تعداد بازديد :  
تاريخ : سه شنبه نوزدهم دی 1391
 




پایگاه اینترنتی دیدبان
(تحلیل مسائل کشور ، استان همدان و تویسرکان)
امام خامنه ای(مدظله): هدف دشمن اینست که مردم احساس کنند راه حل مشکلات ، سازش با غرب است و از درون ، نظام را برای سازش تحت فشار قرار دهند همه باید هوشیار باشند فتنه جدیدی در راه است .

 

«نماد مقاومت اسلامی در برابر زیاده خواهی‌های استکبار جهانی و چهره ای دانشگاهی که بر خلاف غرب زدگان، علم خود را در سطر سطر قرآن و سنت جستجو می کند و کسی که تمام حیثیت خود را برای پایی که جا ماند گذاشت تا ذره ای در برابر زیاده خواهی های بیگانگان عقب نشینی نشود. کیست که فراموش کند هر گاه جلیلی به مذاکره می رفت مطمئن بودیم ذره‌ای از حقوق حقه هسته ای ایران کوتاه نخواهد آمد.»

 



ارسال توسط ناظر تویسرکان
تعداد بازديد :  
تاريخ : دوشنبه بیست و یکم مهر 1393
 وقتی خبرنگار BBC از وحشت آمریکایی‌ها می‌گوید + فیلم

شهید نادر مهدوی در خرداد ماه سال ۴۲ در شهرستان دشتی بوشهر به دنیا آمد. وی از سال‌های اولیه تشکیل سپاه پاسداران وارد این نهاد مردمی شد و پس از خدمت در سپاه اهواز و جم به فرماندهی عملیات سپاه خارک منصوب شد. شهید نادر مهدوی پس از طرح اعزام «لبیک یا امام» گروهان دریاییِ ناوتیپ امـیرالمؤمنین (ع) را بنیانگذاری کرد و خود فرماندهی این گروهان دریایی را برعهده گرفت. شهید مهدوی پس از آن ناوگروه دریایی ذوالفقار وابسته به منطقه دوم دریایی سپاه پاسداران را راه اندازی کرد و تا زمان شهادت، فرماندهی این ناوگروه را برعهده داشت. 

 شهید مهدوی به عنوان فرماندة ناوگروه دریایی ذوالفقار، از زمان ورود آمریکایی‌ها به خلیج‌فارس تا زمان شهادت، لحظه‌ای از نبرد بی‌امان با این جنایتکاران نیاسود و تمام توان و استعداد خود را در این‌ راه به کار بست. او طی این مدت، عملیات‌ بسیاری را علیه آمریکایی‌های متجاوز ترتیب داد که معروف‌ترین آن زدن کشتی بریجتون بود. 

در سال‌های پایانی جنگ، خلیج فارس برای ایران بسیار ناامن شده بود؛ عراق خیلی راحت کشتی‌ها و سکوهای نفتی ایران را می‌زد. کویت بخشی از سرزمین، و عربستان، آسمانش را در اختیار صدّام قرار داده بودند. فرماندهان عالی رتبة سپاه، جریان عبور آزاد و متکبّرانة ناوهای جنگی آمریکا و نیز سایر کشتی‌ها و شناورهای تحت حمایت این کشور را به عرض امام (ره) رسانده بودند. حضرت امام (رض) فرموده بود: «اگر من بودم، می‌زدم.» همین حرف امام، برای سردار شهید مهدوی و جانشینش سردار شهید بیژن گرد و نیز همرزمان آن‌ها کافی بود تا خود را برای انجام یک عملیات مقابله به مثل و اثبات این موضوع که با همّت و رشادت دلیرمردان ایران اسلامی، خلیج فارس، چندان هم برای آمریکایی‌ها و نوکرانشان امن نیست، آماده سازند. 

اولین کاروان از نفتکش‌های کویتی آن هم با پرچم آمریکا و اسکورت کامل نظامی توسّط ناوگان جنگی این کشور در تیرماه سال ۱۳۶۶ به راه افتادند. در این بین، دولت آمریکا عملیات سنگینی را در ابعاد روانی، تبلیغی، سیاسی، نظامی و اطّلاعاتی جهت انجام موفّقیت آمیز این اقدام انجام داده بود. در این کاروان، نفتکش کویتی «اَلرَّخاء» با نام مبدّل «بریجتون» حضور داشت که در بین یک ستون نظامی، به طور کامل، اسکورت می‌شد. این نفتکش، در فاصلة ۱۳ مایلی غرب جزیرة فارسی، در اثر برخورد با می‌ن‌های کار گذاشته شده توسّط سردار شهید مهدوی و یارانش، منفجر شد به طوریکه حفره‌ای به بزرگی ۴۳ متر مربّع در بدنة آن ایجاد گردید. در پی این حماسه مرحوم حاج سید احمد خمینی به شهید مهدوی می‌گوید که دل امام را شاد کردید.

Get the Flash Player to see this player. 

دانلود

خبرنگار بی بی سی همه مشخصات ناو هواپیمابر آمریکا را می داند و از دلواپسی آمریکاییها می گوید. اما این جمله آخر که کسری ناجی با عبارت «مثل اینکه» از آن می گذرد به سال 66 بر می گردد. زمانی که نادر مهدوی با 7 همراه در ماموریتی 48 ساعته به جنگ کاروان نظامی آمریکا می رود.

مهدوی با طوفانی شدن دریا از گروهش برای ادامه ماموریت نظرخواهی می کند. نادر مهدوی ادامه ماجرا را این طور نقل می کند:

سه ساعت قبل از رسيدن كاروان، ما به محل مورد نظر رسيديم. پس از انجام سريع مأموريت و پايان كار، به طرف محل استقرار نيروهاي خودي برگشتيم و به استراحت پرداختيم. 

نفتکش بریجتون در غرب جزیرة فارسی با یک مین دریایی که توسط مهدوی و یارانش، کار گذاشته شده بود برخورد می کند و پس از انفجار حفره ای به بزرگی ۴۳ متر مربّع در بدنة آن ایجاد می شود

نادر مهدوی پس از این عملیات به دیدار امام خمینی می رود. او می گوید:

«براي ما رزمندگانِ خليج فارس، همين تبسّم و شادي امام (ره) در ازاي همة زحمات شبانه‌روزي كافيست و اگرتا آخر عمر، موفّق به انجام خدمتي نگرديم، باز شاديم كه حداقل براي يكبار هم كه شده، موجب رضايت و شادي و تبسّم امام عزيزمان گرديده‌ايم.»

نادر مهدوی که 14 خرداد 1342 در روستای نوکار دشتی بوشهر به دنیا آمد 16 مهر 66 هنگام انجام ماموریتی دیگر در خلیج فارس پس از درگیری با نظامیان آمریکایی اسیر می شود. وی پس از شکنجه بر روی ناو آمریکایی «یو. اس. اس. چندلر» در حالی که سینه‌ اش با میخ های آهنی سوراخ شده بود به شهادت می رسد.

شعار شهید مهدوی با لهجه بوشهری در جنگ مستقیم با آمریکاییها این است که ...



ارسال توسط ناظر تویسرکان
تعداد بازديد :  
تاريخ : دوشنبه بیست و یکم مهر 1393
دو نکته درباره همایش بزرگ «همگرایی اصولگرایان» آیا علامه مصباح در همایش اصولگرایان حرف جدیدی زد؟/ تثبیت منطق "وحدت بر مبنای اصول" با حضور اضلاع مختلف اصولگرایان

همایش «همگرایی اصولگرایان» که عصر روز گذشته در مجتمع فرهنگی 13 آبان برگزار شد، می تواند به عنوان یک "نقطه عطف" در میان اصولگرایان محسوب شود چرا که طی سالهای اخیر، این نخستین بار است که اضلاع مختلف اصولگرایی کنار هم جمع می شوند تا بر مبنای اصول و نه اشخاص، با یکدیگر به همگرایی بیشتر برسند. در این باره توجه به دو نکته ضروری است: 1. برخلاف برخی گمانه زنی ها، پیش فرض ها و تصورهای نادرست که قبل از برگزاری این همایش منتشر شده بود، محتوای صحبت های سخنرانان و هم چنین حاضران در این همایش نشان داد منطق اصلی برگزارکنندگان این همایش فقط و فقط «وحدت بر مبنای اصول» بوده و «تنازل از اصول» به بهای «وحدت به هر قیمت» به هیچ عنوان قرار نیست خروجی نهایی این مدل نشست ها باشد. به عبارت دیگر، سخنان صریح علامه مصباح یزدی در این نشست در قیاس با سخنان وی طی سالها گذشته هیچ حرف جدیدی محسوب نمی شد و منطق اصلی حاکم بر اظهارات آیت الله همان محورهای گذشته بود؛ کما اینکه ایشان در سالهای قبل نیز همواره وحدت به ما هو وحدت را یک ارزش تلقی نکرده و با حفظ اصول بر آن تاکید کردند و در همایش روز شنبه نیز با تکرار همان مضامین، تصریح کردند که نباید به هر قیمت با هر کس وحدت کرد و اگر هم قرار است وحدتی شکل بگیرد، نه حول اشخاص بلکه باید حول اصول باشد: «هدف اینگونه اجتماعات این است که بینش آگاهانه نسبت به اصول بینشی و باور آگاهانه نسبت به ارزش‌های اسلامی و انقلابی و اعتقاد به روش‌های امام و جانشین امام براساس کتاب و سنت را تقویت کنیم و باور کنید که راه صحیح همین است و باید این بصیرت را پیدا کنیم. راه همین است و دیگران هر جا کوتاه آمدند، همانجا اشتباه کردند و دنیا و آخرت خود را از دست دادند لذا اگر می‌خواهیم اینگونه نشویم، باید اصول را بشناسیم و به آن عمل کرده و در عمل پایبند به آن باشیم.» لذا تنها اتفاق جدیدی که در مقایسه با گذشته افتاده است، تمایل دیگر گروه های اصولگرا برای به وحدت رسیدن با یکدیگر تحت محوریت آیت الله مصباح و جامعتین است، چنانچه این موضوع مورد اشاره آیت الله موحدی کرمانی جانشین آیت الله مهدوی کنی در جامعه روحانیت مبارز نیز قرار گرفت: «علاوه بر جامعتین آیت الله مصباح نیز در تصمیم گیری اصولگرایان نقش خواهند داشت. ما همه مرید آیت الله مصباح هستیم.» 2. ترکیب چهره های حاضر در همایش «همگرایی اصولگرایان» نشان داد در عمل طیف های انقلابی و فعال اصولگرا که طی سالهای گذشته از جمله فتنه 88 شجاعانه در برابر خطرات مختلف سینه سپر کردند، به این نتیجه رسیده اند که باید برای ادامه کنش های سیاسhttp://blogfa.com/Desktop/Categories.aspx?t=555848148ی خود، فعالانه و با همگرایی بیشتری عمل کنند. به بیان دیگر، چهره های شاخص و امتحان پس داده طیف های مختلف اصولگرا از جامعتین تا جبهه پایداری، جمعیت ایثارگران، رهپویان، موتلفه و ... که علیرغم تمامی تفاوت ها، در عمل و به هنگام بزنگاه های حساس در میدان حاضر هستند و به جای تجارت سیاسی و زد و بندهای پشت پرده، پشت سر رهبری حرکت می کنند به همایش روز گذشته روی خوش نشان دادند و در مقابل غیبت بسیاری از چهره ها و طیف های منسوب به اصولگرایی که کارنامه نه چندان قابل دفاع شان طی سالهای گذشته برای افکار عمومی مشخص شده است نشان داد، جریان اصولگرایی حقیقی در عمل به ضرورت همگرایی بیشتر رسیده و این اتفاقی است که روز گذشته شروع آن کلید خورد.



ارسال توسط ناظر تویسرکان
تعداد بازديد :  
تاريخ : سه شنبه پانزدهم مهر 1393
 

 هفته گذشته سخنگوی دولت در حاشیه جلسه هیات دولت، در خصوص نحوه ارتباط ایران با انگلیس، با توجه به اظهارات اخیر نخست وزیر انگلیس علیه ایران گفت: «روابط بین دو کشور بر اساس یک مصاحبه یا سخنرانی از سوی طرفین شکل نمی‌گیرد، بلکه ملاحظات و منافع ملی و بلند مدت مد نظر است. یک سخنرانی را می‌توان با یک سخنرانی جواب داد. پس هر مطلبی که گفته می‌شود، می‌توانیم جواب متناسبی به آن بدهیم، اما آنجا که قرار است روابط تنظیم شود در چارچوب قانون و مصالح ملی عمل خواهیم کرد.»

از این سخن اینگونه برداشت میشود که نباید منافع ملی را به موجب یک سخن بی اساس انگلیسی ها تنظیم کرد که در جای خود گزاره ای منطقی و درست است اما باید چند نکته را نیز مد نظر قرار داد:
 
نخست آنکه در صورتی این حرف آقای نوبخت را می توان پذیرفت که اظهارات غرض ورزانه انگلیسی ها یک امر بدیع باشد و پیشینه تاریخی برای آن نتوان یافت. اما آیا تنها همین یک سخنرانی از جانب انگلیسی ها بوده که از آن بوی خصومت احساس شود؟ ای کاش سخنان آقای نوبخت درست بود و می شد اغماض نمود و سخنان دیوید کامرون را یک مورد استثنایی در روابط ایران و انگلستان قلمداد کرد اما مگر امکان پذیر است که تاریخ خود را نادیده گیریم؟ برای یادآوری بد نیست به بعضی از جنایات انگلیس علیه مردم ایران تاریخی نگاهی داشته باشیم:
 
تلاش برای استعمار
 
در زمان قاجار انگلیسی ها تلاش میکردند که با انعقاد قرداد های مختلف ایران را استعمار کنند و حاکمیت را در اختیار خود داشته باشند. مانند قرار دادی که بین ایران و فرد انگلیسی به نام بارون ژولیوس رویتر با عنوان قرارداد رویتر بسته شد که بموجب آن بمدت 70 سال امتیاز بهره برداری از کلیه جنگلها و نهرها و معادن زغال سنگ، آهن، مس، سرب و پترول(نفت) و . . . به ایشان واگذار شد.
 
