‌های این کار است. مخصوصاً که خیلی‌ها فکر می‌کنند اگر قرار باشد مطلبی برای نوجوانان جذاب و قابل فهم باشد چاره‌ای نیست جز اینکه از سطح معارف آن کاسته شود.

اما شهید مظلوم، آیت الله بهشتی در یک سخنرانی در جمع دانش‌آموزان در سال‌های ابتدایی انقلاب، به بیان ابعاد تاریخی و تحلیلی این نهضت بزرگ پرداخته‌ است. ارائه یک تحلیل جامع با بیانی ساده که برای نوجوانان کاملا قابل فهم است از ویژگی‌های برجسته این سخنرانی محسوب می‌شود. خواندن این سخنرانی یا گوش دادن به آن البته برای همه اقشار و گروه‌های سنی آموزنده است.

 

 

مؤسسه فرهنگی «خاکریز ایمان و اندیشه» متن این سخنرانی را در قالب یک کتابچه زیبا طراحی و عرضه کرده است.

 

 

 

 

بخش‌هایی از متن این سخنرانی در ادامه آمده است:

«...در میان راه وقایع زیادی رخ داد. تا نیمه‏ی راه- بلکه تا دو سوم راه- هنوز سیمای حرکت اباعبدالله این بود که مردم کوفه از او دعوت کرده‏اند. اباعبدالله و یاران و اصحابشان می‏آیند به کوفه تا آن‏جا فرمانروا بشوند. ولی در منزل ثعلبیه دو نفر آمدند خدمت امام عرض کردند: ما خبری داریم. علانیه بگوییم یا در جلسه‏ی سری؟ فرمود: نه، من چیز سری ندارم از اصحاب و یاران خودم، علانیه بگویید. گفتند: ما در کمی پیش از این‏که به این‏جا برسیم به یکی از مسافران که از کوفه می‏آمد برخورد کردیم. مرد بسیار مورد اعتمادی است. گفت: من از کوفه بیرون آمدم در حالی که مسلم بن عقیل، نماینده‏ی حسین، هانی بن عروه و عبدالله بن یقطر، بزرگ‏ترین و سرشناس‏ترین حامیان حسین در کوفه کشته شدند. حضرت فرمود: إِنَّا لِلهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ.

در منزل بعد، در منزل اذیب، به حضرت خبر دادند فرستاده‏ی شما- حضرت از وسط راه قیس بن مسهر صیداوی را فرستاده بود به کوفه که حرکت امام را اطلاع بدهد و قیس به دست عمّال ابن‏زیاد گرفتار شد و کشته شد که آن هم داستان بسیار آموزنده‏ای دارد- در منزل اذیب به حضرت خبر دادند فرستاده‏ی مخصوص شما به کوفه بدست عمّال ابن‏زیاد کشته شد. در منزل زباله امام همه‏ی کسانی را که با او بودند جمع کرد. در آن‏جا برای آن‏ها صحبت کرد. خطابه‏ای خواند. بعد از حمد و ثنای الهی چنین فرمود: «إِنَّهُ قَدْ نَزَلَ مِنَ الْأَمْرِ مَا قَدْ تَرَوْنَ وَ إِنَّ الدُّنْيَا تَغَيَّرَتْ وَ تَنَكَّرَت‏»، حوادث این‏طور است که می‏بینید. این حوادث این‏جور رخ داده وضع عوض شده بطور کلی. وضع محیط عوض شده «أَدْبَرَ مَعْرُوفُهَا وَ اسْتَمَرَّتْ حِذَاءً»، خوبی‏ها پشت کرده به مردم، تلخی‏ها مستدام و پیگیر شده «وَ لَمْ يَبْقَ مِنْهَا إِلَّا صُبَابَةٌ كَصُبَابَةِ الْإِنَاءِ»، یک ته‏مانده‏ای از این کاسه‏ی زندگی مانده «وَ خَسِيسُ عَيْشٍ كَالْمَرْعَى الْوَبِيلِ»، زندگانی پست بی‏ارزشی است، مثل چراگاه آفت‏زا، بیشتر از آن باقی نمانده.

بعد می‏خواهد اعلام کند چرا؟ چرا از نظر امام حسین زندگی دنیا و محیط این‏قدر فاسد شده؟ چون نان امام حسین توی روغن نیست؟ چون زندگی امام تأمین نیست؟ نه! زندگی امام حسین تا آخرین لحظات با بهترین وجه تأمین می‏شده. چرا پس زندگی بر امام حسین تلخ است؟ به کام امام تلخ است؟ «أَ لَا تَرَوْنَ‏ أَنَّ‏ الْحَقَ‏ لَا يُعْمَلُ بِهِ وَ أَنَّ الْبَاطِلَ لَا يُنْتَهَى عَنْهُُ؟»، نمی‏بینید کسی به حق عمل نمی‏کند و کسی از باطل خودداری نمی‏کند و از گناه خودداری نمی‏کند؟ بعد فرمود: اعلام می‏کنم- از همین‏جا وضع عوض شد- «لِيَرْغَبِ الْمُؤْمِنُ فِي لِقَاءِ رَبِّهِ»، هر مرد با ایمانی باید از حالا خودش را برای مرگ آماده کند و مشتاق لقاء خدا باشد. «فَإِنِّي لَا أَرَى الْمَوْتَ إِلَّا سَعَادَةً وَ الْحَيَاةَ مَعَ الظَّالِمِينَ إِلَّا بَرَماً»، اما من که پیشوای شما هستم، مرگ را برای خودم خوشبختی جاودان می‏بینم و زندگی و هم‏زیستی با ستمگران را مایه‏ی تیرگی دل و جان. از این‏جا پایه و اساس عوض شد.

مورخین نقل می‏کنند از همین‏جا امام فرمود هرکس می‏خواهد برود برود. هرکس به طمع زندگی با من آمده برود. بسیاری از اطرافیان امام حسین رفتند. امام با زبده‏ی یاران و خاندان خودش از این‏جا حرکت کرد. حرکت کرد و آمد و آمد ..."



ارسال توسط ناظر تویسرکان
تعداد بازديد :  
تاريخ : دوشنبه پنجم آبان 1393
ا
گر این روزها کلماتی مانند عاشورا و محرم را به صورت لاتین « Ashora/Moharam » در موتورهای اینترنتی جست‌وجو کرده باشید، بی‌شک شما هم با تصاویر گوناگونی از قمه‌زنی، خشونت و آسیب رساندن به بدن به بهانه عزاداری مواجه شده‌اید، چند سال است که موتور‌های جست‌وجوی اینترنتی بویژه گوگل و یاهو تصاویری را با موضوع و مضمون عاشورا و محرم در برابر دیدگان کاربران اینترنتی قرار می‌دهند که از یک برنامه‌ریزی سازمان‌یافته و تاکتیک‌وار برای تخریب ارزش‌های اعتقادی و اخلاقی شیعیان حکایت دارد.

 

جالب اینجاست که نشان دادن اینگونه تصاویر در برابر کاربران اینترنتی تنها به تصاویر جست‌وجوگرها ختم نمی‌شود و کاربران در بخش فیلم موتورهای جست‌وجو هم با سکانس‌هایی از قمه‌زنی و خشونت مواجه می‌شوند!

 آپدیت شدن سالانه تصاویر

 یکی از نکات قابل توجه در این پروسه تغییرات مدام و به روز اینگونه تصاویر در سایت‌های جست‌وجوگر است، هر چند برخی سایت‌هایی که از این تصاویر استفاده کرده‌اند، به دلیل فعالیت‌های غیرقانونی یا محتوای نامناسب فیلتر هستند، اما تصاویر جهت‌دار این سایت‌ها، مرتبط با عاشورا و محرم در صفحات جست‌وجوی عکس گوگل و یاهو قابل مشاهده است.  محوریت اصلی تمام این تصاویر هم مراسم‌های قمه‌زنی مردان، زنان و کودکان است.شواهد موجود نشان می‌دهد برنامه‌ریزی هوشمندانه و دقیقی برای تخریب ارزش‌های شیعه در پشت پرده این ماجرا قرار گرفته است.