خیانت در برابر اعتماد
 
کودتای 28 مرداد سال 1332 بر علیه دولت دکتر مصدق نمونه بارزی از خصومت دیرینه انگلیسی ها بر علیه ایران است و جواب دادن اعتماد با دشمنی  است. این اقدام که باعث روی کار آمدن و استمرار سلطه و دیکتاتوری خاندان پهلوی شد نشان دهنده این است که انگلیسی ها هرگز واقعیتی به نام خواست ملت ایران را نمی پذیرند.
 
حمایت از صدام و کمک به او در جنگ تحمیلی
 
به رغم اینكه دولت انگلیس در زمان جنگ اعلام بی طرفی كرده بود اما اسنادی که بعدها منتشر شد گواهی داد که از همان اوائل جنگ مارگارت تاچر به صورت محرمانه به رژیم صدام جنگنده های نوع «هوك» فروخته و پایگاه هایی دریایی و هوایی برای این رژیم دایر كرده است. همچنین دولت تاچر در قرارداد خود با عراق متعهد شده بوده است 78 نوع از تجهیزات نظامی از جمله خودروهای زرهی، لوازم یدكی تانك ورادار به رژیم صدام برای جنگ با ایران بدهد.
 
نقش انگلیس در فتنه سال 88
 
ديپلماتارشد يکي از کشورهاي عربي در اظهاراتی در تاريخ 5 تیر 1388 می گوید: «كيم هاولز معاون امور خاورميانه‌ي وقت وزارت امورخارجه‌ي انگليس يك‌سال و نيم قبل از انتخابات با اشاره به نام يک کشور عربي، گفت: انگلیس نبايد خيلي روي روابط خود با ايران حساب باز كند، چون ما مسائل ايران را به‌دقت زير نظر داريم و اوضاع در ايران اين‌طور باقي نخواهد ماند. ما اطلاعات دقيقي از داخل ايران داريم و افراد زيادي در ايران براي ما كار مي‌كنند. در آينده‌ي نزديك و در آستانه‌ي انتخابات و يا بعد از آن وضعيت ايران به‌هم خواهد ريخت. من(سفير کشور عربي) وقتي درگيري‌هاي اخير(فتنه‌ي 88) را در ايران از تلويزيون ديدم، به‌ياد حرف‌هاي آنروز كيم هاولز افتادم، هر چند كه او در آنزمان معاون وزارت خارجه‌ي بريتانيا نبود، ولي فهميدم سياست بريتانيا در ايران اجرا شد».
 
ترور دانشمندان هسته ای
 
در آبان سال 1389 ، رئیس سازمان جاسوسی-امنیتی انگلستان (MI6) ضمن سخنانی اظهار داشت: «باید با اقدامات اطلاعات و امنیتی به مقابله با ایران هسته ای رفت». دقیقا چند روز بعد از این سخنان بود که شهید دکتر شهریاری دانشمند هسته ای ایران و دکتر فریدون عباسی مورد حمله تروریستی قرار گرفتند.
 
 
استفاده از گزینه نظامی از شیوه های برخورد انگلیس با ایران
 
سال گذشته بود که جان ساورز رئیس دستگاه امنیتی اطلاعاتی انگلیس سخنان خود را به ایران اختصاص داد و گفت: آمریکا و اسرائیل باید تصمیم بگیرند که چه زمانی حمله نظامی به ایران را اجرایی کنند؟
 
نکته دیگری که باید به آن نیز توجه شود این است که آیا منافع ملی ایران در گرو برقراری ارتباط با انگلیس است؟
یعنی اگر این رابطه نباشد منافع ملی از بین خواهد رفت؟ واضح است که خاطرات تلخ نسل گذشته از سلطه انگلیسی‌ها بر کشورمان که همیشه نقل محافل و خاطرات است و ذهن ایرانیان را به طور کاملا شفاف نسبت به رویکرد خصمانه انگلیس علیه ایران، خدشه‌دار کرده است هرگز پاک نخواهد شد. مردم ایران در طول تاریخ نشان داده اند که برایشان عزت و غرور ملی برایشان از هر چیز دیگر با اهمیت تر بوده است و هرگر حاضر به معاوضه این مهم با چیز دیگری نبوده اند. بر برقراری رابطه با کشوری با این همه سابقه عداوت و دشمنی علیه ملت ایران به خصوص این که رویه سابق همچنان ادامه دارد و تغییری در نحوه تعاملاتشان به وجود نیامده، نه تنها حافظ منافع ملی نیست بلکه عزت ملی را نیز دچار خدشه خواهد کرد.
 
لذا به نظر می رسد این اظهارات سخنگوی محترم دولت که اظهار داشته است «روابط بین دو کشور بر اساس یک مصاحبه یا سخنرانی از سوی طرفین شکل نمی‌گیرد» چندان با رویکرد «واقع گرایانه» در دیپلماسی که شعار دولت یازدهم است، منطبق نیست چرا که سیاهه ی خباثت های انگلیس علیه ایران به یک سخنرانی دیوید کامرون محدود نمی شود و تمامی مواضع و اقدامات این کشور علیه مردم ایران، حاکی از خصومت، دشمنی و توهین به ایران بوده است.
 


ارسال توسط ناظر تویسرکان
تعداد بازديد :  
تاريخ : سه شنبه پانزدهم مهر 1393
در روزهای اخیر وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران با ایجاد کمپین توئیتری «هیچ توافقی بدتر از عدم توافق نیست» از کلید خوردن پروژه جدیدی در راستای تحمیل یک توافق پرهزینه دیگر رونمایی کرد. 
کمپینی که سازندگان آن با آوردن تعابیری از این دست سعی  می کنند ذهن مخاطبان جامعه ایرانی را برای پذیرش یک توافق ضعیف دیگر آماده کرده و این نکته را القاء کنند که در شرایط موجود «هر توافقی بهتر از عدم توافق است» ولو مفاد این توافق در سطح توافقنامه ترکمانچای یا توافقنامه گلستان باشد.
 
اما به نظر می رسد پشت پرده اصلی این تصمیم خطرناک، غفلتی است که پیش از این بارها و بارها مقام معظم رهبری و دیگر دلسوزان نظام و انقلاب نسبت به آن هشدار داده بودند، «گره زدن سرنوشت کشور به نتیجه مذاکرات هسته ای»
 
نکته جالب توجه اینکه ایجاد چنین کمپینی درست زمانی اتفاق افتاد که همه کسانی که به نحوی از انحاء با پرونده مذاکرات هسته ای ارتباط داشتند در حاشیه شصت و نهمین مجمع عمومی سازمان ملل متحد یک هفته با گروه 1+5 به مذاکره پرداختند و امید داشتند که در این دور از مذاکرات طرف غربی از مواضع زیاده خواهانه خود کوتاه آمده و بتوانند به یک توافق نامه جامع هستیه دست یابند تا بتوانند از اقدام خود جهت امتیاز گرفتن از کشوری که می تواند تمام سیستم دفاعی ایران را با یک بمب خود از کار بیندازد! دفاع کند.
 
از دیگر مواردی که نمی توان به راحتی از کنار آن گذشت، سقف انتظارات غربی ها از تیم مذاکره کننده جمهوری اسلامی ایران است. آنچه از شواهد امر پیداست نشان می دهد که سقف انتظارات غربی ها از ایران آنقدر بالاست که حتی خوش بین ترین تیم مذاکره کننده ایرانی نیز بر سر یک دوراهی استراتژیک قرار گرفته که بدین شرح است:

 



ادامه مطلب...
ارسال توسط ناظر تویسرکان
تعداد بازديد :  
تاريخ : شنبه بیست و نهم شهریور 1393
آیا روحانی با عبور از خط قرمز نظام، اسیر حاشیه سازی روزنامه های زنجیره ای میشود؟
خودکشی اصلاح طلبان برای زمینه سازی دیدار رییس جمهور با شیطان بزرگ؛ روحانی و اوباما به طور اتفاقی با هم احوال پرسی کنند/ بان کی مون برای دیدار میانجی گری کند!

 دومین سفر رییس جمهور به نیویورک برای شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل در حالی انجام می گیرد که از چند روز قبل از این سفر، رسانه های زنجیره ای و چهره های رسانه ای اصلاح طلبان به پروپاگاندای وسیعی برای زمینه سازی دیدار غیر منتظره و تصادفی! اوباما و روحانی روی آورده اند.

 پس از اظهارات دو پهلو و معنادار روحانی در گفتگو با شبکه تلویزیونی "ان بی سی" آمریکا و تاکید بر اینکه «در برنامه من چیزی به عنوان ملاقات با رئیس جمهور اوباما وجود ندارد اما در دنیای سیاست همه چیز امکان پذیر است»، روزنامه شرق ارگان غیر رسمی حزب کارگزاران در شماره روز شنبه خود به انتشار مطالب متعددی برای «اثبات لزوم دیدار روسای جمهور دو کشور» پرداخته است.
 
 
 
لطفا ادامه مطلب را مطالعه فرمایید


ادامه مطلب...
ارسال توسط ناظر تویسرکان
تعداد بازديد :  
تاريخ : جمعه بیست و هشتم شهریور 1393
  "احمدی نژاد پس از ریاست جمهوری چه می کند؟" این پرسش از ماه ها پیش از پایان دوران خدمت محمود احمدی نژاد در کسوت رئیس جمهوری اسلامی ایران در ذهن مخالفان و البته هواداران رئیس جمهور سابق پدید آمده بود. مخالفان احمدی نژاد می کوشیدند با در نظر گرفتن پاسخ های تحقیر آمیز برای این پرسش مهم، علاوه بر تخلیه عصبانیت انباشته خود، موقعیت رئیس جمهور را تضعیف کنند.

به عنوان نمونه برخی ها بازگشت احمدی نژاد به شهرداری تهران را پاسخ این سوال عنوان کردند؛ پاسخی که در بطن خود القا کننده گزاره نزول احمدی نژاد بود. این عده البته بلافاصله تاکید می کردند که صلاحیت احمدی نژاد پس از ریاست جمهوری حتی برای در اختیار گرفتن شهرداری تهران نیز با علامت سوال های بزرگی روبروست تا از اطرافیان شهردار فعلی تهران که قضیه را بیش از حد جدی گرفته بودند، سلب آسایش نشود. احمدی نژاد البته در مصاحبه تلویزیونی یکی مانده به آخر خود، این هجوم رسانه ای را به فرصتی ارزشمند تبدیل کرد. مرتضی حیدری تحت تاثیر همین فضای رسانه ای پرسید: «آقای رئیس جمهور! اگر پس از پایان ریاست جمهوری تان، سمت شهرداری تهران به شما پیشنهاد شود، می پذیرید؟» پاسخ محمود احمدی نژاد به این پرسش بار دیگر تفاوت وی را با سایر مسئولان ارشد جمهوری اسلامی آشکار کرد: «من حاضرم شب ها جوب های تهران را جارو کنم.» عده ای دیگر از مخالفان هم آستین ها را بالا زدند و برای رئیس جمهور احضاریه فرستادند تا آینده احمدی نژاد را در رفت و آمد بین دادگاه و دادسرا و اگر شد، آن سوی میله ها تعریف کنند.

در سوی دیگر میدان، هواداران محمود احمدی نژاد ضمن تحمل این قبیل تلخی ها، به تداوم گفتمان احمدی نژاد در قوه مجریه امیدوار بودند. اما هواداران نیز پس از نا امیدی از ادامه مسیر عدالتخواهی در قوه مجریه، یافتن پاسخ پرسش مذکور به فهرست دغدغه هایشان اضافه شد: «دکتر بعد از پایان دولت چه کار می کند؟»

پاسخ این پرسش را نباید اندیشید، باید آن را حس کرد تا دچار خطای محاسباتی نشد؛ این یک توصیه صمیمانه به مخالفان و هوادارن احمدی نژاد است. همگی برای یافتن پاسخ باید راهی میدان 72 نارمک شوید. نیازی هم به پرس و جو برای یافتن نشانی دقیق نیست. کافی است مسیر شرق تهران را در پیش بگیرید. حوالی نارمک از هر کدام از اهالی درباره میدان 72 سوال کنید، ابتدا با لبخندشان مواجه می شوید و سپس با این سوال روبرو: «میدان احمدی نژاد دیگر؟» آدرس میدان را که گرفتید دیگر نباید از نام کوچه و پلاک بپرسید. در اطراف میادین نارمک معمولا چند کوچه بن بست وجود دارد. کوچه احمدی نژاد، همانی است که همیشه چراغانی است؛ که صبح و شب توسط اهالی به افتخار ورود و خروج «فرزند ملت» آب و جارو می شود؛ که یک سرباز صفر در کانکسی سفید رنگ، وظیفه محافظت از رئیس جمهور سابق و گنجینه ناگفته هایش را بر عهده دارد؛ که نامش بن بست «هدایت» است.

میدان 72؛ قلب جنبش مدنی عدالتخواهان + تصاویر

صبح های زود که دکتر احمدی نژاد از منزل خارج می شود، زمانی است که پرده ها از پشت پنجره ها کنار می رود، می توان مادر بزرگ های کوچه را که از نماز صبح بیدارند، مقنعه به سر و تسبیح به دست دید که زیر لب احتمالا آیت الکرسی و چهار قل می خوانند و پدربزرگ های ورزشکار میدان 72 را که صبح بخیر و خدا قوت از زبانشان نمی افتد و البته احمدی نژاد را که دستی برای همه تکان می دهد.

پس از آن تا پاسی از شب خبری از رئیس جمهور سابق نیست و شر و شور محله خوابیده است. «فرزند ملت» در این ساعات مشغول بنیان گذاری یک دانشگاه است، «دانشگاه ایرانیان». در جمهوری اسلامی دانشگاه ها، موسسات آموزش عالی و حوزه های علمیه زیادی هستند که به عنوان پایگاه های تئوریک گروه های سیاسی نقش آفرینند. به عنوان نمونه محافظه کاران ایرانی با دانشگاه امام صادق (ع)، کارگزاران با دانشگاه آزاد، اصلاح طلبان با دانشکده های علوم سیاسی دانشگاه های علامه طباطبایی، شهید بهشتی و تهران، متولیان دین با حوزه های علمیه و ... شناخته می شوند. عده ای را هم البته با موسسه امام خمینی (ره) می شناسند که باید به سرعت از کنارشان عبور کرد. آنچنانکه اشاره شد، هر دانشگاه، مروج مکتبی است. اما کدامین دانشگاه مروج مکتب ملت است؟ می توان حدس زد که دانشگاه ایرانیان زین پس پشتیبان «مکتب ایرانیان» خواهد بود. از این روست که دکتر احمدی نژاد تمام وقتش را صرف آن می کند؛ آنچنان که مشایی می گوید اصلا به فکر کار سیاسی نیست.

شب های میدان 72 نارمک اما دیدنی و عبرت آموز است. بن بست هدایت هر شب تیپ های زیادی را به خود می بیند. قرتی ها، تیفوسی ها، خانم هایی که گشت ارشاد در به در دنبالشان می گردد و ... ساعت ها منتظر می مانند تا رئیس جمهور سابقشان را ببینند، با او عکس یادگاری بگیرند، آنقدر به او نزدیک اند که حتی اثر خالکوبی شان را هم پنهان نمی کنند، میدانند احمدی نژاد اهل رو ترش کردن نیست. بسیجی ها هم اعم از مخلص و عشق بیسیم اطراف محله پرسه می زنند و تور اطلاعاتی پهن می کنند تا آن سرباز صفر، تنها حافظ فرزند ملت نباشد، تا اگر سوسول ها در برابر خانه احمدی نژاد بیش از اندازه «ایران، ایران» کردند، با حضور پرشور در صحنه از «اسلام» حمایت کنند، تا مبادا رئیس جمهور حزب اللهی را منحرف کنند. مردم هم هستند، آنهایی که نمی شود دسته بندی شان کرد. عنوان شان فقط «مردم» است. هنوز برای احمدی نژاد نامه می نویسند، هم آن جوان معلول هم آن دختر خانم، یکی وام می خواهد، دیگری احتمالا عاشقانه می نویسد، البته در این مورد از عدالت.

میدان 72؛ قلب جنبش مدنی عدالتخواهان + تصاویر

میدان 72؛ قلب جنبش مدنی عدالتخواهان + تصاویر

جغرافیای نارمک، این روزها از همیشه معنادار تر است. نارمک محله فقرا نیست، محله اشراف نیز. نارمک محله ای است که در جامعه شناسی ساکنانش را طبقه متوسط می نامند. احمدی نژاد در 4 سال دوم مسئولیتش کوشید تا ضمن وفاداری به پیمان منعقد شده در مورخ 27 خرداد 1384 با مستضعفین، بیشتر از قبل رئیس جمهور طبقه متوسط باشد و البته چوبش را هم حسابی خورد. او حالا به میان این قشر آمده و با آغوش بازشان روبروست. کار احمدی نژاد پس از آسودن از ریاست جمهوری و امر اجرا همین است. علی الحساب «میدان 72 نارمک» وارد ادبیات سیاسی ایران شده است تا «سعد آباد» و «جمارانِ پس از امام (ره)» یکه تاز نباشند. و این جنبش مدنی عدالتخواهان ایرانی است که از کف کوچه پس کوچه های نارمک آغاز شده است، جنبشی که قرار است مردمان نجیب را با حقوق اساسی شان آشنا کند، تا استثمارشان غیر ممکن باشد. احمدی نژاد از شر روابط بین قوا خلاص شده تا روابط بین مردم را اصلاح کند، تا آن بسیجی یاد بگیرد که ایران و اسلام در برابر هم نیستند، و آن قرتی بپذیرد که بسیج لشگر مخلص خداست، تا از لج چماق و گشت ارشاد، شلوار دختران این سرزمین به ساپورت های شیشه ای تبدیل نشود، بلکه حقیقت حجاب نمایان شود آنچنان که هر بانوی ایرانی به جای یک چادر، 2 چادر سرش کند، تا عدالت خواهی اصلی ترین فضیلت فرض شود، تا همه در غم خانه نشینی 1170 ساله امام عصر (ع) بسوزند؛ میدان 72 نارمک یک ایران کوچک است ... دوستان و دشمنان بیایند و ببینند. دشمنان اما مراقب باشند، خطر استحاله جدی است، این یک هشدار صمیمانه است.



ارسال توسط ناظر تویسرکان
تعداد بازديد :  
تاريخ : جمعه بیست و هشتم شهریور 1393
 
دروغ هسته ای اوباما به داسیلوا و اردوغان چه بود؟/وقتی رئیس‌جمهور آمریکا ارزشی برای امضایش قائل نیست!

 اشاره رهبر معظم انقلاب به ادعای مقامات آمریکایی مبنی بر عدم دعوت از ایران در مبارزه با گروه داعش، یکی دیگر از دروغ های کاخ سفید را افشا کرد، البته آیت الله خامنه ای تاکنون بارها با ارائه جزئیاتی از رفتارهای دروغین مقامات آمریکایی، به مسئولان داخلی و مقامات سایر کشورها هشدار داده اند که فریب لفاظی ها و ژست مقامات این کشور را نخوردند.

در یکی از مواردی که رهبر معظم انقلاب به رفتار دروغین و فریبکارانه مقامات آمریکایی اشاره داشتند به موضوع بیانیه تهران باز می گردد.

آیت الله خامنه ای در سخنان خود در ابتدای سال 92 در جمع زائران حرم رضوی  با اشاره به ماجرای موافقت ایران با نشست ترکیه و برزیل در موضوع هسته ای فرمودند:

« اين غنى‌سازى بيست درصد، همان چيزى است كه در سال 89 آمريكائى‌ها و ديگران براى توليد آن شرط گذاشتند. ما ميبايد براى مركز اتمىِ آزمايشگاهى تهران كه مال راديوداروهاست، اورانيوم غنى‌شده‌ى بيست درصد تهيه ميكرديم؛ چون سوخت بيست درصدمان تمام شده بود. آنها براى اين كار شرط گذاشتند و گفتند بايد اورانيومى را كه توليد كرده‌ايد، خارج بفرستيد؛ اما ما قبول نكرديم. آمريكائى‌ها دولت برزيل و دولت تركيه را واسطه كردند كه با ما صحبت كنند، ميانه را بگيرند؛ چيزى مورد توافق به وجود بيايد. ما قبول كرديم. مسئولين تركيه، مسئولين برزيل به اينجا آمدند و با رئيس جمهور ما نشستند بحث كردند، صحبت كردند و يك نوشته‌اى را امضاء كردند. بعد كه اين توافقنامه امضاء شد، آمريكائى‌ها زدند زير قولشان! آنها نميخواستند اين قرارداد امضاء بشود؛ ميخواستند امتياز زيادى بگيرند، زورگوئى كنند، باج بگيرند. به خاطر بدقولى‌اى كه آمريكائى‌ها كردند، دولت برزيل و دولت تركيه پيش ما شرمنده شدند. ماجراى اين بيست درصد اين است. »

 لطفا ادامه مطلب را مطالعه فرمایید



ادامه مطلب...
ارسال توسط ناظر تویسرکان
تعداد بازديد :  
تاريخ : جمعه بیست و هشتم شهریور 1393
حاشیه ای بر سخنان نوبخت و رد هر گونه برنامه ریزی برای دیدار روحانی و اوباما/
تماس با اوباما «اقدامی نابجا» ست، خواه «برنامه‎ریزی شده» باشد خواه «اتفاقی»

نزدیک به یک سال از سفر رییس جمهور به نیویورک می گذرد، سفر پرحاشیه ای که این روزها نخستین سالگرد آن فرا رسیده و دکتر حسن روحانی برای بار دوم عزم سفر به آمریکا را دارد.

سال گذشته اگرچه مواضع اصولی رییس جمهور در مجمع عمومی سازمان ملل تحسین برانگیز بود اما «اقدام نا به جا» در گفتگوی تلفنی با باراک اوباما در آخرین ساعات حضور در نیویورک باعث شد تا موجی از انتقادات علیه این اقدام بیهوده و پرهزینه رییس جمهور به راه افتد، هر چند بسیاری از ذوق زدگان داخلی نیز، این اقدام اشتباه را به منزله آغاز گسترش رابطه با شیطان بزرگ و رفع تحریم ها تلقی کردند.
 
با این اوصاف، روز گذشته سخنگوی دولت در جمع خبرنگاران تاکید کرد علیرغم قطعی شدن سفر رییس جمهور به نیویورک، هیچ تصمیمی برای دیدار با اوباما صورت نگرفته است.
 
به نظر می رسد این موضع سخنگوی دولت در واقع بیش از هر چیز ناشی از تجربه ای باشد که بواسطه گفتگوی سال گذشته روحانی با اوباما در دولت بوجود آمده است، چنانکه با وجود گذشت یک سال از آن حرکت، حجم تحریم ها و دشمنی های  آمریکا علیه ایران نه تنها تفاوتی نکرده بلکه افزایش پبدا کرده است، ظاهرا این پیام به دولت منتقل شده که گفتگوی تلفنی و حضوری با رییس جمهور آمریکا تاثیری در کاهش خصومت آمریکا نسبت به ایران ندارد و تنها باعث تزلزل هژمونی جمهوری اسلامی ایران در میان ملت های آزاده منطقه و جهان می شود.
 
این در حالی است که رهبر معظم انقلاب نیز یک ماه قبل در جمع مسئولان وزارت خارجه و سفرای کشورمان بالاترین سطح مجاز گفتگو با آمریکا را در سطح «وزرای دو کشور» مشخص کرده و فرمودند:
 
«در گذشته میان مسئولان ما و مسئولان امریکا هیچ ارتباطی نبود اما در یک سال اخیر بخاطر مسائل حساس هسته ای و تجربه ای که مطرح شد انجام بشود، بنا شد مسئولان تا سطح وزارت خارجه تماسها، نشستها و مذاکراتی داشته باشند اما از این ارتباطات نه تنها فایده ای عاید نشد بلکه لحن امریکایی ها تندتر و اهانت آمیزتر شد و توقعات طلبکارانه بیشتری را در جلسات مذاکرات و در تریبونهای عمومی بیان کردند.»
 
بدیهی است که رییس جمهور در سفر پیش روی خود به نیویورک، بر اساس فرمایشات صریح رهبر معظم انقلاب و ادله فراوان عقلی و منطقی، به هیچ عنوان نباید اسیر حاشیه سازی ها و هر گونه حرکت مشکوک برای به دام انداختن ایران شود، خواه این مساله به اختیار رییس جمهور باشد و خواه در پوشش حرکتی «غیر عمدی» و «اتفاقی» تفاوتی نمی کند، در هر صورت آقای روحانی خود به خوبی از «خطوط قرمز» نظام در این باره آگاه است و می داند کوچکترین اشتباهی در این زمینه، شرایط را بیش از هر زمان دیگر دشوار خواهد ساخت.
 
گفتنی است پیش از این نیز تخت روانچی معاون وزیر خارجه در گفتگو با شرق، به تایید اظهارات منتقدان گفتگوی تلفنی اوباما روحانی پرداخت و آن را بدون تاثیر در روابط دو کشور خواند:
 
«اگر فکر کنیم این گفت وگوی تلفنی در مسایل ایران و آمریکا تغییر ایجاد کرد، یا اینکه موجب تغییری در سیاست های ما و آمریکا شد، نه اینگونه نبود، چون اگر تغییری ایجاد شده بود را باید حس می کردیم چون چندماه از آن گفت وگو می گذرد و اگر قرار بود تغییر ایجاد شود، باید حس می کردیم ... اصلا به این شکل نبود که به این گفت وگو به عنوان حرکتی نگاه کنیم که به عنوان یک پازل و در کنار یک سری حرکت های دیگر، به جای بزرگی برسد. نظر شخصی من این است که این موضوع بیش از حد بزرگ شد. واقعا برخی فکر می کنند، شاید این کار به عنوان یک حرکت کوچک شروع شد تا قدم های بعدی برداشته شود، در حالی که اینطور نیست ... به نظر من آن موضوع بیش از حد بزرگ شد.»


ارسال توسط ناظر تویسرکان
تعداد بازديد :  
تاريخ : جمعه بیست و هشتم شهریور 1393
آیا پیشنهادات امریکا درباره غنی سازی در ایران، نسبت به مذاکرات وین 6 تعییرکرده است!؟
پیشنهاد آمریکا درباره تعداد سانتریفیوژهای ایرانی چیست؟

در حالی قرار است آقای روحانی برای شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل راهی نیویورک شود، برخی رسانه های غربی خبر داده اند که در حاشیه این اجلاس قرار است یک توافق اولیه به منظور دستیابی به تواتفق نهایی میان ایران و 1+5 حاصل شود.

در این گزارش پیشنهادات ایران و 1+5 درباره غنی سازی اورانیوم مورد بررسی قرار می گیرد.

در حالی که بر اساس قانون ان پی تی کشورهای عضو می توانند در صورت صلح آمیز بودن برنامه های هسته ای خود به صورت نامحدود فرآیند غنی سازی اورانیوم را صورت دهند (1) با این حال در توافقنامه ژنو( که مبنای توافق نهایی ایران و 1+5 است) مقامات وزارت امور خارجه ایران با محدودیت جدی در زمینه غنی سازی اورانیوم ایران موافقت کردند.

آنچه که درباره موضوع غنی سازی در ژنو توافق شد شامل موارد زیر است:

- ایران متعهد شده است که غنی‌سازی بالاتر از 5 درصد را متوقف کند و ارتباطات فنی لازم برای غنی‌سازی بالای 5 درصد را برچیند.

- ایران تعهد کرده است که همه‌ ذخایر اورانیوم غنی شده تا نزدیکی 20 درصد خود را پیش از به پایان رسیدن فاز اولیه به زیر 5 درصد تضعیف کند و یا به شکلی تبدیل کند که برای غنی‌سازی بیشتر مناسب نیست.

- ایران متعهد شده است که پیشرفت توانایی غنی‌سازی‌اش را متوقف کند.

- ایران هیچ‌گونه سانتریفیوژ نسل بعدی برای غنی‌سازی اورانیوم نصب نکند یا از آن‌ها استفاده نکند.