 فعال شدن سایت‌های ضدشیعه

 به موازات این اقدام، هر ساله در آستانه ماه محرم سایت‌های ضدشیعه و وابسته به بهائیت و وهابیون بشدت فعال شده و دامنه فعالیت خود را گسترش داده‌اند، به‌‌طوری که با ارسال لینک مطالب خود به نشانی ایمیل تعدادی از کاربران اینترنتی با نمایش صحنه‌های خشن از قمه‌زنی این عمل را به عنوان شعائر شیعیان قلمداد کرده و از این طریق مذهب شیعه را زیر سوال می‌برند!

 استراتژی «فرصت ایده‌آل» دستور کار سایت‌های ضد شیعه

 به باور بسیاری از کارشناسان برای جذب مخاطب و تاثیر در افکار و اعتقاداتش شیوه‌ها و روش‌های گوناگون و متعددی وجود دارد که با توجه به نوع کاربر اینترنتی و زمان استفاده می‌شود. محمد بیاتی، کارشناس ارتباطات و استاد دانشگاه با بیان این مطلب به «وطن امروز» می‌گوید: سایت‌های ضد شیعه در دنیای مجازی برای جذب کاربران از استراتژی فرصت ایده‌آل استفاده می‌کنند، یعنی به این صورت که در سایت‌ها و پرتال‌های اینترنتی خود در آستانه محرم و مراسم‌های گوناگون عزاداری شیعیان تصاویر و مطالبی را در جهت اهداف خود و براساس تاکتیک تخریب شیعه منتشر می‌کنند و با قرار دادن کلمات کلیدی مانند عاشورا، محرم و قیام در توضیح تصاویر غیرواقعی و مرتبط با قمه‌زنی به دنبال این هستند که هر زمان کاربران در کشور‌های گوناگون این کلمات را جست‌وجو کردند با تصاویر موردنظر آنها که همان القای باور خشونت‌گرایی و تفکر ضد شیعه است، مواجه شوند.

 به باور این کارشناس ارتباطات، این سایت‌ها به دلیل پشتیبانی قوی از برنامه نرم‌افزاری حرفه‌ای برخوردار هستند که همین موضوع در ارتقای سطح کیفی و کمی سایت و جذابیت آن نقش بسزایی دارد. بیاتی معتقد است به روز شدن برخی سایت‌های ضدشیعه آن هم بعد از مدت‌ها سکوت در آستانه ماه محرم نشاندهنده استفاده وهابیون از استراتژی فرصت ایده‌آل است. وی با بیان اینکه طبق آمار این روزها کاربران برای استفاده از تصاویر مرتبط با عاشورا و محرم بیشترین جست‌وجوها را در اینترنت انجام می‌دهند، می‌گوید: قرار گرفتن تصاویر قمه‌زنی در سایت‌های ضدشیعه و به روز رسانی روزانه این تصاویر باعث می‌شود تا در موتورهای جست‌وجوی گوگل و یاهو این تصاویر در صفحات ابتدایی نمایش داده شود.

 تخریب ارزش های شیعه با ابزار فضای مجازی

 اما حجت‌الاسلام رضایی‌منش، استاد دانشگاه و عضو هیات علمی دانشگاه علوم حدیث درباره فعالیت تازه سایت‌های ضدشیعه به «وطن امروز»، می‌گوید: سایت‌های وهابیون برای تاثیر در اعتقادات و ارزش‌های اسلامی و هدف قرار دادن پایه‌های اعتقادی جوانان با استفاده از اهرم‌های فضای مجازی همچون موتورهای جست‌وجو، عملیاتی را ضد شیعه آغاز کرده‌اند که بدون هیچ تردیدی هدف اصلی آن پایه‌های اعتقادی مردم و بویژه جوانان در کشور است. به باور این استاد دانشگاه، در سال‌های گذشته هم با چنین تهدیداتی در مباحث اخلاقی و اعتقادی مواجه بوده‌ایم، اما شواهد موجود نشان می‌دهد هر سال بیشتر از سال‌های گذشته جریانات مخالف شیعه و عزاداری‌ها در تلاش و تکاپو برای تاثیرگذاری در افکار عمومی و تصویرسازی انحرافی از واقعیت‌های عاشورا و محرم هستند.

 جوانان حسینی جنبش اینترنتی راه‌بیندازند

 به گفته رضایی‌منش، در حال حاضر تنها راهکار مقابله عملی با اینگونه سایت‌ها راه‌اندازی جنبش اینترنتی در قالب وبلاگ‌نویسی توسط جوانان است. عضو‌ هیات‌علمی دانشگاه علوم حدیث با بیان اینکه مقابله با تهدیدات اعتقادی اینترنتی تنها در همان فضای مجازی امکانپذیر است، می‌گوید: تجربه سال‌های گذشته در موضوعاتی همچون واژه خلیج‌فارس نشان داده است راه‌اندازی یک جنبش وبلاگی می‌تواند تا حد زیادی برای کاهش آسیب‌های یک موضوع تاثیرگذار باشد.

 وی براین باور است که در این بین نباید از نقش خانواده‌ها برای آگاه‌سازی جوانان غافل شد، چرا که ریشه‌های اعتقادات یک فرد از دوران کودکی شکل گرفته، در دوران نوجوانی مستحکم‌تر می‌شود و در دوران جوانی هم به بار می‌نشیند. این کارشناس مذهبی معتقد است وهابیون در کشور‌های گوناگون با اختصاص میلیون‌ها دلار سعی در جلوگیری از رشد مکتب شیعه در جهان و بویژه منطقه خاورمیانه دارند که روند بررسی پرونده‌های مرتبط هم نشان‌دهنده این موضوع است. وی اظهار امیدواری کرد متولیان امورفرهنگی و اعتقادی کشور با مشاهده اینگونه تهدیدات اعتقادی، درصدد تقویت همه‌جانبه بنیه اعتقادی و فرهنگی برآیند.

 منبع: وطن امروز



ارسال توسط ناظر تویسرکان
تعداد بازديد :  
تاريخ : دوشنبه پنجم آبان 1393

حجه الاسلام ناصر اکبری

در مورد وجود مذاکره و معامله ی سازنده در کربلا که آقای روحانی چند روز پیش در زنجان مطرح کرد حقیر سخنی دارم؛ محل مناقشه ی ما با کلام وی عدم ذکر شاخص بودن واقعه از جانب ایشان است.

هر واقعه ای ممکن است مشتمل بر مسائل مختلفی باشد اما وقتی بخواهند واقعه را وجه شبه قرار دهند جریان شاخص و نماد اصلی آن را ذکر می کنند نه حواشی و پاورقی آن را چنانکه در فتح مکه آنچه شاخص است، عفو عمومی است؛ در جنگ جمل و نهروان، شاخص؛ قلع و قمع نفاق بود و در صلح امام حسن، شاخص؛ صلح مصلحتی با عزت بود.

عاشورا هم به نوبه ی خود، شاخصی دارد که همان شهادت طلبی و فدا کردن تمام هستی خود می باشد. کربلا بر هر چیزی که مشتمل باشد چه نصیحت چه مذاکره و.... باز هم تبلور و نماد شهادت و جهاد و هیهات منا الذله است و بقیه ی اتفاقات، حاشیه و طفیلی بوده است لذا مقام معظم رهبری عاشورا را به عنوان تهدید دشمن و تیر نهایی ترسیم نموده اند و نقل به مضمون میفرمایند: "اگر دشمن به ما فشار آورد حرکت ما حرکت عاشورایی خواهد بود." این یعنی اینکه وقتی می خواهیم از عاشورا و کربلا حرف بزنیم باید از شهادت و مبارزه حرف بزنیم نه اینکه آن چند نصیحت به عمر بن سعد ملعون را ببینیم.
 