- تقریبا نیمی از سانتریفیوژهای نصب شده توسط ایران در نطنز و سه چهارم سانتریفیوژهای نصب شده در فردو را به کار نیندازد؛ طوری که نتوان از آن‌ها برای غنی‌سازی اورانیوم استفاده کرد.

- ایران تولید سانتریفیوژ را به تعدادی که برای تعویض ماشین‌های خراب شده لازم است محدود کند؛ طوری که نتواند در طول اجرای توافقنامه برای جمع‌آوری سانتریفیوژها استفاده کند.

-ایران متعهد شده است که ذخایر اورانیوم با غنای پایین 3/5 درصد خود را افزایش ندهد، طوری که میزان آن در پایان شش ماه نسبت به آن‌چه در آغاز (این مدت زمانی) داریم بیشتر نشود و هرگونه اورانیوم غنی شده‌ی 3/5 درصدی که به تازگی غنی‌سازی شده به اکسید تبدیل شود.

پس از توافق ژنو و با شروع مذاکرات گام نهایی، آمریکایی ها هدف خود از این مذاکرات را تعطیل کردن فرآیند غنی سازی ایران و یا در نهایت در ازای دریافت امتیازات گسترده از تیم مذاکره کننده ایرانی، موافقت با یک غنی سازی نمادین و سمبلیک برای ایران عنوان کردند.

وندی شرمن، مسئول هیات آمریکایی در مذاکرات هسته ای 22 فوریه 2014 ( 4 اسفند 1392) در کنفرانس مطبوعاتی در فلسطین اشغالی در این باره گفت:  

« دلایل زیادی برای این وجود دارد که آنها (ایران) نیازهای خود را از طریق همکاری بین المللیی در خارج از کشور خود تأمین کنند. ولی اگر در نهایت بخواهند برنامه کوچک، مجزا و محدودی داشته باشند که نیازهای عملی شان را رفع کند، این مسئله به عنوان احتمال در برنامه اقدام مشترک دیده شده است. اما لازم به ذکر نیست که ظرفیت و گستره تأسیسات و ماهیت آن باید مورد محدودیت های شدید، مورد نظارت شدید و به طور منظم مورد راستی آزمایی قرار گیرد.... اما اگر در پایان این مذاکرات برنامه غنی سازی داخلی داشته باشند، کوچک خواهد بود، محدود خواهد بود، به شدت قید و بند خواهد داشت، و دقیقاً راستی آزمایی خواهد شد. ولی هنوز در آن نقطه نیستیم.»

 

 

تقریبا دو ماه پس از این اظهارات وندی شرمن، علی اکبر صالحی رئیس سازمان انرژی اتمی از راه حل جدید ایران برای موضوع غنی سازی خبر داد. راه حلی که بر خلاف ان پی تی یک محدودیت جدی برای ایران درنظر گرفته بود. محدودیت هم در تعداد دستگاه سانتریفیوژ هم در سطح غنای اورانیوم ها.

صالحی 30 فروردین ماه 1393 در گفتگو با العالم اظهار کرد: « در زمینه غنی سازی پیشنهاد ما اجرای طرح پلکانی غنی سازی است که بر اساس آن 4 تا 5 سال تعداد دستگاه های سانتریفیوژ همین نسبت 20 هزار دستگاه باشد و بعد از آن به صورت تدریجی تعداد سانتریفیوژها را افزایش دهیم تا در سال به ظرفیت تولید 30 تن اورانیوم (سه و نیم تا 5 درصد) در سال برسیم و این موضوع همچنان جای بحث دارد و آنها می گویند که این طرح نیاز به تصمیم گیری سیاسی دارد.»

البته آنگونه که روند مذاکرات و اظهارات مقامات داخلی و غربی نشان داده است مقامات آمریکایی با این پیشنهاد مخالفت کردند.

مخالفت آمریکایی ها در جریان مذاکرات وین 6 (تیرماه 1393 ) اعلام شد و همین ابراز مخالفت، پیشنهاد جدیدی را مطرح کرد. تقاوت پیشنهاد جدید با پیشنهاد قبلی، چشم پوشی از افزایش ظرفیت غنی سازی با چرخش 20 هزار سانتریفیوژ بوده است. در واقع این قسمت از پیشنهاد قبلی که «به صورت تدریجی تعداد سانتریفیوژها افزایش پیدا کند تا ایران در سال به ظرفیت تولید 30 تن اورانیوم در سال برسد» حذف شده بود. اما پیشنهاد جدید نیز نظر آمریکایی ها را جلب نکرد.

 لطفا ادامه مطلب را مطالعه فرمایید



ادامه مطلب...
ارسال توسط ناظر تویسرکان
تعداد بازديد :  
تاريخ : شنبه پانزدهم شهریور 1393
 

اخیرا کلیپ هایی در فضای مجازی تولید گردیده داعش را به سخره گرفته و حماقت این تروریست ها را نشان می دهد.

 
 
 
 

 



ارسال توسط ناظر تویسرکان
تعداد بازديد :  
تاريخ : شنبه پانزدهم شهریور 1393
پس از بازطراحی راکتور اراک، نوبت به کاهش ذخایر اورانیوم 5 درصد رسید!
 

  مدیر کل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی اعلام کرده است ذخایر اورانیوم 5 درصد ایران کاهش پیدا کرده است.

یوکیا آمانو در گزارش اخیر خود که در روز جمعه منتشر شده، اعلام کرده است که ذخایر اورانیوم 5 درصد ایران، 710 کیلوم گرم نسبت به مقداری که در گزارش می 2014(خرداد 93) به آن اشاره شده، کاهش پیدا کرده است.

مدیرکل آژانس انرژی اتمی در گزارش جدید خود در این باره نوشته است:

12772 کیلوگرم ( 795 کیلوگرم از زمان گزارش قبلی مدیرکل) هگزافلوراید اورانیوم غنی شده تا میزان 5% که 7765 کیلوگرم از آن به صورت هگزافلوراید اورانیوم غنی شده تا میزان 5% باقی مانده است( 710 کیلوگرم کمتر از زمان گزارش قبلی مدیرکل) و بقیه پیش‌تر پردازش شده است.

آمانو پیش از این در گزارش خرداد 93 (می 2014) نوشته بود:

غنی سازی هگزافلورید اورانیوم با غنای تا 5 درصد U-235 با همان روندی که در گزارش پیشین مدیرکل آژانس به آن اشاره شده بود، ادامه می یابد. هیچ سانتریفیوژ جدیدی از نوع IR-1 و یا IR-2m (سانتریفیوژهای نسل اول و نسل دوم) در تأسیسات غنی سازی، تأسیسات غنی سازی فردو و یا تأسیسات آزمایشی غنی سازی نصب نشده است (production area). میزان مواد هسته ای که به شکل هگزافلورید اورانیوم غنی شده با غنای تا 5 درصد U-235 باقی می ماند، 8 هزار و 475 کیلوگرم می باشد.

بنابر گزارش آمانو پس از توافق ژنو تا خردادماه 93، ایران 8475 کیلوگرم اورانیوم 5 درصد خود را حفظ کرده بود اما در حدفاصل خردادماه تا شهریورماه امسال، این مقدار، 710 کیلوگرم کاهش پیدا کرده و به رقم 7765 رسیده است.

اما اقدام عجیب ایران در کاهش ذخایر فعلی اورانیوم 5 درصد، گزاره ای است که فراتز از تعهدات ایران در توافق ژنو به حساب می آید.

 این اقدام مقامات ایرانی از آن جهت فراتر از امتیازات و تعهدات گسترده تیم مذاکره کننده ایران است که ایران متعهد شده بود از زمان اجرای توافق ژنو، مقدار اورانیوم جدید 5 درصدی که توسط ایران تولید می شود به اکسید تبدیل شود، نه آنکه اورانیوم های 5 درصدی که پیش از توافق ، تولید و ذخیره شده بود نیز از بین برود.

در توافق ژنو در این باره آمده است:

هنگامیکه خط تبدیل UF6 غنی شده تا 5 درصد به UO2 آماده گردید، ایران تصمیم گرفته است مواد UF6 جدیداً غنی شده تا سطح 5 درصد طی دوره شش ماهه را به اکسید تبدیل کند، همان گونه که در برنامه عملیاتی کردن تأسیسات تبدیل، به آژانس بین المللی انرژی اتمی اعلام کرده است.

در برگه اطلاع رسانی کاخ سفید (فکت شیت) در توضیح این امتیاز ایران آمده است:

ایران تعهد کرده است پیشروی در زمینه تولید ذخایر اورانیوم 3/ 5 درصدی را متوقف کند: ذخایر اورانیوم  5 درصدی خود را افزایش ندهد، بدین ترتیب به مقدار ذخایر در پایان 6 ماه افزوده نمی شود و تولیدات جدید نیز به شکل اکسید در می آید.

این امتیاز ایران در توافق ژنو برای غرب امتیاز بزرگی به حساب می آمد چرا که با اکسید کردن اورانیوم 5 درصد جدید ایران، ذخایر آن افزایش پیدا نمی کند و این یعنی اینکه ظرفیت ایران برای تولید اورانیوم 20 درصد محدود باقی می ماند. چرا که برای تولید 500 کیلوگرم اورانیوم20درصد (حداقل اروانیوم مورد نیاز برای breack out – قابلیت فرار هسته ای ( 5 تن اورانیوم 5 درصد نیاز است.

به همین دلیل است که مقامات غربی به منظور دور نگه داشتن ایران از قابلیت تولید اورانیوم 20 درصد، علاوه بر همراه کردن تیم مذاکره کننده ایرانی برای توقف فرآیند تولید 20 درصد، توانستند امتیاز اکسید کردن اورانیوم های 5 درصد جدیدا تولید شده را بگیرند و در گام نهایی به دنبال آن هستند این ذخایر را به 2 هزار کیلوگرم کاهش دهند تا ایران به صورت جدی از فرآیند تولید اورانیوم 20 درصد دور بیافتد.

اما سئوال اساسی این است، تیم مذاکره کننده ایران، که در توافق ژنو امتیاز بزرگ اکسید کردن اورانیوم 5 درصد جدیدا تولید شده را به طرف غربی داده چرا پا را فراتر از توافق ژنو گذاشته و ذخایر اورانیوم 5 درصد که طی سالها تلاش دانشمندان تولید شده را در راستای خواست کشورهای غربی اکسید می کند؟

درواقع این اقدام ایران در کاهش ذخایر اورانیوم 5 دردص امتیاز بزرگی از سوی تیم مذاکره کننده هسته ای به طرف غربی بدون امضای هیچ توافق نامه ای و بدون دریافت هیچ ما به ازا است.

پیش از این نیز مسئولان هسته ای ایران بدون دریافت هیچ امتیازی بازطراحی راکتور اراک را آغاز کردند که این اقدام نیز برخلاف منفعت هسته ای ایران و در جهت خواست کشورهای غربی به حساب می آمد.

این اقدامات ایران در حالی صورت گرفته است که کشورهای غربی همان امتیازات حداقلی توافق ژنو  را اجرا نکردند و در نظر دارند ایران را در گام نهایی با محدودیت های جدی مواجه کنند.

به عقیده کارشناسان روند عقب نشینی مقامات ایرانی از حقوق هسته ای ملت ایران و سکوت در برابر اقدامات خلاف توافق نامه مقامات غربی، این کشورها را در اعمال محدودیت های گسترده تر برای ایران مصمم تر می کند به ویژه آنکه مقامات غربی می بینند ایران نه تنها در مقابل اقدامات غیرقانونی کشورهایشان هیچ واکنش عملی نشان نمی دهد بلکه در راستای خواست و منفعت آنان نیز قدم بر می دارد.

در چنین شرایطی، مجلس شورای اسلامی که وظیفه حفاظت از حقوق و منافع ملت را بر عهده دارد باید وظیفه قانونی خود را انجام داده و از خدشه وارد آمدن به دستاوردهای هسته ای نظام جلوگیری کند، چرا که ادامه این روند آسیب های دیگری بر صنعت هسته ای ایران وارد می آورد که غیرقابل جبران خواهد بود.



ارسال توسط ناظر تویسرکان
تعداد بازديد :  
تاريخ : شنبه پانزدهم شهریور 1393
ارسال توسط ناظر تویسرکان
تعداد بازديد :  
تاريخ : یکشنبه نهم شهریور 1393
 
یک نان را 36 میلیون نفر می خوریم اما زیر بار ذلت نمی رویم/ حاضر نیستیم برای قطعات یدکی یک لحظه هم نوکر آمریکا باشیم

 

 هشتم شهریورماه، سالروز شهادت مظلومانه رئیس جمهوری است که یادش با شهادت در تاریخ جاودانه شد. به همین مناسبت، قاصدنیوز برای اولین بار متن سخنرانی شهید محمدعلی رجایی در دانشگاه تهران که در تاریخ نهم آبان 1359 ایراد شده و در نشریه شماره 56 حزب جمهوری اسلامی با عنوان «پیکار حق و باطل» چاپ شده را در فضای مجازی منتشر می کند:
 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

«الَّذِينَ آمَنُواْ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَالَّذِينَ كَفَرُواْ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الطَّاغُوتِ فَقَاتِلُواْ أَوْلِيَاء الشَّيْطَانِ إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطَانِ كَانَ ضَعِيفًا » (نساء ؛ 76)

 

لطفا ادامه مطلب را مطالعه فرمایید 



ادامه مطلب...
ارسال توسط ناظر تویسرکان
تعداد بازديد :  
تاريخ : یکشنبه نهم شهریور 1393
 
جاسوسی پهپاد اسرائیلی یعنی غرب بدنبال اعتمادسازی نیست، بدنبال نابودی برنامه هسته‏‌ای است/ «تعطیلی فردو در مذاکرات؛ تعطیلی نطنز در نتیجه حمله نظامی»

  در حالی که کشورهای 1+5  به دنبال تعطیلی تاسیسات هسته ای فردو در نتیجه مذاکرات هسته ای هستند، آمریکا و رژیم صهیونیستی تدوین طرح حمله نظامی به تاسیسات نطنز را در دستور کار دارند.

 برخی اخبار حاکی از آن است که پهپاد جاسوسی رژیم صهیوینستی که اخیرا توسط پدافند هوایی کشور مورد هدف قرار گرفت با هدف جمع آوری اطلاعات تاسیسات هسته ای نطنز و به منظور تدوین طرح حمله نظامی به این تاسیسات به پرواز در آمده است.

پیش از این و در تاریخ سوم شهریور ماه روابط عمومی کل سپاه در اطلاعیه ای اعلام کرده بود: یک فروند هواپیمای جاسوسی بدون سرنشین رژیم صهیونیستی پس از رهگیری توسط پدافند نیروی هوا فضای سپاه مورد اصابت موشک قرار گرفت و سرنگون شد. براساس این اطلاعیه هواپیمای منهدم شده از نوع پنهانکار و رادار گریزبوده و قصد نفوذ به حریم منطقه‌ هسته‌ای نطنز را داشت که با هوشیاری و اقدام به موقع شبکه پدافندی، قبل از ورود به منطقه مورد اصابت موشک زمین به هوا قرار گرفت.

یک منبع آگاه  با اشاره به هدف عملیاتی پهپاد جاسوسی رژیم صهیونیستی اعلام کرد: آمریکا و رژیم  صهیونیستی به دنبال آن هستند به موازات مذاکرات هسته ای و راضی کردن تیم مذاکره کننده ایران به تغییر کاربری تاسیسات فردو که در عمل به معنای تعطیلی آن می باشد، طرح حمله نظامی به تاسیسات نطنز را نیز تدوین کنند تا در صورت امکان برای چندین سال ایران را در موضوع هسته ای به عقب بیاندازند. 

این منبع امنیتی اعلام کرد نیروهای نظامی ایران در بهترین شرایط آمادگی خود به سر می برند و هر گونه تجاوز احتمالی با پاسخ کوبنده ایران روبرو خواهد شد با این حال غربی ها پس از آغاز به کار فردو به دنبال آن بودند که با تعطیلی آن، تنها کارخانه مربوط به صنعت هسته ای ایران نطنز باشد چرا که برخلاف فردو ، تاسیسات نطنز در برابر  حمله هوایی آسیب پذیر است.

این منبع امنیتی افزود : حتی اگر آمریکا و رژیم صهیونیستی نیز امکان حمله نظامی به نطنز را نداشته باشند با این حال در صورت تعطیلی فردو، تهدیدات نظامی آنان اعتبار  بیشتری پیدا می کند.

پیش از این ﺗﺤﻠﯿﻠﮕﺮان ﻧﻈﺎﻣﯽ داخلی و ﻏﺮﺑﯽ ﺗﺎﯾﯿﺪ ﮐﺮده  بودند ﮐﻪ ﻓﺮدو ﺑﺎ ھﯿﭻ ﻧﻮﻋﯽ از ﻋﻤﻠﯿﺎت ﻣﺘﻌﺎرف ﻧﻈﺎﻣﯽ ﻗﺎﺑﻞ اﻧهدام ﻧﯿﺴﺖ و ﺑﻪ ھﻤﯿﻦ دﻟﯿﻞ وﻗﺘﯽ ﻓﺮدو ﻣﻮاد ﺷﮑﺎﻓﺖ ﭘﺬﯾﺮ درﯾﺎﻓﺖ ﮐﻨﺪ دﯾﮕﺮ ﺣﻤﻠﻪ ﺑﻪ ﻧﻄﻨﺰ ھﻢ ﻓﺎﯾﺪه ای ﻧﺨﻮاھﺪ داﺷﺖ ﭼﺮا ﮐﻪ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﻣﺘﻮﻗﻒ ﺷﺪه ﻧﻄﻨﺰ ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ در ﻓﺮدو ﺑﺎ اﻣﻨﯿﺖ ﮐﺎﻣﻞ از ﺳﺮﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﻮد.

فردو یک کارخانه غنی سازی با استفاده از سانتریفیوژ برای تولید UF6 غنی شده تا سقف 20 درصد و تولیدUF6  غنی شده تا سقف 5 درصد می باشد.

 

 

این تاسیسات که برای اولین بار در سال 2011 عملیاتی شد برای جای دادن 2976 سانتریفیوژ در  16 آبشار مي باشد که تاکنون 4 آبشار فعال شده و به طور مساوی بین واحد یک و واحد دو تقسیم شده اند،  طراحی شده است. تا امروز تمامی سانتریفیوژهایی که نصب شده و مشغول به کار هستند از نوع ماشینهای IR-1هستند البته تعدادی از ماشین های نسل دو نیز نصب شده اند که راه اندازی نشدند.

گفتنی است برخی رسانه های غربی در جریان مذاکرات گام نهایی میان ایران و 1+5 در تیرماه سال جاری اعلام کرده بودند که تغییر کاربری فردو و تبدیل آن به مرکز تحقیق و توسعه تقریبا نهایی شده است که در صورت صحت چنین خبری این گزاره به معنای از چرخه خارج کردن فردو از فرآیند تولید سوخت هسته ای به حساب می آید.

با این حال با توجه به ضررهای اساسی که در نتیجه تغییر کاربری فردو متوجه ایران می شود، شایسته اعضای تیم مذاکره کننده هسته ای با حساسیت بیشتری نسبت به حفظ دستاوردهای هسته ای نظام در مذکرات حاضر شده و از پذیرش هر توافقی که ریسک آسیب پذیری به صنعت هسته ای ایران را بالا می برد، خودداری کنند.



ارسال توسط ناظر تویسرکان
تعداد بازديد :  
تاريخ : یکشنبه نهم شهریور 1393
بررسی حقوقی نقض توافقنامه ژنو در موضوع تحریم‎های اخیر آمریکا؛
 دکتر علی یحییزاده  وزارت خزانه داری آمریکا به عنوان قرارگاه مرکزی مدیریت تحریم‎های ایران جمعه گذشته (29 اوت 2014) اقدام به تحریم 34  شخص حقیقی و حقوقی ایرانی یا مرتبط با ایران نمود و برای چندمین بار نشان داد که حتی حاضر نیست به توافقنامه های حداقلی نیز پایبند باشد.

اما آنچه در واکنش‎های اولیه به این تحریم‎ها صورت گرفت، این ادعا بود که تحریم‎های اخیر، «تحریم‎های جدیدی» نبوده و به اصطلاح توافقنامه ژنو ذیل «new Sanction» که در متن این توافقنامه آمده است قرار نمی‎گیرد. این نکته‎ای بود که نماینده امریکا در سازمان ملل به آن اشاره کرده و اعلام کرد تحریم‎های اخیر بر اساس قوانین قبلی امریکا علیه ایران صورت گرفته است. اما آیا تحریم‎های اخیر، وضع تحریم جدید علیه برنامه هسته‎ای ایران بوده است و یا اینکه بر اساس قوانین پیشین امریکا این تحریم‎ها  علیه 34 شخص حقیقی و حقوقی ایرانی اعمال شده است؟

این در حالی است که در همین رابطه مقام معظم رهبری در دیدار با سفرای ایران (22 مرداد) با اشاره به کتمان وضع تحریم جدید علیه ایران از سوی امریکا فرمودند:

«عده‌ای اینجور وانمود می‌کردند که اگر با آمریکایی‌ها دور میز مذاکره بنشینیم بسیاری از مشکلات حل می‌شود، البته ما می‌دانستیم اینجور نیست اما قضایای یک سال اخیر برای چندمین بار این واقعیت را اثبات کرد. در گذشته میان مسئولان ما و مسئولان آمریکا هیچ ارتباطی نبود اما در یک سال اخیر بخاطر مسائل حساس هسته‌ای و تجربه‌ای که مطرح شد انجام بشود، بنا شد مسئولان تا سطح وزارت خارجه تماس‌ها، نشست‌ها و مذاکراتی داشته باشند اما از این ارتباطات نه تنها فایده‌ای عاید نشد بلکه لحن آمریکایی‌ها تندتر و اهانت‌آمیزتر شد و توقعات طلبکارانه‌ی بیشتری را در جلسات مذاکرات و در تریبون‌های عمومی بیان کردند. البته مسئولان ما در نشست‌ها در جواب طلبکاری آنها، جواب‌های قوی‌تر و گاهی گزنده‌تر دادند، اما در مجموع معلوم شد مذاکره برخلاف تصورات برخی‌ها، به هیچ چیز کمک نمی‌کند. آمریکایی‌ها نه تنها دشمنی‌ها را کم نکردند بلکه تحریم ها را هم افزایش دادند! البته می‌گویند این تحریم‌ها، جدید نیست اما در واقع جدید است و مذاکره در زمینه‌ی تحریم هم، فایده‌ای نداشته است.»

گرچه در واکنش به این تحریمها، این بار وزارت خارجه (جناب تخته روانچی) مواضع محکمتری نسبت به گذشته اتخاذ کرد و به طور ضمنی بر نقض توافق ژنو صحه گذاشت. اما همچنان طرف آمریکایی تلاش دارد تا این تحریم‎ها را ناقض توافق ژنو تفسیر نکند. گرچه در این رابطه قبلا مطالب زیادی منتشر شده و حتی وزارت خارجه روسیه در بیانیه‎ای رسمی آن را خلاف متن توافقنامه دانست، اما برخی دیپلمات‎های ایرانی تلاش دارند این تحریم‎ها را صرفا خلاف «روح توافق ژنو» و نه نقض کننده آن تفسیر کنند. بر این اساس به نظر می‎رسد بیان چند نکته فنی پیرامون ماهیت و ساختار تحریم‎ها بتواند به پاسخ به پرسش فوق که آیا تحریم‎های اخیر، تحریم‎های جدید علیه ایران است کمک کند:

  1. مهمترین علت (بهانه) تحریمهای آمریکا علیه ایران، موضوع فناوری هسته ای ایران است. البته در کنار آن تحریم‎های دیگری نیز به بهانه نقض حقوق بشر (فتنه 88) و حمایت از تروریسم (حمایت از مقاومت اسلامی) بر ایران تحمیل کرده است. با این وجود بر اساس نظر کارشناسان بخش عمده تحریمهای ایران در رابطه با فناوری هسته ای اعمال شده است.
  2. برخی تحریم های آمریکا مستقیما اشخاص ایرانی را هدف قرار میدهد و مثلا دارایی‎های آنها را در آمریکا مسدود می‎کند. اما برخی تحریم‎های دیگر که به تحریم‎های ثانویه معروف است، اشخاص کشورهای ثالث که وارد مبادلات با ایران می‎شوند را هدف قرار می‎دهد. بر اساس قوانین تحریم آمریکا نظیر دستور اجرایی 13382 که در سال 2005 و قبل از مطرح شدن پرونده هسته‎ای ایران از سوی جرج بوش رئیس جمهور وقت آمریکا صادر شده، دست وزارت خزانه‎داری برای اعمال تحریم «Impose Sanction» علیه تمامی بانک‎ها و شرکت‎ها و افراد ایران به بهانه ارتباط با برنامه هسته‎ای باز گذاشته شده است. اتفاقا خزانه داری آمریکا از این فرصت استفاده کرده و به تدریج تعداد زیادی از اشخاص ایرانی و مرتبط با ایران از جمله 24 بانک ایران را در لیست تحریم‎های مذکور قرار داده است. این افراد با برچسب [NPWMD] در لیست سیاه خزانه داری آمریکا (SDN List) معرفی می‎شوند.
  3. بر اساس قوانین کنگره از جمله قانون NDAA، تمامی اشخاص ایرانی که هدف تحریم‎های هسته‎ای قرار می‎گیرند، هدف تحریم ثانویه نیز واقع می‎شوند. به این ترتیب اشخاص تحریمی در دیگر کشورها نیز قادر به فعالیت نبوده و عملا زمینگیر می‎گردند.
  4. حجم قوانین و مقررات تحریم ایران به بیش از 20 قانون می‎رسد و بستری فراهم کرده تا خزانه‎داری آمریکا بتواند هر شخص حقیقی و حقوقی ایرانی و غیر ایرانی را هدف تحریم‎های مستقیم و ثانویه قرار دهد. به عبارت دیگر مسلسل تحریم‎ها پیش از توافق ژنو پر و از ضامن خارج شده، تنها اراده خزانه داری آمریکا کافیست تا آتش علیه اهداف انجام شود. این کار می‎تواند تا تحریم کامل تمامی شرکت‎ها و بانک‎های ایرانی و مرتبط با ایران نیز ادامه یابد.
  5. وجود نام برخی از بانک‎ها همچون بانک قوامین و رسالت که هیچگونه فعالیت خارجی در برنامه کاری و اقتصادی خود نداشته‎اند در لیست جدید تحریم‎ها علیه ایران، از نکته بسیار حائز اهمیتی حکایت دارد که دولت امریکا نه تنها تحریم‎های جدیدی علیه برنامه هسته‎ای ایران وضع کرده است، بلکه حوزه تحریم‎های خود را از فعالین بین‎المللی اقتصادی مرتبط با ایران، به فعالین داخلی اقتصادی مرتبط با ایران توسعه داده است و عملا به دخالت در امور داخلی اقتصاد ایران روی آورده است.

در همین راستا، روز گذشته وزارت خزانه داری آمریکا بار دیگر دست بر ماشه برد و تعداد 34 شخص حقیقی و حقوقی ایرانی و حتی غیر ایرانی را هدف تحریم‎های مستقیم و ثانویه خود قرار داد. از این بین، تنها 5 شخصبه اتهام حمایت از تروریسم (برچسب SDGT) تحریم شده و مابقی صرفا در رابطه با موضوع هسته ای ایران به لیست تحریمها اضافه شده اند.

لازم به ذکر است در تحریم‎های هسته ای اخیر، یک بانک روسی، 5 بانک ایرانی (کفالت بانک، بانک خاورمیانه، بانک قوامین، بانک رسالت، بانک کیبو)، 2 شرکت هواپیمائی (معراج و کاسپین)، 6 نفتکش متعلق به ایران و تعدادی شرکت نفتی و تجاری هدف قرار گرفتند. متن بیانیه وزارت خزانه‎داری آمریکا درباره تحریم‎های خیر را می‎توانید اینجا ببینید.

تحریم‎های مکرر آمریکا در حالی واقع می شود، که در بیانیه ژنو دولت آمریکا رسما متعهد شد که دیگر تحریم جدیدی به بهانه برنامه هسته ای ایران اعمال نکند. متن توافق ژنو در خصوص منع تحمیل تحریم‎های جدید مرتبط با هسته ای ایران این نکته را به صراحت بیان کرده است.