و اما نفس مذاکره ی سیدالشهداء با عمر، مذاکره ی اصطلاحی نبود بلکه امام حسین علیه السلام در این مذاکره عمر را توبیخ و تهدید به عذاب می نماید و میفرمایند:" ... از گندم ری نخواهی خورد... گویا سرت را بالای نی می بینم که بچه های کوفه به آن سنگ میزنند." و جالب تر آنکه در مذاکره امام حسین علیه السلام و عمر بن سعد، این عمر بود که می خواست بدون پرداخت هزینه و بدنامی و جنگ، کار را به نحوی خاتمه دهد، لذا در نامه ی خود به ابن زیاد، به امام حسین علیه السلام دروغ می بندد و میگوید؛ حسین قبول کرده که دستش را در دست یزید بگذارد و آن قدر نرمش نشان می دهد که نامه ی تهدید به عزل او صادر می شود. و باز نکته ی مهم اینجاست که این عمر بود که دنبال مذاکره بود و به محض ورود به کربلا، فرستاده ای را به جانب امام حسین علیه السلام می فرستد.
 
نتیجه اینکه اگر نگوییم وجه شباهتی بین مذاکرات فعلی هسته ای وجود ندارد حداقل می توان گفت که وجه شباهت کافی یافت نمی شود بخصوص اینکه وقتی وضع خیمه گاه سیدالشهداء و مملکت خود را مقایسه می کنیم درمی یابیم که وضع خیمه گاه بی آب و غذا و در معرض نابودی کامل کجا  وضع اقتصادی و دفاعی مملکت ما کجا. آری؛ به فرمایش امام خامنه ای ما در موضع بدر و خیبر هستیم نه شعب ابیطالب.
 
با این حال، سیدالشهداء علیه السلام برای آب التماس نکرد و بدون تکیه بر مذاکره، در شب تاسوعا با اتکا به زور و بازو و اسلحه بیست مشک آب به خیمه گاه آورد. ای کاش رئیس جمهور محترم، این مساله را بیشتر توضیح می داد تا محل و معنی تعامل در کربلا را بدانیم و دچار ابهام نشویم.


ارسال توسط ناظر تویسرکان
تعداد بازديد :  
تاريخ : دوشنبه بیست و یکم مهر 1393
 وقتی خبرنگار BBC از وحشت آمریکایی‌ها می‌گوید + فیلم

شهید نادر مهدوی در خرداد ماه سال ۴۲ در شهرستان دشتی بوشهر به دنیا آمد. وی از سال‌های اولیه تشکیل سپاه پاسداران وارد این نهاد مردمی شد و پس از خدمت در سپاه اهواز و جم به فرماندهی عملیات سپاه خارک منصوب شد. شهید نادر مهدوی پس از طرح اعزام «لبیک یا امام» گروهان دریاییِ ناوتیپ امـیرالمؤمنین (ع) را بنیانگذاری کرد و خود فرماندهی این گروهان دریایی را برعهده گرفت. شهید مهدوی پس از آن ناوگروه دریایی ذوالفقار وابسته به منطقه دوم دریایی سپاه پاسداران را راه اندازی کرد و تا زمان شهادت، فرماندهی این ناوگروه را برعهده داشت. 

 شهید مهدوی به عنوان فرماندة ناوگروه دریایی ذوالفقار، از زمان ورود آمریکایی‌ها به خلیج‌فارس تا زمان شهادت، لحظه‌ای از نبرد بی‌امان با این جنایتکاران نیاسود و تمام توان و استعداد خود را در این‌ راه به کار بست. او طی این مدت، عملیات‌ بسیاری را علیه آمریکایی‌های متجاوز ترتیب داد که معروف‌ترین آن زدن کشتی بریجتون بود. 

در سال‌های پایانی جنگ، خلیج فارس برای ایران بسیار ناامن شده بود؛ عراق خیلی راحت کشتی‌ها و سکوهای نفتی ایران را می‌زد. کویت بخشی از سرزمین، و عربستان، آسمانش را در اختیار صدّام قرار داده بودند. فرماندهان عالی رتبة سپاه، جریان عبور آزاد و متکبّرانة ناوهای جنگی آمریکا و نیز سایر کشتی‌ها و شناورهای تحت حمایت این کشور را به عرض امام (ره) رسانده بودند. حضرت امام (رض) فرموده بود: «اگر من بودم، می‌زدم.» همین حرف امام، برای سردار شهید مهدوی و جانشینش سردار شهید بیژن گرد و نیز همرزمان آن‌ها کافی بود تا خود را برای انجام یک عملیات مقابله به مثل و اثبات این موضوع که با همّت و رشادت دلیرمردان ایران اسلامی، خلیج فارس، چندان هم برای آمریکایی‌ها و نوکرانشان امن نیست، آماده سازند. 

اولین کاروان از نفتکش‌های کویتی آن هم با پرچم آمریکا و اسکورت کامل نظامی توسّط ناوگان جنگی این کشور در تیرماه سال ۱۳۶۶ به راه افتادند. در این بین، دولت آمریکا عملیات سنگینی را در ابعاد روانی، تبلیغی، سیاسی، نظامی و اطّلاعاتی جهت انجام موفّقیت آمیز این اقدام انجام داده بود. در این کاروان، نفتکش کویتی «اَلرَّخاء» با نام مبدّل «بریجتون» حضور داشت که در بین یک ستون نظامی، به طور کامل، اسکورت می‌شد. این نفتکش، در فاصلة ۱۳ مایلی غرب جزیرة فارسی، در اثر برخورد با می‌ن‌های کار گذاشته شده توسّط سردار شهید مهدوی و یارانش، منفجر شد به طوریکه حفره‌ای به بزرگی ۴۳ متر مربّع در بدنة آن ایجاد گردید. در پی این حماسه مرحوم حاج سید احمد خمینی به شهید مهدوی می‌گوید که دل امام را شاد کردید.

Get the Flash Player to see this player. 

دانلود

خبرنگار بی بی سی همه مشخصات ناو هواپیمابر آمریکا را می داند و از دلواپسی آمریکاییها می گوید. اما این جمله آخر که کسری ناجی با عبارت «مثل اینکه» از آن می گذرد به سال 66 بر می گردد. زمانی که نادر مهدوی با 7 همراه در ماموریتی 48 ساعته به جنگ کاروان نظامی آمریکا می رود.

مهدوی با طوفانی شدن دریا از گروهش برای ادامه ماموریت نظرخواهی می کند. نادر مهدوی ادامه ماجرا را این طور نقل می کند:

سه ساعت قبل از رسيدن كاروان، ما به محل مورد نظر رسيديم. پس از انجام سريع مأموريت و پايان كار، به طرف محل استقرار نيروهاي خودي برگشتيم و به استراحت پرداختيم. 

نفتکش بریجتون در غرب جزیرة فارسی با یک مین دریایی که توسط مهدوی و یارانش، کار گذاشته شده بود برخورد می کند و پس از انفجار حفره ای به بزرگی ۴۳ متر مربّع در بدنة آن ایجاد می شود

نادر مهدوی پس از این عملیات به دیدار امام خمینی می رود. او می گوید:

«براي ما رزمندگانِ خليج فارس، همين تبسّم و شادي امام (ره) در ازاي همة زحمات شبانه‌روزي كافيست و اگرتا آخر عمر، موفّق به انجام خدمتي نگرديم، باز شاديم كه حداقل براي يكبار هم كه شده، موجب رضايت و شادي و تبسّم امام عزيزمان گرديده‌ايم.»

نادر مهدوی که 14 خرداد 1342 در روستای نوکار دشتی بوشهر به دنیا آمد 16 مهر 66 هنگام انجام ماموریتی دیگر در خلیج فارس پس از درگیری با نظامیان آمریکایی اسیر می شود. وی پس از شکنجه بر روی ناو آمریکایی «یو. اس. اس. چندلر» در حالی که سینه‌ اش با میخ های آهنی سوراخ شده بود به شهادت می رسد.

شعار شهید مهدوی با لهجه بوشهری در جنگ مستقیم با آمریکاییها این است که ...