The U.S. Administration, acting consistent with the respective roles of the President and the Congress, will refrain from imposing new nuclear-related sanctions.

گرچه تیم مذاکره کننده ایران بدون توجه به ملاحظات حقوقی، عملا اجازه اعمال تحریم‎های جدید در رابطه با حقوق بشر یا تروریسم و یا حتی تسلیحات نظامی ایران را به طرف آمریکایی داده و دست کنگره نیز برای تحریم ایران باز گذاشته شده اما انتظار این بود که دولت آمریکا حداقل از اعمال تحریم جدید به بهانه برنامه هستهای ایران خودداری کند.

اما اکنون نه کنگره آمریکا بلکه دولت اوباما اقدام به تحریم 34 شخص حقوقی و حقیقی بخاطر برنامه هسته‎ای ایران نموده است. تحریم اخیر دولت آمریکا نه بخاطر نقض حقوق بشر یا حمایت از تروریسم، بلکه بخاطر برنامه هسته ای ایران صورت گرفته و دقیقا نقض توافقنامه ژنو است.

 اتفاقا مکانیزم تحریم اخیر نیز از نوع «دردناک» ثانویه مالی [IFSR] است که هر بانک و موسسه مالی در دنیا بواسطه نقض آن هدف مجازات آمریکا قرار میدهد.

برچسبهای بکار رفته در متن تحریم اخیر در خصوص اعمال این تحریم علیه «موسسه تحقیقاتی دانش هسته‌ای» را ملاحظه کنید:

NUCLEAR SCIENCE AND TECHNOLOGY RESEARCH INSTITUTE, P.O. Box 11365-3486, Tehran, Iran, Iran; P.O. Box 143/99-51113, Tehran, Iran; North Karegar Ave, P.O. Box 14399/51113, Tehran, Iran; Moazzen Blvd, Rajaee Shahr, P.O. Box 31485-498, Karaj, Iran; End of Karegare Shomali Street, P.O. Box 11365-3486, Tehran, Iran; Additional Sanctions Information - Subject to Secondary Sanctions [NPWMD] [IFSR]. 

 

لازم به ذکر است، در روزهای بعد از توافق آقای ظریف تاکید نمود که هر گونه تحریم ایران از سوی آمریکا منجر به لغو توافق ژنو می‎شود اما به نظر می رسد دولت که تمامی تخم مرغ‎ها را در سبد مذاکره قرار داده و توجه جدی به اقتصاد مقاومتی نداشته، اکنون توان لازم برای تغییر روند و دفاع از مواضع قبلی ندارد. 



ارسال توسط ناظر تویسرکان
تعداد بازديد :  
تاريخ : یکشنبه نهم شهریور 1393
 
انتظار غیرقانونی روسای جمهور؛ از خاتمی و احمدی‌نژاد تا روحانی/ اتفاقاً مردم رأی داده‌اند که رئیس‌جمهور فقط «رئیس دستگاه اجرایی» باشد

 

دکتر قدرت‌الله رحمانی*: آقای روحانی، رئیس‌جمهور محترم فرموده‌اند: «مردم رای ندادند که رئیس‌جمهوری فقط رئیس دستگاه اجرایی باشد...»

1- از آن جا که آقای رئیس‌جمهور حقوق اساسی خوانده‌اند و حقوق‌دان هستند با کلیات مباحث مربوط به ساختار حقوقی رژیم‌های سیاسی دنیا آشنایی کامل دارند، مستحضرند که رژیم‌های سیاسی کنونی دنیا عموما بر 2 نوع است: سلطنتی و جمهوری. رژیم‌های سلطنتی غالبا پارلمانی هستند چون ریاست عالیه کشور- ولو به شکل صوری- با پادشاه است اگرچه اختیارات او از طریق رئیس دولت اعمال و اجرا می‌شود. اما رژیم‌های جمهوری را طیفی از انواع ساخت‌های حقوقی شکل می‌دهند که تحت عناوین ریاستی، نیمه ریاستی، نیمه پارلمانی و پارلمانی شناخته می‌شوند. ویژگی‌ اصلی نظام‌های جمهوری جدید به انتخابی بودن مستقیم یا غیرمستقیم رئیس کشور برمی‌گردد، برخلاف رژیم‌های سلطنتی که ریاست کشور نوعا موروثی است و بندرت در شرایط خاص جنبه انتخابی از طریق پارلمان پیدا می‌کند.

سیستم انتخاباتی جمهوری‌های ریاستی (نظیر آمریکا) و نیمه ریاستی(مانند فرانسه) دوگانه است؛ یک انتخابات عمومی برای تعیین رئیس‌کشور و انتخابات دیگر برای تعیین پارلمان. از این رو تفکیک قوا در این نظام‌ها از نوع افقی است؛ برخلاف جمهوری‌های پارلمانی (همچون آلمان، ایتالیا و ...) که تفکیک قوا عمودی است و قوه مجریه در طول قوه مقننه، و دولت (به مفهوم قوه اجرایی) برآمده از پارلمان است؛ پارلمانی که منبعث از اراده مستقیم ملت به حساب می‌آید و لذا سیستم انتخابات عمومی، یگانه است و تنها برای انتخاب اعضای پارلمان صورت می‌گیرد، سپس پارلمان، رئیس‌جمهوری (رئیس‌کشور) را انتخاب می‌کند و در مرحله بعد رئیس دولت را - بر اساس پیشنهاد رئیس‌جمهور و یا رأسا- برمی‌گزیند. بدین‌سان در رژیم‌های ریاستی یا نیمه‌ریاستی، از طریق انتخابات عمومی، رئیس‌ حکومت جمهوری برگزیده می‌شود که دارای دو حیثیت است: اول ریاست کشور یا ریاست‌جمهوری؛ دوم ریاست دولت یا ریاست قوه مجریه. به تصریح اصل اول قانون اساسی، حکومت ایران از نوع جمهوری است و این قانون، شکلی از ساختار حقوقی دولت را پذیرفته است که در دسته‌بندی‌های بالا در ردیف‌ نظام‌های نیمه ریاستی- و یا به عبارت صحیح‌تر «نظام شبه نیمه ریاستی»- قرار می‌گیرد، با این تفاوت که انتخابات عمومی برای تعیین رئیس‌جمهور، در واقع انتخاب مستقیم رئیس حکومت جمهوری یا رئیس کشور نیست بلکه صرفا انتخاب رئیس قوه مجریه و دستگاه اجرایی است (یعنی همان مفهومی که متاسفانه در اظهارات اخیر آقای روحانی نفی شده است) چرا که در ایران، رئیس کشور یا رئیس حکومت جمهوری اسلامی و یا همان «رئیس‌جمهوری» (در معنای واقعی و حقوقی) حسب اختیارات و صلاحیت‌های پیش‌بینی شده در قانون اساسی، مقام رهبری است. به عبارت دیگر، «رئیس‌جمهور» در ایران  صرفا «رئیس‌ قوه مجریه» است آن هم نه همه قوه مجریه، بلکه ریاست قوه مجریه در اموری که مستقیما به رهبری مربوط نمی‌شود. (اصل 113 قانون اساسی). از این رو- اگر قانون اساسی ملاک قضاوت باشد- باید گفت بر خلاف نظر آقای روحانی، اتفاقا مردم رای داده‌اند که رئیس‌جمهور فقط رئیس دستگاه اجرایی باشد!

2- آقای روحانی فرموده‌اند: «مردم رای دادند که رئیس‌جمهور اول مجری قانون اساسی باشد. مسئولیت اجرای قانون اساسی در کشور بر عهده رئیس‌جمهوری است...» عبارت «مسئولیت رئیس‌جمهور در اجرای قانون اساسی» مندرج در اصل 113، در ادوار ریاست دو رئیس‌جمهور پیشین (خاتمی و احمدی‌نژاد) نیز محل بحث و مناقشه بوده است و هر دو رئیس‌جمهور و اطرافیانشان- همچون آقای روحانی و حلقه پیرامونش- با هدف افزایش اختیارات رئیس‌جمهور، تفسیری از این عبارت را برجسته و تبلیغ کرده‌اند که متضمن معنای «حق نظارت فراقوه‌ای رئیس‌جمهور بر حسن اجرای قانون اساسی توسط قوای سه‌گانه» است. اما آیا «مسئولیت» اجرای قانون اساسی معادل معنای «نظارت» بر اجرای قانون اساسی است!؟

رجوع به سابقه تاریخی موضوع نشان می‌د‌هد، عبارت پیش گفته، بقایای حکم منسوخی است که در پیش‌نویس ابتدایی قانون اساسی در سال 58 راجع به اختیارات «رئیس‌جمهوری» - به عنوان رئیس کشور و نه فقط رئیس قوه مجریه - پیش‌بینی شده بود. در آن پیش‌نویس به تاسی از نظام نیمه‌ریاستی فرانسوی، از «رئیس‌جمهوری» به عنوان «عالی‌ترین مقام کشور» یاد شده بود. پس از آن که اصل ولایت فقیه به تدبیر خبرگان قانون اساسی وارد متن نهایی این قانون شد، متناسب با این تغییر بنیادی، می‌باید صلاحیت‌ها و اختیارات رئیس کشور (رئیس‌جمهوری) نیز منطقا به مقام رهبری اختصاص می‌یافت که این اصلاح در بسیاری از موارد در همان زمان صورت گرفت اما اصلاح پاره‌ای دیگر از اصول مغفول ماند که از جمله آنها همین اصل بحث‌انگیز 113 است. در پیش‌نویس مذکور- به مانند قانون اساسی فرانسه- رئیس‌جمهور، عالی‌ترین مقام رسمی کشور و به مثابه قوه‌ای برتر از قوای سه‌گانه، تنظیم‌کننده روابط این قوا بود، ضمن آن که فرماندهی عالی کل نیروهای مسلح و دیگر اختیارات ناشی از ریاست عالیه کشور را برعهده داشت. در چارچوب چنین تمهیدی، عبارت «مسئولیت اجرای قانون اساسی» در ردیف دیگر صلاحیت‌های رئیس‌جمهوری به مثابه مقامی فراقوه‌ای، می‌توانست مفید معنایی باشد که در قانون اساسی فرانسه از آن به «تضمین‌کننده احترام قانون اساسی» تعبیر شده است. لیکن با اصلاح اصل 113 و افزودن عبارت «پس از رهبری» به ابتدای اصل پیش‌نویس- که رئیس‌جمهور را پس از رهبری در جایگاه دومین مقام رسمی کشور نشاند- طبعا اختیارات مربوط به «عالی‌ترین مقام کشور» مندرج در این اصل (تنظیم‌کنندگی روابط قوا و نظارت بر حسن اجرای قانون اساسی) نیز باید به رهبری واگذار می‌شد که این امر- احتمالا به علت تعجیل در تصویب نهایی قانون که مورد مطالبه رهبر کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی رضوان‌الله تعالی علیه بود- مورد غفلت قرار گرفت. همین استدلال درباره محتوای متن سوگندنامه رئیس‌جمهور مندرج در اصل 121 نیز صادق است. متن سوگندنامه مذکور همان متنی است که در پیش‌نویس قانون اساسی و متناسب با جایگاه ریاست کشور تنظیم شده است و بر اساس آن رئیس‌جمهور سوگند یاد می‌کند که پاسدار مذهب رسمی و نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی کشور باشد. در جریان بازنگری قانون اساسی در سال 68، صلاحیت «تنظیم‌کنندگی روابط سه قوه» با انشای عبارت «حل اختلاف و تنظیم روابط قوای سه‌گانه» در عداد وظایف و اختیارات رهبری قرار گرفت اما عبارت «مسئولیت اجرای قانون اساسی» همچنان در ردیف مسئولیت‌های رئیس‌جمهور باقی ماند. به نظر می‌رسد حذف «تنظیم‌کنندگی روابط سه قوه» و حفظ «مسئولیت اجرای قانون اساسی»، به تلقی بازنگری‌کنندگان در قانون اساسی از واژه «مسئولیت» برمی‌گردد که هم در ادبیات عام حقوقی و هم در ادبیات خاص قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، مفهوم «پاسخگویی» را افاده می‌کند و به هیچ روی مفاهیمی همچون «نظارت»- که بازتابنده شأنی فراقوه‌ای و حاکی از «پاسخ‌طلبی» نظارت‌کننده (رئیس‌جمهور) از نظارت‌شوندگان (قوای سه‌گانه و لابد رهبری و نهادهای تحت امر او) است- را دربرنمی‌گیرد.

این برداشت از واژه «مسئولیت» مندرج در اصل 113 قانون اساسی، با مفاد دیگر اصول این قانون از جمله اصل 122- که «مسئولیت رئیس‌جمهور» در حدود قانون اساسی و قوانین عادی در برابر ملت و رهبری و مجلس را مورد تاکید قرار می‌دهد- نیز کاملا انطباق دارد. بر «مسئولیت رئیس‌جمهور» در مقابل رهبری و مجلس شورای اسلامی- که در صور حقوقی مختلف نظیر انتصاب رئیس‌جمهور با تنفیذ رای مردم توسط رهبری و حق مجلس بر سوال و استیضاح و عنداللزوم رای به عدم کفایت سیاسی رئیس‌جمهور و تمهید مقدمات برکناری او توسط رهبری، تبلور می‌یابد- باید «مسئولیت کیفری رئیس‌جمهور» در برابر قوه قضائیه را نیز اضافه کرد که این قوه از طریق حکم به تخلف رئیس‌جمهور از وظایف قانونی، می‌تواند مقدمه عزل وی توسط رهبری را فراهم آورد. همه این‌ها درحالی است که قانون اساسی هیچ‌گونه تفوقی از جنس آنچه برای رهبری و قوای مقننه و قضائیه نسبت به رئیس‌جمهور پیش‌بینی کرده، برای رئیس‌جمهور در نظر نگرفته است. به عبارت دیگر جاده مسئولیت رئیس قوه مجریه در برابر دوقوه دیگر - و به طریق اولی در برابر رهبری - کاملا یک طرفه است؛ رئیس‌جمهور (رئیس قوه مجریه) در مقابل رهبری و دو قوه دیگر مسئول است و متقابلا هیچ سلطه و نظارت و تفوقی بر آنها ندارد. در این صورت چگونه می‌توان از حق نظارت فرا قوه‌ای رئیس‌جمهور برقوای دیگر سخن گفت در حالی که هیچ یک از قوا در برابر رئیس‌جمهور مسئول نیستند و برعکس، او در برابر همه آنها مسئول است؟

3- آقای روحانی فرموده‌اند: «قانون اساسی کشور باید اجرا شود و هرکسی در این کشور با هر مسئولیتی باید بداند این دولت به حول و قوه الهی در ادامه راه، برای اجرای قانون اساسی مصمم خواهد بود....»

البته «قانون اساسی کشور باید اجرا شود» و مسئول اجرای هر بخشی از قانون اساسی هم در خود قانون اساسی معلوم شده است. سه قوه مجریه و قضائیه و مقننه به اضافه سایر نهادها و مقامات رسمی نظیر نیروهای مسلح و رسانه ملی و شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت و ... هرکدام مسئول اجرای فصول و اصولی از قانون اساسی هستند و بر اساس نص صریح اصل 56 و نیز مستفاد از اصل 110 قانون‌اساسی همه قوا و نهادهای لشکری و کشوری - از جمله خود آقای رئیس‌جمهور - تحت نظارت عالیه رهبری قرار دارند. هم از این رو است که در ذیل مقام رهبری، پاسداری سیاسی از قانون اساسی در مقام احراز شرایط کارگزاران مجری این قانون- از جمله رئیس‌جمهور - و نیز حراست از این میثاق ملی در برابر انحرافات احتمالی ناشی از عملکرد قوه قانونگذاری، با نهاد شورای نگهبان است و صیانت قضایی نیز در غیاب دادگاه ویژه قانون اساسی برعهده کلیت نظام دادگستری قرار دارد که مرجع دادخواهی و تظلم نسبت به نقض این قانون محسوب می‌شود. با وجود شورای نگهبان و قوه قضائیه- که شئون سیاسی و قضایی صیانت از قانون اساسی را عهده‌دار هستند - هیچ مقام یا نهاد دیگری نمی‌تواند در اجرا یا نظارت بر اجرای قانون‌اساسی، صلاحیت ویژه‌ای برای خود قائل شود.

* عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبائی(ره)



ارسال توسط ناظر تویسرکان
تعداد بازديد :  
تاريخ : یکشنبه نهم شهریور 1393
تکذیب پورمحمدی را باور کنیم یا تایید زنگنه را!؟
تایید محکومیت ایران در دادگاه لاهه توسط زنگنه: دادگاه بین‌المللی، قرارداد کرسنت را معتبر دانسته است/ ضرر 10000000000 دلاری ایران؛ دستاورد لجبازی دولت یازدهم در انتصاب وزیر نفت

 

پس از چندین هفته روایت‌های ضد و نقیض از ماجرای محکومیت ایران دادگاه بین‌المللی بر سر ماجرای «قرارداد کرسنت» و تایید و تکذیب‌های متوالی، بالاخره وزیر نفت دولت یازدهم که نوک پیکان همه انتقادات در این ماجرا به سمت اوست، صراحتا محکومیت کشورمان در لاهه را تایید کرد؛ تاییدی که به معنای ضرر 10000000000 دلاری ایران در این پرونده است.

پس از تایید تلویحی و سپس تکذیب محکومیت ایران در دادگاه بین‎المللی پرونده کرسنت توسط وزیر دادگستری دولت یازدهم، نهایتا خود بیژن زنگنه اذعان کرد که جمهوری اسلامی ایران در پرونده کرسنت، قافیه را به حریف باخته و دادگاه لاهه با وجود فساد صورت گرفته در عقد این قرارداد، به دلیل انتصاب مجدد زنگنه و برخی مدیران نفتی، رای به معتبر بودن قرارداد کرسنت داده است و این در حالی است که پیش از تکیه زنگنه بر جایگاه وزارت نفت، روند دادگاه در دولت قبل به سمت محکومیت طرف اماراتی در حال پیش رفتن بود.

در هفته‎های گذشته و پس از انتشار بیانیه‎ای از سوی شرکت دانا گاز مبنی بر پیروزی در دادگاه لاهه و رای این دادگاه بر معتبر بودن قرارداد کرسنت، مصطفی پورمحمدی وزیر دادگستری در پاسخ به سوالی در مورد اعلام حکم پرونده کرسنت و اینکه آیا ایران حق اعتراض به حکم دادگاه را دارد یا خیر، با تایید تلویحی حکم محکومیت گفت: « به حکم دادگاه اعتراض میکنیم زیرا امکان واخواهی وجود دارد. این پرونده در مرحله ابتدایی است و ما در حال پیگیری هستیم.» اما پورمحمدی چند روز بعد و با برگزاری کنفرانسی مطبوعاتی در کمال تعجب اعلام کرد  این پرونده یک مرحله ابتدایی رسیدگی شده اما نهایی نیست و ادامه فرایند رسیدگی طولانی است.  پورمحمدی با رد محکومیت ایران در این دادگاه تاکید کرد: هیچ محکومیت مشخصی در این پرونده وجود ندارد و ادعاهای صورت گرفته ادعاهای ناصحیح و بدون اطلاع از روند رسیدگی است.

با این حال و علیرغم اظهارات وزیر دادگستری، بیژن نامدار زنگنه که از اون بعنوان چهره کلیدی این پرونده یاد می‎شود، در مصاحبه با روزنامه حامی خود محکومیت ایران در دادگاه کرسنت را تایید کرده است. 

روزنامه «اعتماد» در گفتگویی که سه شنبه هفته گذشته با زنگنه انجام داده، از قول آقای وزیر نوشته است:«پاسخ زنگنه هم شفاف بود. او در مورد كرسنت خيلي حرف داشت. از حكم جديد دادگاه لاهه صحبت كرد كه گفت آن دادگاه قرارداد را معتبر دانسته و اين به معناي آن است كه اجرا شود. البته باز جاي اعتراض هم وجود دارد، يا آنكه اگر گاز به آن قيمت فروخته مي‌شد بهتر از آن بود كه سوزانده شود و در زمان خود مي‌توانستيم در قيمت هم تجديدنظر كنيم.»

حالا و با تایید مهندس زنگنه باید پذیرفت که 10 میلیارد دلار خسارت باید از جیب مردم بابت جریمه قرارداد کرسنت پرداخت شود؛ جریمه‌ای که رئیس کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی آن را صرفا ناشی از لجاجت دولت یازدهم در انتصاب آقای زنگنه به عنوان وزیر نفت کشورمان می‌داند.

مهندس میرکاظمی، رئیس کمیسیون انرژی مجلس پیش از این، درباره علت محکومیت ایران در دادگاه پرونده کرسنت گفته بود: «در دولت دهم هم وظیفه وزارت نفت همکاری با مرکز حقوقی رئیس‌جمهوری برای تکمیل دفاعیات و لغو قرارداد کرسنت بود تا بقیه اقدامات برای انتقال گاز به سرزمین اصلی انجام شود. خوب این همکاری انجام شد و اطلاعات خوبی در سطح بین‌الملل از گردش‌های پولی انجام‌شده و اعترافات رشوه‌گیران و حتی تأیید سازمان مبارزه با فساد انگلیس (اس.اف.او) به پرونده اضافه شد و کار به خوبی پیش می‌رفت تا این‌که در دولت یازدهم، مهندس زنگنه به عنوان وزیر نفت معرفی شد. از آنجا به بعد اطلاعات ما محدود شد و مشکلاتی پیش آمد. اتفاقاتی که در زمان رأی اعتماد رخ داد. مصاحبه‌هایی که افرادی همچون خود زنگنه، نوذری، وزیری هامانه و ترکان در دفاع از قرارداد کرسنت انجام دادند کاملاً در تضاد با اظهارات پیشین آن‌ها بود. اسنادی است که این افراد در زمانی که در مسند وزارت بودند هم به طور مکتوب اعلام کرده بودند که این قرارداد به صلاح کشور نیست و هم مصاحبه‌های آن‌ها به طور مستند در دسترس است مثل گفتگوی ترکان با روزنامه شرق که گفته بود دیوار کرسنت تا ثریا کج است. ولی یک دفعه در زمان رأی اعتماد، به ناگاه دفاع از کرسنت به نماد رأی به وزیر پیشنهادی تبدیل شد که گویی این دو به هم گره خورده است.»

حالا باید منتظر ماند دید که آیا بالاخره این فساد اقتصادی که ضرری تاریخی به ایران وارد کرده، می‌تواند منجر به استیضاح تاریخی وزیر نفت شود یا باز هم پای یک «گارانتی» در میان است؟

«کرسنت» به زبان ساده: چگونه رشوه بدهیم و بیت‌المال را نابود کنیم

پرونده کرسنت، قرارداد گازی است بین شرکت ملی نفت ایران و شرکت اماراتی کرسنت پترولیوم دوبی که در سال ۲۰۰۱ (۱۳۸۱) منعقد شده است. مذاکرات اولیه این قرارداد از سال ۱۹۹۷ آغاز شد و در نهایت، سال ۲۰۰۱ منجر به تفاهم مشترک شد. بر اساس مفاد این قرارداد، با لوله‌کشی در خلیج فارس، گاز میدان سلمان به امارات (مخزن مشترک با ابوظبی)، به میزان روزانه ۵۰۰ میلیون فوت مکعب به امارات صادر کند. براساس مذاکرات انجام شده، ایران متعهد می‌شد گاز ترش (فراوری نشده) تولیدی میدان گازی سلمان را به مدت ۲۵ سال و از آغاز سال ۲۰۰۵ میلادی به امارات متحده عربی صادر کند. حجم صادرات هم قرار بود از ۵۰۰ میلیون مترمکعب گاز آغاز شود و به تدریج به ۸۰۰ میلیون مترمکعب در روز برسد. درطول دوره ۲۵ ساله این قرارداد، درآمد ایران از فروش گاز به کرسنت بین ۱۶ تا ۲۰ درصد (حدود یک پنجم) بهای گاز قرارداد ایران با ترکیه در دوره مشابه ۲۵ ساله می‌شد. قرارداد اولیه با واسطه گری مهدی هاشمی و عباس یزدان‌پناه تنظیم شده بود.

در سال ۲۰۰۳(۱۳۸۳) مشخص شد که شرکت کرسنت شرایط لازم برای انعقاد قرارداد را ندارد و طرف ایرانی به راحتی می توانست قرارداد را ملغی کند اما با حضور واسطه‌هایی در شرکت ملی نفت مانند علی ترقی‌جاه موجب شد تا هیات مدیره شرکت ملی نفت با اضافه شدن  الحاقیه شماره ۶، این قرارداد را قطعی کند.

از همان زمان وزارت بیژن زنگنه در دولت خاتمی، دستگاه‌های نظارتی مانند سازمان بازرسی کل کشور و دیوان محاسبات، اشکالات اقتصادی، حاکمیتی، سیاسی و امنیت سرزمینی قرارداد کرسنت را یادآوری می‌کردند و مانع از اجرای قرارداد شدند. انتقاد به قرارداد کرسنت به آنجا کشیده شد که حسن روحانی دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی در نامه‌ای به رئیس جمهور وقت نوشت: «عمل از طریق واسطه، عقد قرارداد طولانی با شرکت غیر معتبر که در سنوات قبل نیز عملکرد ضعیفی داشته و حقوق ایران را در میدان نفتی مبارک نادیده گرفته است، قیمت و شرایط قراردادی در مقایسه با منطقه بسیار پایین و نامطلوب است . این قرارداد با توجه به برنامه‌های وزارت نفت برای ورود به بازارهای دراز مدت گاز شاید سنگ بنای مناسبی نباشد و در شرایط فعلی هیچ منفعت سیاسی نیز به دست نخواهد آورد. بهره‌برداری از این گاز به روش‌های اقتصادی‌تر نسبت به فروش اقتصادی آن به شرکت غیر معتبر ترجیح دارد.»

اما پاسخ بیژن زنگنه به نامه روحانی نیز جالب بود؛ زنگنه معاونانش را از شرکت در جلسات دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی منع کرد!

با روی کارآمدن دولت نهم، با این که وزیری هامانه و نوذری دو وزیر نفت این دولت خود از عوامل انعقاد قرارداد کرسنت بودند اما با پی‌گیری دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی و سازمان بازرسی کل کشور، اجرای قرارداد کرسنت تعلیق شد. استدلال حقوقی مقامات ایرانی برای بطلان قرارداد، فساد در حین انعقاد قرارداد و فساد در زمان صدور الحاقیه‌های قرارداد بوده است. در ادامه علی ترقی‌جاه و تعدادی از افرادی که در رابطه با این قرارداد رشوه دریافت کرده بودند، احضار و بازداشت شدند و اقاریر مفصل و متعددی در این‌باره داشتند.

از سوی دیگر شرکت کرسنت خواستار آن شد که ایران به اجرای این قرارداد ملزم شود و طبق قرارداد گاز به ثمن بخس به امارات صادر شود و از سال ۲۰۰۵(زمان اجرای قرارداد) به صورت سالانه یک میلیارد دلار خسارت دریافت کند.



ارسال توسط ناظر تویسرکان
 
یک سال دروغ، وعده های پوچ و تلاش برای بزک کردن آمریکا؛
از ادعای فروپاشی سازمان تحریم تا وعده لغو تحریم ها در عرض 2 ماه

 

  باز هم آمریکا بعد از توافق ژنو ایران را تحریم کرد تا بحث قابل اعتماد یا غیر قابل اعتماد بودن آمریکایی ها داغ شود! البته این بار واکنش مسئولان دستگاه سیاست خارجی کشور نسبت به تحریم های قبلی آمریکا بعد از توافق ژنو، کمی صریح تر بوده و آنها «جدید» بودن این تحریم ها را پذیرفته اند اما در هر صورت از نقض توافق ژنو سخنی نمی گویند و این موضوع را تنها مغایر با «روح» توافقنامه می دانند!