ارسال توسط ناظر تویسرکان
تعداد بازديد :  
تاريخ : دوشنبه بیست و یکم مهر 1393
دو نکته درباره همایش بزرگ «همگرایی اصولگرایان» آیا علامه مصباح در همایش اصولگرایان حرف جدیدی زد؟/ تثبیت منطق "وحدت بر مبنای اصول" با حضور اضلاع مختلف اصولگرایان

همایش «همگرایی اصولگرایان» که عصر روز گذشته در مجتمع فرهنگی 13 آبان برگزار شد، می تواند به عنوان یک "نقطه عطف" در میان اصولگرایان محسوب شود چرا که طی سالهای اخیر، این نخستین بار است که اضلاع مختلف اصولگرایی کنار هم جمع می شوند تا بر مبنای اصول و نه اشخاص، با یکدیگر به همگرایی بیشتر برسند. در این باره توجه به دو نکته ضروری است: 1. برخلاف برخی گمانه زنی ها، پیش فرض ها و تصورهای نادرست که قبل از برگزاری این همایش منتشر شده بود، محتوای صحبت های سخنرانان و هم چنین حاضران در این همایش نشان داد منطق اصلی برگزارکنندگان این همایش فقط و فقط «وحدت بر مبنای اصول» بوده و «تنازل از اصول» به بهای «وحدت به هر قیمت» به هیچ عنوان قرار نیست خروجی نهایی این مدل نشست ها باشد. به عبارت دیگر، سخنان صریح علامه مصباح یزدی در این نشست در قیاس با سخنان وی طی سالها گذشته هیچ حرف جدیدی محسوب نمی شد و منطق اصلی حاکم بر اظهارات آیت الله همان محورهای گذشته بود؛ کما اینکه ایشان در سالهای قبل نیز همواره وحدت به ما هو وحدت را یک ارزش تلقی نکرده و با حفظ اصول بر آن تاکید کردند و در همایش روز شنبه نیز با تکرار همان مضامین، تصریح کردند که نباید به هر قیمت با هر کس وحدت کرد و اگر هم قرار است وحدتی شکل بگیرد، نه حول اشخاص بلکه باید حول اصول باشد: «هدف اینگونه اجتماعات این است که بینش آگاهانه نسبت به اصول بینشی و باور آگاهانه نسبت به ارزش‌های اسلامی و انقلابی و اعتقاد به روش‌های امام و جانشین امام براساس کتاب و سنت را تقویت کنیم و باور کنید که راه صحیح همین است و باید این بصیرت را پیدا کنیم. راه همین است و دیگران هر جا کوتاه آمدند، همانجا اشتباه کردند و دنیا و آخرت خود را از دست دادند لذا اگر می‌خواهیم اینگونه نشویم، باید اصول را بشناسیم و به آن عمل کرده و در عمل پایبند به آن باشیم.» لذا تنها اتفاق جدیدی که در مقایسه با گذشته افتاده است، تمایل دیگر گروه های اصولگرا برای به وحدت رسیدن با یکدیگر تحت محوریت آیت الله مصباح و جامعتین است، چنانچه این موضوع مورد اشاره آیت الله موحدی کرمانی جانشین آیت الله مهدوی کنی در جامعه روحانیت مبارز نیز قرار گرفت: «علاوه بر جامعتین آیت الله مصباح نیز در تصمیم گیری اصولگرایان نقش خواهند داشت. ما همه مرید آیت الله مصباح هستیم.» 2. ترکیب چهره های حاضر در همایش «همگرایی اصولگرایان» نشان داد در عمل طیف های انقلابی و فعال اصولگرا که طی سالهای گذشته از جمله فتنه 88 شجاعانه در برابر خطرات مختلف سینه سپر کردند، به این نتیجه رسیده اند که باید برای ادامه کنش های سیاسhttp://blogfa.com/Desktop/Categories.aspx?t=555848148ی خود، فعالانه و با همگرایی بیشتری عمل کنند. به بیان دیگر، چهره های شاخص و امتحان پس داده طیف های مختلف اصولگرا از جامعتین تا جبهه پایداری، جمعیت ایثارگران، رهپویان، موتلفه و ... که علیرغم تمامی تفاوت ها، در عمل و به هنگام بزنگاه های حساس در میدان حاضر هستند و به جای تجارت سیاسی و زد و بندهای پشت پرده، پشت سر رهبری حرکت می کنند به همایش روز گذشته روی خوش نشان دادند و در مقابل غیبت بسیاری از چهره ها و طیف های منسوب به اصولگرایی که کارنامه نه چندان قابل دفاع شان طی سالهای گذشته برای افکار عمومی مشخص شده است نشان داد، جریان اصولگرایی حقیقی در عمل به ضرورت همگرایی بیشتر رسیده و این اتفاقی است که روز گذشته شروع آن کلید خورد.



ارسال توسط ناظر تویسرکان
تعداد بازديد :  
تاريخ : سه شنبه پانزدهم مهر 1393
 

 هفته گذشته سخنگوی دولت در حاشیه جلسه هیات دولت، در خصوص نحوه ارتباط ایران با انگلیس، با توجه به اظهارات اخیر نخست وزیر انگلیس علیه ایران گفت: «روابط بین دو کشور بر اساس یک مصاحبه یا سخنرانی از سوی طرفین شکل نمی‌گیرد، بلکه ملاحظات و منافع ملی و بلند مدت مد نظر است. یک سخنرانی را می‌توان با یک سخنرانی جواب داد. پس هر مطلبی که گفته می‌شود، می‌توانیم جواب متناسبی به آن بدهیم، اما آنجا که قرار است روابط تنظیم شود در چارچوب قانون و مصالح ملی عمل خواهیم کرد.»

از این سخن اینگونه برداشت میشود که نباید منافع ملی را به موجب یک سخن بی اساس انگلیسی ها تنظیم کرد که در جای خود گزاره ای منطقی و درست است اما باید چند نکته را نیز مد نظر قرار داد:
 
نخست آنکه در صورتی این حرف آقای نوبخت را می توان پذیرفت که اظهارات غرض ورزانه انگلیسی ها یک امر بدیع باشد و پیشینه تاریخی برای آن نتوان یافت. اما آیا تنها همین یک سخنرانی از جانب انگلیسی ها بوده که از آن بوی خصومت احساس شود؟ ای کاش سخنان آقای نوبخت درست بود و می شد اغماض نمود و سخنان دیوید کامرون را یک مورد استثنایی در روابط ایران و انگلستان قلمداد کرد اما مگر امکان پذیر است که تاریخ خود را نادیده گیریم؟ برای یادآوری بد نیست به بعضی از جنایات انگلیس علیه مردم ایران تاریخی نگاهی داشته باشیم:
 
تلاش برای استعمار
 
در زمان قاجار انگلیسی ها تلاش میکردند که با انعقاد قرداد های مختلف ایران را استعمار کنند و حاکمیت را در اختیار خود داشته باشند. مانند قرار دادی که بین ایران و فرد انگلیسی به نام بارون ژولیوس رویتر با عنوان قرارداد رویتر بسته شد که بموجب آن بمدت 70 سال امتیاز بهره برداری از کلیه جنگلها و نهرها و معادن زغال سنگ، آهن، مس، سرب و پترول(نفت) و . . . به ایشان واگذار شد.
 
خیانت در برابر اعتماد
 
کودتای 28 مرداد سال 1332 بر علیه دولت دکتر مصدق نمونه بارزی از خصومت دیرینه انگلیسی ها بر علیه ایران است و جواب دادن اعتماد با دشمنی  است. این اقدام که باعث روی کار آمدن و استمرار سلطه و دیکتاتوری خاندان پهلوی شد نشان دهنده این است که انگلیسی ها هرگز واقعیتی به نام خواست ملت ایران را نمی پذیرند.
 
حمایت از صدام و کمک به او در جنگ تحمیلی
 
به رغم اینكه دولت انگلیس در زمان جنگ اعلام بی طرفی كرده بود اما اسنادی که بعدها منتشر شد گواهی داد که از همان اوائل جنگ مارگارت تاچر به صورت محرمانه به رژیم صدام جنگنده های نوع «هوك» فروخته و پایگاه هایی دریایی و هوایی برای این رژیم دایر كرده است. همچنین دولت تاچر در قرارداد خود با عراق متعهد شده بوده است 78 نوع از تجهیزات نظامی از جمله خودروهای زرهی، لوازم یدكی تانك ورادار به رژیم صدام برای جنگ با ایران بدهد.
 
نقش انگلیس در فتنه سال 88
 
ديپلماتارشد يکي از کشورهاي عربي در اظهاراتی در تاريخ 5 تیر 1388 می گوید: «كيم هاولز معاون امور خاورميانه‌ي وقت وزارت امورخارجه‌ي انگليس يك‌سال و نيم قبل از انتخابات با اشاره به نام يک کشور عربي، گفت: انگلیس نبايد خيلي روي روابط خود با ايران حساب باز كند، چون ما مسائل ايران را به‌دقت زير نظر داريم و اوضاع در ايران اين‌طور باقي نخواهد ماند. ما اطلاعات دقيقي از داخل ايران داريم و افراد زيادي در ايران براي ما كار مي‌كنند. در آينده‌ي نزديك و در آستانه‌ي انتخابات و يا بعد از آن وضعيت ايران به‌هم خواهد ريخت. من(سفير کشور عربي) وقتي درگيري‌هاي اخير(فتنه‌ي 88) را در ايران از تلويزيون ديدم، به‌ياد حرف‌هاي آنروز كيم هاولز افتادم، هر چند كه او در آنزمان معاون وزارت خارجه‌ي بريتانيا نبود، ولي فهميدم سياست بريتانيا در ايران اجرا شد».
 
ترور دانشمندان هسته ای
 
در آبان سال 1389 ، رئیس سازمان جاسوسی-امنیتی انگلستان (MI6) ضمن سخنانی اظهار داشت: «باید با اقدامات اطلاعات و امنیتی به مقابله با ایران هسته ای رفت». دقیقا چند روز بعد از این سخنان بود که شهید دکتر شهریاری دانشمند هسته ای ایران و دکتر فریدون عباسی مورد حمله تروریستی قرار گرفتند.
 
 
استفاده از گزینه نظامی از شیوه های برخورد انگلیس با ایران
 
سال گذشته بود که جان ساورز رئیس دستگاه امنیتی اطلاعاتی انگلیس سخنان خود را به ایران اختصاص داد و گفت: آمریکا و اسرائیل باید تصمیم بگیرند که چه زمانی حمله نظامی به ایران را اجرایی کنند؟
 
نکته دیگری که باید به آن نیز توجه شود این است که آیا منافع ملی ایران در گرو برقراری ارتباط با انگلیس است؟
یعنی اگر این رابطه نباشد منافع ملی از بین خواهد رفت؟ واضح است که خاطرات تلخ نسل گذشته از سلطه انگلیسی‌ها بر کشورمان که همیشه نقل محافل و خاطرات است و ذهن ایرانیان را به طور کاملا شفاف نسبت به رویکرد خصمانه انگلیس علیه ایران، خدشه‌دار کرده است هرگز پاک نخواهد شد. مردم ایران در طول تاریخ نشان داده اند که برایشان عزت و غرور ملی برایشان از هر چیز دیگر با اهمیت تر بوده است و هرگر حاضر به معاوضه این مهم با چیز دیگری نبوده اند. بر برقراری رابطه با کشوری با این همه سابقه عداوت و دشمنی علیه ملت ایران به خصوص این که رویه سابق همچنان ادامه دارد و تغییری در نحوه تعاملاتشان به وجود نیامده، نه تنها حافظ منافع ملی نیست بلکه عزت ملی را نیز دچار خدشه خواهد کرد.
 
لذا به نظر می رسد این اظهارات سخنگوی محترم دولت که اظهار داشته است «روابط بین دو کشور بر اساس یک مصاحبه یا سخنرانی از سوی طرفین شکل نمی‌گیرد» چندان با رویکرد «واقع گرایانه» در دیپلماسی که شعار دولت یازدهم است، منطبق نیست چرا که سیاهه ی خباثت های انگلیس علیه ایران به یک سخنرانی دیوید کامرون محدود نمی شود و تمامی مواضع و اقدامات این کشور علیه مردم ایران، حاکی از خصومت، دشمنی و توهین به ایران بوده است.
 


ارسال توسط ناظر تویسرکان
تعداد بازديد :  
تاريخ : سه شنبه پانزدهم مهر 1393
در روزهای اخیر وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران با ایجاد کمپین توئیتری «هیچ توافقی بدتر از عدم توافق نیست» از کلید خوردن پروژه جدیدی در راستای تحمیل یک توافق پرهزینه دیگر رونمایی کرد. 
کمپینی که سازندگان آن با آوردن تعابیری از این دست سعی  می کنند ذهن مخاطبان جامعه ایرانی را برای پذیرش یک توافق ضعیف دیگر آماده کرده و این نکته را القاء کنند که در شرایط موجود «هر توافقی بهتر از عدم توافق است» ولو مفاد این توافق در سطح توافقنامه ترکمانچای یا توافقنامه گلستان باشد.
 
اما به نظر می رسد پشت پرده اصلی این تصمیم خطرناک، غفلتی است که پیش از این بارها و بارها مقام معظم رهبری و دیگر دلسوزان نظام و انقلاب نسبت به آن هشدار داده بودند، «گره زدن سرنوشت کشور به نتیجه مذاکرات هسته ای»
 
نکته جالب توجه اینکه ایجاد چنین کمپینی درست زمانی اتفاق افتاد که همه کسانی که به نحوی از انحاء با پرونده مذاکرات هسته ای ارتباط داشتند در حاشیه شصت و نهمین مجمع عمومی سازمان ملل متحد یک هفته با گروه 1+5 به مذاکره پرداختند و امید داشتند که در این دور از مذاکرات طرف غربی از مواضع زیاده خواهانه خود کوتاه آمده و بتوانند به یک توافق نامه جامع هستیه دست یابند تا بتوانند از اقدام خود جهت امتیاز گرفتن از کشوری که می تواند تمام سیستم دفاعی ایران را با یک بمب خود از کار بیندازد! دفاع کند.
 
از دیگر مواردی که نمی توان به راحتی از کنار آن گذشت، سقف انتظارات غربی ها از تیم مذاکره کننده جمهوری اسلامی ایران است. آنچه از شواهد امر پیداست نشان می دهد که سقف انتظارات غربی ها از ایران آنقدر بالاست که حتی خوش بین ترین تیم مذاکره کننده ایرانی نیز بر سر یک دوراهی استراتژیک قرار گرفته که بدین شرح است:

 



ادامه مطلب...
ارسال توسط ناظر تویسرکان
تعداد بازديد :  
تاريخ : شنبه بیست و نهم شهریور 1393
آیا روحانی با عبور از خط قرمز نظام، اسیر حاشیه سازی روزنامه های زنجیره ای میشود؟
خودکشی اصلاح طلبان برای زمینه سازی دیدار رییس جمهور با شیطان بزرگ؛ روحانی و اوباما به طور اتفاقی با هم احوال پرسی کنند/ بان کی مون برای دیدار میانجی گری کند!

 دومین سفر رییس جمهور به نیویورک برای شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل در حالی انجام می گیرد که از چند روز قبل از این سفر، رسانه های زنجیره ای و چهره های رسانه ای اصلاح طلبان به پروپاگاندای وسیعی برای زمینه سازی دیدار غیر منتظره و تصادفی! اوباما و روحانی روی آورده اند.

 پس از اظهارات دو پهلو و معنادار روحانی در گفتگو با شبکه تلویزیونی "ان بی سی" آمریکا و تاکید بر اینکه «در برنامه من چیزی به عنوان ملاقات با رئیس جمهور اوباما وجود ندارد اما در دنیای سیاست همه چیز امکان پذیر است»، روزنامه شرق ارگان غیر رسمی حزب کارگزاران در شماره روز شنبه خود به انتشار مطالب متعددی برای «اثبات لزوم دیدار روسای جمهور دو کشور» پرداخته است.
 