 از یک سال قبل که دولت یازدهم کار خودش را شروع کرد؛ آقای روحانی با تکیه بر مذاکره با اروپا و آمریکا تمام تلاش خود را بکار بست تا تحریم های علیه ایران لغو شود؛ اما این موضوع از ابتدا مورد انتقاد خیلی ها در داخل کشور بود چرا که آنها معتقدند دل بستن برای رفع تحریم ها از سوی دشمن «خوش خیالی» و «غیر واقعی بینانه» است و با مذاکره با آمریکا نه تنها مشکلی حل نمی شود بلکه مشکلات بیشتر هم خواهد شد.

حالا گذشت یک سال نشان می دهد ظاهرا حرفهای منتقدان دولت درست بوده است، چرا که بعد از توافق ژنو آمریکایی ها از تحریم های یک جانبه و غیر منطقی علیه مردم ایران دست نکشیده اند و در 12 ماه گذشته تاسیسات هسته ای کشور نیز پلمپ شده است.

اما چه افراد و چه جریان هایی باعث شدند تا این تحلیل نادرست و «آدرس غلط» در افکار عمومی بوجود بیاید که مذاکره با آمریکا رفع کننده مشکلات داخلی کشور است؟

پاسخ به این پرسش، نیازمند بازخوانی عملکرد رسانه های حامی دولت در یک سال گذشته و بویژه بعد از توافق ژنو است، درست همان روزهایی که منتقدان از «غیر قابل اعتماد بودن آمریکا» سخن می گفتند و در مقابل حامیان دولت با بوق و کرنا کردن توافق ژنو، از حل تمام مشکلات بواسطه مذاکره با آمریکا سخن می گفتند! همان روزهایی که هر کس علیه توافق ژنو کوچکترین سخنی به میان می آورد؛ با برچسب «بی سواد»، «تندرو»، «مغرض»، «افراطی»، «بدون شناسنامه» و ... توصیف می شد اما گذشت زمان ظاهرا نشان داد اظهارات همین بی سوادهای افراطی درست تر از کسانی بود که مدعی تدبیر و شناخت دیپلماسی بودند.

شاید بهترین توصیف برای عملکرد روزنامه های زنجیره ای که در آن زمان تلاش داشتند تا به هر قیمت چهره آمریکا را «بزک» کرده و از دوستی و مهربانی دشمن برای ملت ایران سخن بگویند، سخنان مهم رهبر معظم انقلاب در 28 بهمن 92 باشد که فرمودند: «برخی افراد تلاش دارند با بزک کردن چهره امریکا، زشتی ها و خشونت ها و وحشت آفرینی ها را از این چهره بزدایند و دولت امریکا را دولتی علاقمند به مردم ایران و انسان دوست معرفی کنند، اما تلاش این افراد به نتیجه نخواهد رسید.»

 

تیتر روزنامه های زنجیره ای؛ پیش از توافق ژنو:
 
 
تلاش روزنامه شرق برای ارائه چهره ای متفاوت از آمریکا در گفتگو با سخنگوی فارسی زبان وزارتخارجه این کشور
 
 
 
لطفا ادامه مطلب را مطالعه فرمایید 


ادامه مطلب...
ارسال توسط ناظر تویسرکان
تعداد بازديد :  
تاريخ : یکشنبه دوم شهریور 1393
چهار برداشت از استیضاح فرجی دانا

 سر انجام پس از کش و قوس های فراوان، وزیر علوم دولت یازدهم استیضاح شد. در این باره چند نکته وجود دارد:

1. مهم ترین دلیل استیضاح فرجی دانا، استفاده وی از عوامل موثر در فتنه سال 88 در دانشگاه ها بود؛ حضور افرادی مانند جعفر توفیقی، جعفر میلی منفرد، سعید سمنانیان و ... در راس وزارتخانه از همان ابتدا حساسیست نمایندگان را بر انگیخته بود و زمانی که مجلس به این نتیجه رسید وزیر علوم قصد اصلاح این رویه را ندارد و در انتخاب روسای دانشگاه ها نیز بر ادامه این روند اصرار دارد، در دی ماه 92 طرح سوال از  وزیر علوم را کلید زده و اولین کارت زرد را به وی نشان داد و بعد از چند ماه و عدم تغییر رویه در مدیریت این وزارتخانه؛ سرانجام او را استیضاح کرد.
 
این مساله به خوبی نشان می دهد برخلاف همه تبلیغات و تلاش هایی که چهره های موثر در فتنه 88 و حتی «ساکتین فتنه» انجام دادند تا این «معیار» به فراموشی سپرده شود، در عمل این اتفاق نیفتاده است و هم چنان با گذشت 5 سال از آن روزهای پر التهاب، اگر مستندی از عملکرد منفی کسی در آن ایام باقی مانده باشد، نمی تواند به راحتی در ساختار نظام «مدیریت» کند. اهمیت این مساله آنجایی دو چندان می شود که حتی فردی مثل فرجی دانا در روز استیضاح در دفاع از خودش چندین بار ضمن بکار گیری تعبیر «فتنه» صراحتا اعلام می کند از وزیر اطلاعات در این باره خواسته تا اگر کسی در فتنه نقش داشته به او اطلاع دهد: «به آقای علوی گفتم اگر در حوزه ستاد یا دانشگاه ها موردی از انتصاب فتنه گران هست اطلاع دهید.»
 
این موضوع در واقع بیش از هر چیز حاکی از «هژمونی گفتمان» یک نظام سیاسی است که افرادی که تا چند سال قبل اعتقادی به بکار بردن تعبیر «فتنه» نداشتند، حالا نه پشت میله های زندان بلکه در برابر افکار عمومی و کاملا به اختیار خودشان با بکارگیری این تعابیر، با جریان های افراطی و  ساختارشکن حتی به ظاهر هم که شده مرزبندی می کنند؛ چنانچه همین جریان سال 88 معتقد به «تقلب در انتخابات» و شعار «نه غزه، نه لبنان» بود اما در سال 92 در انتخابات شرکت کرد و سال 93 تلاش می کرد از دیگر جریان های سیاسی در دفاع از «غزه و فلسطین» سبقت بگیرد. هژمونی گفتمان یک نظام سیاسی همان قدرت برتر آن است که باعث شده طی سی و شش سال گذشته بعد از انقلاب هیچ تهدید و فشاری نتواند بر اصول و مبانی آن خدشه وارد سازد.
 
2. تا چند روز  قبل از روز استیضاح، رسانه های زنجیره ای داخلی و خارجی همسو با دولت یازدهم با تمرکز بر تعبیر «3000 بورسیه غیر قانونی» تلاش داشتند تا ضمن تهدید مجلس، از این مساله به عنوان نقطه قوت فرجی دانا در روز رای اعتماد نام ببرند و اساسا رقیب را از طرح استیضاح وی منصرف کنند اما تاکید استیضاح کنندگان بر جوانب مختلف عملکرد پرحاشیه فرجی دانا و همچنین تاکید آنها بر این دروغ بزرگ؛ نه تنها مانع برگزار نشدن استیضاح نشد بلکه در عمل وزیر علوم و حامیانش را از این منظر به سمت «انفعال» سوق داد.
 
علت این امر نیز واضح بود، زیرا از اساس طرح موضوع سه هزار بورسیه غیرقانونی با واقعیت همخوانی نداشت. هیچ کس با این گزاره که «اگر کسی غیرقانونی بورسیه شده است با او برخورد قانونی شود» مشکلی نداشت اما اگر واقعا به گفته مقامات وزارت علوم تمام بورسیه شدگان دولت قبل باید با چوب «غیرقانونی» بودن رانده می شدند، پس تکلیف فرزندان و نزدیکان درجه یک برخی از معاونان خود آقای فرجی دانا و دیگر اعضای کابینه دولت یازدهم چه می شد که در این لیست نامشان به چشم می خورد؟
 
آیا آن ها هم غیر قانونی بورسیه شده بودند؟ در اینجا یک تناقض آشکار میان ادعای اولیه مسئولان وزارت علوم و برخی واقعیات پدید آمد که همین مساله منجر به «انفعال» رسانه ای آنها شد؛ و این مشکل فقط در وزارت علوم دولت یازدهم دیده نمی شود بلکه این موضوع بیشتر به عنوان یک معضل هویتی برای دولت روحانی تبدیل شده است که در خیلی مواقع ادعای مبارزه با یک روند مذموم را دارد اما گزاره های عینی؛ آن مساله را تایید نمی کند.
 
مساله ای که در وزارت نفت دولت یازدهم نیز دیده می شود و در حالی بیژن زنگنه مدعی مبارزه با فساد، رانت و به اصطلاح خودش «بخور بخور» های دوره قبل شده؛ هم اینک سوال بزرگی به نام پرونده «کرسنت» افکار عمومی را به خود مشغول کرده و بخش زیادی از مردم نمی توانند با وجود برخی سوالات و ابهامات،  ادعای فساد ستیزی و قهرمان نمایی برخی مسئولان را باور کنند. لذا این مساله فارغ از مصادیقش؛ چه در وزارت علوم و چه در وزارت نفت و چه در هر وزارتخانه دیگر؛  شبیه به یک معضل هویتی برای دولت یازدهم شده که با گذشت هر روز، بیشتر خودش را نشان می دهد.
 
این موضوعی است که پیش از این رهبر انقلاب در خرداد سال 83 در دیدار با نمایندگان مجلس هفتم به آن اشاره کرده بودند: «با دستمال کثیف نمی شود شیشه را تمیز کرد بنابراین باید در درجه اول مراقب باشید که به هیچ وجه (خودتان) به فساد آلوده نشوید.»
 
3. عدم حضور رییس جمهور در روز استیضاح وزیر علوم نکته مهم دیگری است که نمی توان به سادگی از کنار آن عبور کرد. موضوعی که بازتاب منفی قابل توجهی در میان اصلاح طلبان و حامیان دولت داشته است و آنها می پرسند چرا روحانی به هر علت راضی به حضور در مجلس و دفاع از فرجی دانا نشد؟ بویژه آنکه کافی بود تا تنها 10 نماینده به جای رای مثبت به استیضاح، رای منفی بدهند تا همچنان رضا فرجی دانا عنوان وزیر علوم را یدک بکشد.
 
اما به نظر می رسد رییس جمهور چندان هم از این اتفاق ناراضی نبوده است. شاید علت این مساله این باشد که رییس جمهور نیز ترجیح می داد وزارت علوم دیگر سهمیه طیف «مشارکت» نباشد اما این هزینه باید به پای مجلس نوشته می شد؛ ضمن اینکه از این به بعد روحانی می تواند خیلی راحت با استناد به استیضاح یکی از وزرایش در آستانه یک سالگی دولت، از افراد و جریان هایی که «نمی گذارند» دولت کارش را انجام دهد سخن بگوید و در واقع برای این موضوع در بلند مدت «سرمایه گذاری» شده باشد.
 
 لذا چه بهتر که از این به بعد می توان در واکنش به برخی از وعده های تحقق نیافته اقتصادی و معیشتی مردم، از «سنگ اندازان» در برابر دولت سخن گفت و این ادعا در بدنه سیاسی دولت نیز بیشتر مورد قبول است! در برابر آنهایی که هر از چندگاهی نعره «رفع حصر» بر سر رییس جمهور می کشند شاید بهتر بتوان توجیه کرد که  اینها «نمی گذارند» حتی در دانشگاه و یک وزارتخانه هم کارهایمان را انجام دهیم، چه رسد به تحقق وعده های بزرگ تر!
 
ضمن آنکه این استیضاح تا روز انتخابات مجلس دهم بارها و بارها مورد استناد خواهد بود برای اثبات این گزاره که مجلس آینده باید «همسو» با دولت باشد؛  مجلسی که استیضاح نکند، از وزرا سوال نکند و به تایید دولت یازدهم بپردازد.
 
4. اما اتفاقات روز چهارشنبه مجلس، فقط استیضاح وزیر علوم نبود بلکه نمادی از «بازسازی منتقدان» دولت و «افت حامیان» آن در مجلس بود. بویژه آنکه حتی با نظر مثبت لاریجانی رییس مجلس و رییس فراکسیون رهروان که بنا بر آمار، این فراکسیون اکثریت مجلس را تشکیل می دهند، باز هم فرجی دانا نتوانست در سمت خود ابقا شود و بخش موثری از آرای مربوط به استیضاح وزیر سابق علوم را اعضای این فراکسیون تشکیل دادند.
 
همچنین سخنرانی نیمی از مخالفان وزیر علوم را اعضای این فراکسیون (جعفری، نقوی حسینی، غضنفر آبادی و آصفری) تشکیل دادند تا مشخص شود این فراکسیون دیگر یکپارچگی گذشته خود را ندارد و بخشی از اعضای آن به منتقدان اصلی دولت در مجلس گرایش بیشتری پیدا کرده اند. این مساله در کنار کاهش آرای لاریجانی در انتخابات خردادماه سال جاری برای ریاست مجلس در مقایسه با سالهای گذشته یک معنا بیشتر ندارد و آن اینکه آرایش سیاسی نمایندگان مجلس نهم به نسبت سال ابتدایی کار خود، دچار تغییرات معناداری شده است.
 
ضمن اینکه این مساله جدای از نشان دادن «فراجناحی» بودن موضوع استیضاح وزیر علوم در میان اصولگرایان، برای برخی دیگر از اعضای کابینه دولت یازدهم نیز معنادار است و شاید این روزها علی جنتی، بیژن زنگنه و عباس آخوندی بیش از دیگران احساس کنند که آینده فرجی دانا در انتظار آنهاست؛ به بیان دیگر یک سال و نیم پیش رو، سال کم تحرکی برای دولت و مجلس نخواهد بود و بهتر است تا دیگر وزرای کابینه ریسک مطرح شدن استیضاح خود را تا اسفند 1394 نپذیرند؛ چرا که اصولگرایان منتقد دولت فراتر از جبهه پایداری بعد از یک سال از روی کار آمدن دولت یازدهم در سطح مناسبی خود را «بازسازی» کرده اند و البته تلاش می کنند تا از قبل اتفاقاتی مانند روز استیضاح؛ به یک «وحدت گفتمانی» برای انتخابات مجلس دهم برسند نه آنکه تجربه های شکست خورده ای ائتلاف، مانند 7+8 را بار دیگر تکرار کنند.


ارسال توسط ناظر تویسرکان