 
 
لطفا ادامه مطلب را مطالعه فرمایید


ادامه مطلب...
ارسال توسط ناظر تویسرکان
تعداد بازديد :  
تاريخ : جمعه بیست و هشتم شهریور 1393
  "احمدی نژاد پس از ریاست جمهوری چه می کند؟" این پرسش از ماه ها پیش از پایان دوران خدمت محمود احمدی نژاد در کسوت رئیس جمهوری اسلامی ایران در ذهن مخالفان و البته هواداران رئیس جمهور سابق پدید آمده بود. مخالفان احمدی نژاد می کوشیدند با در نظر گرفتن پاسخ های تحقیر آمیز برای این پرسش مهم، علاوه بر تخلیه عصبانیت انباشته خود، موقعیت رئیس جمهور را تضعیف کنند.

به عنوان نمونه برخی ها بازگشت احمدی نژاد به شهرداری تهران را پاسخ این سوال عنوان کردند؛ پاسخی که در بطن خود القا کننده گزاره نزول احمدی نژاد بود. این عده البته بلافاصله تاکید می کردند که صلاحیت احمدی نژاد پس از ریاست جمهوری حتی برای در اختیار گرفتن شهرداری تهران نیز با علامت سوال های بزرگی روبروست تا از اطرافیان شهردار فعلی تهران که قضیه را بیش از حد جدی گرفته بودند، سلب آسایش نشود. احمدی نژاد البته در مصاحبه تلویزیونی یکی مانده به آخر خود، این هجوم رسانه ای را به فرصتی ارزشمند تبدیل کرد. مرتضی حیدری تحت تاثیر همین فضای رسانه ای پرسید: «آقای رئیس جمهور! اگر پس از پایان ریاست جمهوری تان، سمت شهرداری تهران به شما پیشنهاد شود، می پذیرید؟» پاسخ محمود احمدی نژاد به این پرسش بار دیگر تفاوت وی را با سایر مسئولان ارشد جمهوری اسلامی آشکار کرد: «من حاضرم شب ها جوب های تهران را جارو کنم.» عده ای دیگر از مخالفان هم آستین ها را بالا زدند و برای رئیس جمهور احضاریه فرستادند تا آینده احمدی نژاد را در رفت و آمد بین دادگاه و دادسرا و اگر شد، آن سوی میله ها تعریف کنند.

در سوی دیگر میدان، هواداران محمود احمدی نژاد ضمن تحمل این قبیل تلخی ها، به تداوم گفتمان احمدی نژاد در قوه مجریه امیدوار بودند. اما هواداران نیز پس از نا امیدی از ادامه مسیر عدالتخواهی در قوه مجریه، یافتن پاسخ پرسش مذکور به فهرست دغدغه هایشان اضافه شد: «دکتر بعد از پایان دولت چه کار می کند؟»

پاسخ این پرسش را نباید اندیشید، باید آن را حس کرد تا دچار خطای محاسباتی نشد؛ این یک توصیه صمیمانه به مخالفان و هوادارن احمدی نژاد است. همگی برای یافتن پاسخ باید راهی میدان 72 نارمک شوید. نیازی هم به پرس و جو برای یافتن نشانی دقیق نیست. کافی است مسیر شرق تهران را در پیش بگیرید. حوالی نارمک از هر کدام از اهالی درباره میدان 72 سوال کنید، ابتدا با لبخندشان مواجه می شوید و سپس با این سوال روبرو: «میدان احمدی نژاد دیگر؟» آدرس میدان را که گرفتید دیگر نباید از نام کوچه و پلاک بپرسید. در اطراف میادین نارمک معمولا چند کوچه بن بست وجود دارد. کوچه احمدی نژاد، همانی است که همیشه چراغانی است؛ که صبح و شب توسط اهالی به افتخار ورود و خروج «فرزند ملت» آب و جارو می شود؛ که یک سرباز صفر در کانکسی سفید رنگ، وظیفه محافظت از رئیس جمهور سابق و گنجینه ناگفته هایش را بر عهده دارد؛ که نامش بن بست «هدایت» است.

میدان 72؛ قلب جنبش مدنی عدالتخواهان + تصاویر

صبح های زود که دکتر احمدی نژاد از منزل خارج می شود، زمانی است که پرده ها از پشت پنجره ها کنار می رود، می توان مادر بزرگ های کوچه را که از نماز صبح بیدارند، مقنعه به سر و تسبیح به دست دید که زیر لب احتمالا آیت الکرسی و چهار قل می خوانند و پدربزرگ های ورزشکار میدان 72 را که صبح بخیر و خدا قوت از زبانشان نمی افتد و البته احمدی نژاد را که دستی برای همه تکان می دهد.

پس از آن تا پاسی از شب خبری از رئیس جمهور سابق نیست و شر و شور محله خوابیده است. «فرزند ملت» در این ساعات مشغول بنیان گذاری یک دانشگاه است، «دانشگاه ایرانیان». در جمهوری اسلامی دانشگاه ها، موسسات آموزش عالی و حوزه های علمیه زیادی هستند که به عنوان پایگاه های تئوریک گروه های سیاسی نقش آفرینند. به عنوان نمونه محافظه کاران ایرانی با دانشگاه امام صادق (ع)، کارگزاران با دانشگاه آزاد، اصلاح طلبان با دانشکده های علوم سیاسی دانشگاه های علامه طباطبایی، شهید بهشتی و تهران، متولیان دین با حوزه های علمیه و ... شناخته می شوند. عده ای را هم البته با موسسه امام خمینی (ره) می شناسند که باید به سرعت از کنارشان عبور کرد. آنچنانکه اشاره شد، هر دانشگاه، مروج مکتبی است. اما کدامین دانشگاه مروج مکتب ملت است؟ می توان حدس زد که دانشگاه ایرانیان زین پس پشتیبان «مکتب ایرانیان» خواهد بود. از این روست که دکتر احمدی نژاد تمام وقتش را صرف آن می کند؛ آنچنان که مشایی می گوید اصلا به فکر کار سیاسی نیست.

شب های میدان 72 نارمک اما دیدنی و عبرت آموز است. بن بست هدایت هر شب تیپ های زیادی را به خود می بیند. قرتی ها، تیفوسی ها، خانم هایی که گشت ارشاد در به در دنبالشان می گردد و ... ساعت ها منتظر می مانند تا رئیس جمهور سابقشان را ببینند، با او عکس یادگاری بگیرند، آنقدر به او نزدیک اند که حتی اثر خالکوبی شان را هم پنهان نمی کنند، میدانند احمدی نژاد اهل رو ترش کردن نیست. بسیجی ها هم اعم از مخلص و عشق بیسیم اطراف محله پرسه می زنند و تور اطلاعاتی پهن می کنند تا آن سرباز صفر، تنها حافظ فرزند ملت نباشد، تا اگر سوسول ها در برابر خانه احمدی نژاد بیش از اندازه «ایران، ایران» کردند، با حضور پرشور در صحنه از «اسلام» حمایت کنند، تا مبادا رئیس جمهور حزب اللهی را منحرف کنند. مردم هم هستند، آنهایی که نمی شود دسته بندی شان کرد. عنوان شان فقط «مردم» است. هنوز برای احمدی نژاد نامه می نویسند، هم آن جوان معلول هم آن دختر خانم، یکی وام می خواهد، دیگری احتمالا عاشقانه می نویسد، البته در این مورد از عدالت.

میدان 72؛ قلب جنبش مدنی عدالتخواهان + تصاویر

میدان 72؛ قلب جنبش مدنی عدالتخواهان + تصاویر

جغرافیای نارمک، این روزها از همیشه معنادار تر است. نارمک محله فقرا نیست، محله اشراف نیز. نارمک محله ای است که در جامعه شناسی ساکنانش را طبقه متوسط می نامند. احمدی نژاد در 4 سال دوم مسئولیتش کوشید تا ضمن وفاداری به پیمان منعقد شده در مورخ 27 خرداد 1384 با مستضعفین، بیشتر از قبل رئیس جمهور طبقه متوسط باشد و البته چوبش را هم حسابی خورد. او حالا به میان این قشر آمده و با آغوش بازشان روبروست. کار احمدی نژاد پس از آسودن از ریاست جمهوری و امر اجرا همین است. علی الحساب «میدان 72 نارمک» وارد ادبیات سیاسی ایران شده است تا «سعد آباد» و «جمارانِ پس از امام (ره)» یکه تاز نباشند. و این جنبش مدنی عدالتخواهان ایرانی است که از کف کوچه پس کوچه های نارمک آغاز شده است، جنبشی که قرار است مردمان نجیب را با حقوق اساسی شان آشنا کند، تا استثمارشان غیر ممکن باشد. احمدی نژاد از شر روابط بین قوا خلاص شده تا روابط بین مردم را اصلاح کند، تا آن بسیجی یاد بگیرد که ایران و اسلام در برابر هم نیستند، و آن قرتی بپذیرد که بسیج لشگر مخلص خداست، تا از لج چماق و گشت ارشاد، شلوار دختران این سرزمین به ساپورت های شیشه ای تبدیل نشود، بلکه حقیقت حجاب نمایان شود آنچنان که هر بانوی ایرانی به جای یک چادر، 2 چادر سرش کند، تا عدالت خواهی اصلی ترین فضیلت فرض شود، تا همه در غم خانه نشینی 1170 ساله امام عصر (ع) بسوزند؛ میدان 72 نارمک یک ایران کوچک است ... دوستان و دشمنان بیایند و ببینند. دشمنان اما مراقب باشند، خطر استحاله جدی است، این یک هشدار صمیمانه است.



ارسال توسط ناظر تویسرکان
تعداد بازديد :  
تاريخ : جمعه بیست و هشتم شهریور 1393
 
دروغ هسته ای اوباما به داسیلوا و اردوغان چه بود؟/وقتی رئیس‌جمهور آمریکا ارزشی برای امضایش قائل نیست!

 اشاره رهبر معظم انقلاب به ادعای مقامات آمریکایی مبنی بر عدم دعوت از ایران در مبارزه با گروه داعش، یکی دیگر از دروغ های کاخ سفید را افشا کرد، البته آیت الله خامنه ای تاکنون بارها با ارائه جزئیاتی از رفتارهای دروغین مقامات آمریکایی، به مسئولان داخلی و مقامات سایر کشورها هشدار داده اند که فریب لفاظی ها و ژست مقامات این کشور را نخوردند.

در یکی از مواردی که رهبر معظم انقلاب به رفتار دروغین و فریبکارانه مقامات آمریکایی اشاره داشتند به موضوع بیانیه تهران باز می گردد.

آیت الله خامنه ای در سخنان خود در ابتدای سال 92 در جمع زائران حرم رضوی  با اشاره به ماجرای موافقت ایران با نشست ترکیه و برزیل در موضوع هسته ای فرمودند:

« اين غنى‌سازى بيست درصد، همان چيزى است كه در سال 89 آمريكائى‌ها و ديگران براى توليد آن شرط گذاشتند. ما ميبايد براى مركز اتمىِ آزمايشگاهى تهران كه مال راديوداروهاست، اورانيوم غنى‌شده‌ى بيست درصد تهيه ميكرديم؛ چون سوخت بيست درصدمان تمام شده بود. آنها براى اين كار شرط گذاشتند و گفتند بايد اورانيومى را كه توليد كرده‌ايد، خارج بفرستيد؛ اما ما قبول نكرديم. آمريكائى‌ها دولت برزيل و دولت تركيه را واسطه كردند كه با ما صحبت كنند، ميانه را بگيرند؛ چيزى مورد توافق به وجود بيايد. ما قبول كرديم. مسئولين تركيه، مسئولين برزيل به اينجا آمدند و با رئيس جمهور ما نشستند بحث كردند، صحبت كردند و يك نوشته‌اى را امضاء كردند. بعد كه اين توافقنامه امضاء شد، آمريكائى‌ها زدند زير قولشان! آنها نميخواستند اين قرارداد امضاء بشود؛ ميخواستند امتياز زيادى بگيرند، زورگوئى كنند، باج بگيرند. به خاطر بدقولى‌اى كه آمريكائى‌ها كردند، دولت برزيل و دولت تركيه پيش ما شرمنده شدند. ماجراى اين بيست درصد اين است. »

 لطفا ادامه مطلب را مطالعه فرمایید



ادامه مطلب...
ارسال توسط ناظر تویسرکان
تعداد بازديد :  
تاريخ : جمعه بیست و هشتم شهریور 1393
حاشیه ای بر سخنان نوبخت و رد هر گونه برنامه ریزی برای دیدار روحانی و اوباما/
تماس با اوباما «اقدامی نابجا» ست، خواه «برنامه‎ریزی شده» باشد خواه «اتفاقی»

نزدیک به یک سال از سفر رییس جمهور به نیویورک می گذرد، سفر پرحاشیه ای که این روزها نخستین سالگرد آن فرا رسیده و دکتر حسن روحانی برای بار دوم عزم سفر به آمریکا را دارد.

سال گذشته اگرچه مواضع اصولی رییس جمهور در مجمع عمومی سازمان ملل تحسین برانگیز بود اما «اقدام نا به جا» در گفتگوی تلفنی با باراک اوباما در آخرین ساعات حضور در نیویورک باعث شد تا موجی از انتقادات علیه این اقدام بیهوده و پرهزینه رییس جمهور به راه افتد، هر چند بسیاری از ذوق زدگان داخلی نیز، این اقدام اشتباه را به منزله آغاز گسترش رابطه با شیطان بزرگ و رفع تحریم ها تلقی کردند.
 
با این اوصاف، روز گذشته سخنگوی دولت در جمع خبرنگاران تاکید کرد علیرغم قطعی شدن سفر رییس جمهور به نیویورک، هیچ تصمیمی برای دیدار با اوباما صورت نگرفته است.
 
به نظر می رسد این موضع سخنگوی دولت در واقع بیش از هر چیز ناشی از تجربه ای باشد که بواسطه گفتگوی سال گذشته روحانی با اوباما در دولت بوجود آمده است، چنانکه با وجود گذشت یک سال از آن حرکت، حجم تحریم ها و دشمنی های  آمریکا علیه ایران نه تنها تفاوتی نکرده بلکه افزایش پبدا کرده است، ظاهرا این پیام به دولت منتقل شده که گفتگوی تلفنی و حضوری با رییس جمهور آمریکا تاثیری در کاهش خصومت آمریکا نسبت به ایران ندارد و تنها باعث تزلزل هژمونی جمهوری اسلامی ایران در میان ملت های آزاده منطقه و جهان می شود.
 
این در حالی است که رهبر معظم انقلاب نیز یک ماه قبل در جمع مسئولان وزارت خارجه و سفرای کشورمان بالاترین سطح مجاز گفتگو با آمریکا را در سطح «وزرای دو کشور» مشخص کرده و فرمودند:
 
«در گذشته میان مسئولان ما و مسئولان امریکا هیچ ارتباطی نبود اما در یک سال اخیر بخاطر مسائل حساس هسته ای و تجربه ای که مطرح شد انجام بشود، بنا شد مسئولان تا سطح وزارت خارجه تماسها، نشستها و مذاکراتی داشته باشند اما از این ارتباطات نه تنها فایده ای عاید نشد بلکه لحن امریکایی ها تندتر و اهانت آمیزتر شد و توقعات طلبکارانه بیشتری را در جلسات مذاکرات و در تریبونهای عمومی بیان کردند.»
 
بدیهی است که رییس جمهور در سفر پیش روی خود به نیویورک، بر اساس فرمایشات صریح رهبر معظم انقلاب و ادله فراوان عقلی و منطقی، به هیچ عنوان نباید اسیر حاشیه سازی ها و هر گونه حرکت مشکوک برای به دام انداختن ایران شود، خواه این مساله به اختیار رییس جمهور باشد و خواه در پوشش حرکتی «غیر عمدی» و «اتفاقی» تفاوتی نمی کند، در هر صورت آقای روحانی خود به خوبی از «خطوط قرمز» نظام در این باره آگاه است و می داند کوچکترین اشتباهی در این زمینه، شرایط را بیش از هر زمان دیگر دشوار خواهد ساخت.
 
گفتنی است پیش از این نیز تخت روانچی معاون وزیر خارجه در گفتگو با شرق، به تایید اظهارات منتقدان گفتگوی تلفنی اوباما روحانی پرداخت و آن را بدون تاثیر در روابط دو کشور خواند:
 
«اگر فکر کنیم این گفت وگوی تلفنی در مسایل ایران و آمریکا تغییر ایجاد کرد، یا اینکه موجب تغییری در سیاست های ما و آمریکا شد، نه اینگونه نبود، چون اگر تغییری ایجاد شده بود را باید حس می کردیم چون چندماه از آن گفت وگو می گذرد و اگر قرار بود تغییر ایجاد شود، باید حس می کردیم ... اصلا به این شکل نبود که به این گفت وگو به عنوان حرکتی نگاه کنیم که به عنوان یک پازل و در کنار یک سری حرکت های دیگر، به جای بزرگی برسد. نظر شخصی من این است که این موضوع بیش از حد بزرگ شد. واقعا برخی فکر می کنند، شاید این کار به عنوان یک حرکت کوچک شروع شد تا قدم های بعدی برداشته شود، در حالی که اینطور نیست ... به نظر من آن موضوع بیش از حد بزرگ شد.»


ارسال توسط ناظر تویسرکان
تعداد بازديد :  
تاريخ : جمعه بیست و هشتم شهریور 1393
آیا پیشنهادات امریکا درباره غنی سازی در ایران، نسبت به مذاکرات وین 6 تعییرکرده است!؟
پیشنهاد آمریکا درباره تعداد سانتریفیوژهای ایرانی چیست؟

در حالی قرار است آقای روحانی برای شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل راهی نیویورک شود، برخی رسانه های غربی خبر داده اند که در حاشیه این اجلاس قرار است یک توافق اولیه به منظور دستیابی به تواتفق نهایی میان ایران و 1+5 حاصل شود.

در این گزارش پیشنهادات ایران و 1+5 درباره غنی سازی اورانیوم مورد بررسی قرار می گیرد.

در حالی که بر اساس قانون ان پی تی کشورهای عضو می توانند در صورت صلح آمیز بودن برنامه های هسته ای خود به صورت نامحدود فرآیند غنی سازی اورانیوم را صورت دهند (1) با این حال در توافقنامه ژنو( که مبنای توافق نهایی ایران و 1+5 است) مقامات وزارت امور خارجه ایران با محدودیت جدی در زمینه غنی سازی اورانیوم ایران موافقت کردند.

آنچه که درباره موضوع غنی سازی در ژنو توافق شد شامل موارد زیر است:

- ایران متعهد شده است که غنی‌سازی بالاتر از 5 درصد را متوقف کند و ارتباطات فنی لازم برای غنی‌سازی بالای 5 درصد را برچیند.

- ایران تعهد کرده است که همه‌ ذخایر اورانیوم غنی شده تا نزدیکی 20 درصد خود را پیش از به پایان رسیدن فاز اولیه به زیر 5 درصد تضعیف کند و یا به شکلی تبدیل کند که برای غنی‌سازی بیشتر مناسب نیست.

- ایران متعهد شده است که پیشرفت توانایی غنی‌سازی‌اش را متوقف کند.

- ایران هیچ‌گونه سانتریفیوژ نسل بعدی برای غنی‌سازی اورانیوم نصب نکند یا از آن‌ها استفاده نکند.

- تقریبا نیمی از سانتریفیوژهای نصب شده توسط ایران در نطنز و سه چهارم سانتریفیوژهای نصب شده در فردو را به کار نیندازد؛ طوری که نتوان از آن‌ها برای غنی‌سازی اورانیوم استفاده کرد.

- ایران تولید سانتریفیوژ را به تعدادی که برای تعویض ماشین‌های خراب شده لازم است محدود کند؛ طوری که نتواند در طول اجرای توافقنامه برای جمع‌آوری سانتریفیوژها استفاده کند.

-ایران متعهد شده است که ذخایر اورانیوم با غنای پایین 3/5 درصد خود را افزایش ندهد، طوری که میزان آن در پایان شش ماه نسبت به آن‌چه در آغاز (این مدت زمانی) داریم بیشتر نشود و هرگونه اورانیوم غنی شده‌ی 3/5 درصدی که به تازگی غنی‌سازی شده به اکسید تبدیل شود.

پس از توافق ژنو و با شروع مذاکرات گام نهایی، آمریکایی ها هدف خود از این مذاکرات را تعطیل کردن فرآیند غنی سازی ایران و یا در نهایت در ازای دریافت امتیازات گسترده از تیم مذاکره کننده ایرانی، موافقت با یک غنی سازی نمادین و سمبلیک برای ایران عنوان کردند.

وندی شرمن، مسئول هیات آمریکایی در مذاکرات هسته ای 22 فوریه 2014 ( 4 اسفند 1392) در کنفرانس مطبوعاتی در فلسطین اشغالی در این باره گفت:  

« دلایل زیادی برای این وجود دارد که آنها (ایران) نیازهای خود را از طریق همکاری بین المللیی در خارج از کشور خود تأمین کنند. ولی اگر در نهایت بخواهند برنامه کوچک، مجزا و محدودی داشته باشند که نیازهای عملی شان را رفع کند، این مسئله به عنوان احتمال در برنامه اقدام مشترک دیده شده است. اما لازم به ذکر نیست که ظرفیت و گستره تأسیسات و ماهیت آن باید مورد محدودیت های شدید، مورد نظارت شدید و به طور منظم مورد راستی آزمایی قرار گیرد.... اما اگر در پایان این مذاکرات برنامه غنی سازی داخلی داشته باشند، کوچک خواهد بود، محدود خواهد بود، به شدت قید و بند خواهد داشت، و دقیقاً راستی آزمایی خواهد شد. ولی هنوز در آن نقطه نیستیم.»

 

 

تقریبا دو ماه پس از این اظهارات وندی شرمن، علی اکبر صالحی رئیس سازمان انرژی اتمی از راه حل جدید ایران برای موضوع غنی سازی خبر داد. راه حلی که بر خلاف ان پی تی یک محدودیت جدی برای ایران درنظر گرفته بود. محدودیت هم در تعداد دستگاه سانتریفیوژ هم در سطح غنای اورانیوم ها.

صالحی 30 فروردین ماه 1393 در گفتگو با العالم اظهار کرد: « در زمینه غنی سازی پیشنهاد ما اجرای طرح پلکانی غنی سازی است که بر اساس آن 4 تا 5 سال تعداد دستگاه های سانتریفیوژ همین نسبت 20 هزار دستگاه باشد و بعد از آن به صورت تدریجی تعداد سانتریفیوژها را افزایش دهیم تا در سال به ظرفیت تولید 30 تن اورانیوم (سه و نیم تا 5 درصد) در سال برسیم و این موضوع همچنان جای بحث دارد و آنها می گویند که این طرح نیاز به تصمیم گیری سیاسی دارد.»

البته آنگونه که روند مذاکرات و اظهارات مقامات داخلی و غربی نشان داده است مقامات آمریکایی با این پیشنهاد مخالفت کردند.

مخالفت آمریکایی ها در جریان مذاکرات وین 6 (تیرماه 1393 ) اعلام شد و همین ابراز مخالفت، پیشنهاد جدیدی را مطرح کرد. تقاوت پیشنهاد جدید با پیشنهاد قبلی، چشم پوشی از افزایش ظرفیت غنی سازی با چرخش 20 هزار سانتریفیوژ بوده است. در واقع این قسمت از پیشنهاد قبلی که «به صورت تدریجی تعداد سانتریفیوژها افزایش پیدا کند تا ایران در سال به ظرفیت تولید 30 تن اورانیوم در سال برسد» حذف شده بود. اما پیشنهاد جدید نیز نظر آمریکایی ها را جلب نکرد.

 لطفا ادامه مطلب را مطالعه فرمایید



ادامه مطلب...
ارسال توسط ناظر تویسرکان
تعداد بازديد :  
تاريخ : شنبه پانزدهم شهریور 1393
 

اخیرا کلیپ هایی در فضای مجازی تولید گردیده داعش را به سخره گرفته و حماقت این تروریست ها را نشان می دهد.

 
 
 
 

 



ارسال توسط ناظر تویسرکان